داشتیم فیلم میدیدیم با خانواده ، بعد اعصابم خورد شد میخواستم بگم گور بابای فلانی ( تو فیلم بود طرف)
بعد گفتم فحش ندم به بقیه ، گفتم گور بابای خودم
خیلی بد نگام کردن مامان و بابام
چن روز پيـــشا خاهــرم گير داده بــود ب مامان بابام كــ شما چــرا با من بازى نمى كنيــن !!(جَو زدگىُ اينــا )
بعــدم گُف من تصمـيم گــرفتم وختــى بزرگ شدم مامان يا باباى پايه اى بشــم .!
كُلن ى چن ثانيه هنگ بودن همه .!! :-\
ولى من ميدونم حتمن باباى خوبى ميشه بزرگ شه .!!
داداشم داشت تعریف میکرد ...
جلو چرخ و فلک وایساده بودیم یکی هم داشت از ما عکس میگرفت در همین هین چرخ و فلک ایستاد یکی گف: صب کنید صب کنید بذارید چرخ و فلک دوباره حرکت کنه اخه ایستاد !!!
بیچاره فک کنم نمی دونسته که تو عکس چرخ و فلک حرکت نمیکنه!
خونه مادربزرگم بودیم همه هم بودن. داییم اینا از تهرانم اومده بودن یک چند سال هس ندیدیمشون. بعد خاله ام هم اومد به داییم میگه ماشاا... چه قدر بزرگ شدن شازده پسرتون ... چن سالشه؟؟
داییم: نمی دونم ولی خیلی وقته داریمش
من :
خاله ام :
پسر داییم :
داییم :
سوتی ساله سوتی دوست من
دوستم :ایپد بهتره یا تبلت
من :تو ایران تبلت
دوستم : چرا سیستم اندرویدشون فرق میکنه ؟ بعد کلی توضیح ددم میگه ای او اس نسخه چنده اندرویده