Suspected Girl
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 986
- امتیاز
- 6,218
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان2
- شهر
- قم
- سال فارغ التحصیلی
- 1397
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- علومتربیتی
پاسخ : خاطرات سوتیها
رفیقم اومده بود خونمون، گلاب بهروتون یهسر رفت مستراح. بعد منم حوصلهم سر رفته بود؛ رفتم پُشت در ضرب گرفتم و شروع کردم بهخوندن و اینا.
حالا مامانِ گرام: عه، نکن دیگه. الآن بچّه اونتو اشتهاش کور میشه. :/
اوشون از اون تو: وات؟ اشتهام؟ دست شما درد نکنه دیگه. :|

رفیقم اومده بود خونمون، گلاب بهروتون یهسر رفت مستراح. بعد منم حوصلهم سر رفته بود؛ رفتم پُشت در ضرب گرفتم و شروع کردم بهخوندن و اینا.
حالا مامانِ گرام: عه، نکن دیگه. الآن بچّه اونتو اشتهاش کور میشه. :/
اوشون از اون تو: وات؟ اشتهام؟ دست شما درد نکنه دیگه. :|











) .. پارسال.. وبلاگ رو سی دی نمی ریختن .. نمی ریزن..






(دیالوگ مادر داستان هستن ایشون)(منظورم این بود این چیزی نداره حال نداشتم توضیح بدم
(جواب منو داد)