پاسخ : سوتیها
اییییی
داش نبودیآ

لحن حرف زدن من و ابول تو مدرسه ک بجنوردیه
خب بزا بگم من حالا
حاجی پریشب مشد خیلی سر شب هواش خوب بود و اینا
بعد. میقع خواب پنجره رو وا گذاشتم ک هوا بیاد
بعد همون شب خواب زلزله ام میدیدم

بعد ساعتای سه چار شد ک باد یخ با طوفان میومد
حالا نصعه شب شده و باد میاد تو اونم یخ::
من::بابا کولر خاموش کن .. تابستون روشن نمیکنی..زمستون روشن نیکنی...(با حالت داد کشی)

حاجی بعد ی هو پنجره اتاق بسته شد ی صدا کرد ک نگو....گووووم
منو میگی خواب زلزله ک میدیدم فک کردم جدی جدی زلزله اونده
بلن شدم نیم ساعت ب سقف نگا میکنم...هی میگم چرا نمیریزه چرا نمیریزه

بعد دیگه چار صب بود مام ک ... شده بودیم خوابمون نبرد و تا صب هی فوش میدیدیم

اصن ی وعضیه
