.!؟
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 798
- امتیاز
- 5,567
- نام مرکز سمپاد
- farzanegan
- شهر
- کرمان
- دانشگاه
- علم و صنعت
- رشته دانشگاه
- معماري
پاسخ : سوتیها
ما هر وقت ميرفتيم تو آسانسور خواهر كوچيكم دكمه رو فشار ميداد كه حركت كنه خوب ما هم عادت كرده بوديم!!!!!
يه بار تو يه مركز خريد بوديم!خواهرم نبود همراهمون!رفتيم سوار اسانسور شديم!3-4 نفر!همينجوري وايساده بوديم منتظر بوديم آسانسور بره

هي ما به حالت عصبي وايساده بوديم پا رو ميكوبيديم كف آسانسور هي اين نميرفت!
بعد از يه مدت 2هزاري افتاد

ما هر وقت ميرفتيم تو آسانسور خواهر كوچيكم دكمه رو فشار ميداد كه حركت كنه خوب ما هم عادت كرده بوديم!!!!!
يه بار تو يه مركز خريد بوديم!خواهرم نبود همراهمون!رفتيم سوار اسانسور شديم!3-4 نفر!همينجوري وايساده بوديم منتظر بوديم آسانسور بره

هي ما به حالت عصبي وايساده بوديم پا رو ميكوبيديم كف آسانسور هي اين نميرفت!
بعد از يه مدت 2هزاري افتاد








(میخواست بگه مگه فقط من سوتی میدم ؟مگه شماها سوتی نمیدین؟بعد دیگه نمیدونست چه جوری جمعش کنه
در حالت تفکر....

