fitmal
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 812
- امتیاز
- 3,334
- نام مرکز سمپاد
- farzanegan 2
- شهر
- کرمان (1 ر) - تهران (بقیه)
- مدال المپیاد
- یه سری مرحله 1 :-" 1 مرحله 2 :-"
پاسخ : سوتیها
تو قطار بودیم بعد داشتیم تو واگن ها راه میرفتیم به یه در رسیدیم هرچی با دوستم فشار دادیم باز نشد من یه دکمه اپن دیدم زدم باز نشد بعد دوستم هم هی هل میداد دوستم:فاطمه چرا باز نمیشه؟
من:شاید واگن برادران دوستم از تو شیشه اش نگاه پیکنه میگه ا ریل ها هم دیده میشی چ باحال
خلاصه یه 5 مین دیگه زور زدیم ک من دیدم بازم باز نشد بعد از مدتی گفتی ریل ها هم مشخصن؟.... 
لازم ب ذکر است ساعت 3 صبح بود و ما اسم های خودمونم یادمون نمیومد
.........
من نزدیک در بودم دوستم گفت فاطمه در و ببند من بلند شدم بد یه در دیگه کنار این دره بود بعد من فک کردماینه همینطور مستقیم رفتم صاف با کله رفتم تو در جاتون خالی پخش زمین شدم
........
میخواستم بگم سکه ارزون شده گفتم صعود منفی داشته

تو قطار بودیم بعد داشتیم تو واگن ها راه میرفتیم به یه در رسیدیم هرچی با دوستم فشار دادیم باز نشد من یه دکمه اپن دیدم زدم باز نشد بعد دوستم هم هی هل میداد دوستم:فاطمه چرا باز نمیشه؟
من:شاید واگن برادران دوستم از تو شیشه اش نگاه پیکنه میگه ا ریل ها هم دیده میشی چ باحال
خلاصه یه 5 مین دیگه زور زدیم ک من دیدم بازم باز نشد بعد از مدتی گفتی ریل ها هم مشخصن؟.... 
لازم ب ذکر است ساعت 3 صبح بود و ما اسم های خودمونم یادمون نمیومد

.........
من نزدیک در بودم دوستم گفت فاطمه در و ببند من بلند شدم بد یه در دیگه کنار این دره بود بعد من فک کردماینه همینطور مستقیم رفتم صاف با کله رفتم تو در جاتون خالی پخش زمین شدم

........
میخواستم بگم سکه ارزون شده گفتم صعود منفی داشته



X-( X-( X-( X-(




X-(
[-( 


از بد شانسی کلا خاندان ما
خوشگلا باید برقصن بود
