• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

فكر كنم سوتيه!!
بچه بودمااا
يه روز دايي ناتنيم واسه ناهار اومده بود خونمون
بعد ناهار هم خورش فسنجون بود
اين دايي ما هم داشت هي خورش ميريخت رو برنجش،منم برگشتم گفتم:بسه ديگه چقد ميريزي؟؟؟؟
من: :-w :-w :-w
مامان: :-s :-s :-s [-o
داييم: :|
بقيه: :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

+بزميش X_X
(من در حين فحش دادن به داداشم ;D :-[ :-")


+عموم اخونده :-" بعد اومدم به عموم بگم "عمو الان برام استخاره ميكني؟" ;;)
كه گفتم عمو برام فال ميگيري؟ ^#^ :-"

عموم: قيافه ي من به فالگيرا ميخوره؟ :| :-w
ساير عمو ها هم كه پخش زمين شده بودن :)) =)) =)) :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

چقد ما داستان داریم با این خانواده سمپادیا ......اوووووف

از یکی از بچه ها یه سوال پرسیدم نمی دونس گفت الان از داییم میپرسم
من : اااا کی دایی دار شدی فاطمه ؟؟!! کی هس داییت؟؟ من میشناسمش ؟؟ چرا زودتر ب من نگفتی پس...!!!؟؟؟ :دی

فاطمه : لیلی میخوام از دایی واقعی بپرسم ...
من : :-"
فاطمه : :)))
من : =)))
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پيش تهران بودم، بعدش رفتم يه موس واسه كامپيوتر بخرم. بعد تو راه برگشت رفتم تو ايستگاه مترو منتظر موندم بعد ديدم كه موسش usb نيس :-< :ضدلایک
خواستم برم بالا بعد اصن حواسم نبود از پله برقيه كه داشت ميومد پايين خاستم برم بالا! ;D ميدويدم روش بعد ب خودم گفتم پس چرا از جام تكون نميخورم؟؟ :)) :| ملت داشتن يجوري نگاه ميكردن كه در چند ثانيه تبديل به عن شدم :-<
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار یه سوالو بلد نبودم بعد کنارش از اسمایل :-? استفاده کرده بودم معلمه کپ کرده بود.
یه بارم سر امتحان ریاضی سوالو دیدم تعجب کردم :o گذاشتم
و متاسفانه در نامه ای که برای مدیرمون نوشته بودم از :دی استفاده کردم :-"
جنبه اسمایلم ندارم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

توباشگاه استادمون به يكي از بچه ها كه يه انگشتر بزرگ دستش بود گفت:ديگه انگشترازاين بزرگتر نبود دستت كني؟گفت: استاد روش دعاي جلب توجه داره استادگفت :دعاي چي؟
من :همون جلب شوي همون دوست X-( استاد :) من :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو كلاس زبان نشسته بوديم...گوشيم زنگ زد.آهنگ زنگمم آهنگ تريلر من نفرت انگيز2 بود كه ميخوندن:بابابا...بابانانا...بابابا...بابانا...[nb]داشتن برا موز ميخوندن[/nb] منم :-[ همه هم مردن از خنده
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم میگفت کلسترول َم رفته بالا.
خواهرم(بچه س) گفت چه جالب ;D منم LCD َم رفته بالا
 
پاسخ : سوتی‌ها

در دوران طفولیت تو دستشویی بودم(توحیاته)
بعد دیدم دارن در میزنن، من فک کردم دارن در حیاتو میزنن، برگشتم گفتم: بفرمایید X_X
داداشم پشت در بود گفت چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا مدت ها اذیتم میکرد. :(
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه دفعه یکی داشت با مداد فشاری من زیر ناخن هاش رو چرک گیری میکرد٬ بهش گفتم اگه میخوای میتونی تهش رو هم بکنی تو گوشت٬ بعد گفت حتماً ؛ ... و حتی تو دماغت ... حتماً. گفتم سگ صفت ٬ انگار من اون رو میکنم تو دهنمااااا .... حتماً.
بعد دیدم از رو نمیره٬ همونطور که داشتم معلم رو نگاه میکردم فکر کردم چیکار کنم٬ تصمیم گرفتم مداد فشاریش رو بشکنم. بعد این هم توی همون مدت مداد فشاریم رو گذاشته بود رو میز کنار مداد فشاری خودش٬ منم اشتباهی برداشتم مداد فشاری خودمو شکستم. حس بدی داشت.
 
Back
بالا