• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

من عادت دارم وقتی از دست شویی میام کلا پام رو آب میکشم چند وقت قبل تو مسجد مارفتیم دست شویی ;D هیچی دیگه همین که می خواستم بیام بیرون رو کفشم آب ریختم :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

کلا سوتی که زیاد میدم مخصوصا سره این موضوع که زیاد سوتی دادم ... ;D
مامانم همین طور تند تند پشته سره هم میگف زنگ بزن خونه , زنگ بزن خونه ... منم همین طور شماره و گرفته بودم دمه گوشم همش هم میگفتم "با این خط های لعنتی ... ادم نمی تونه خونش زنگ بزنه ... " بعد کلی با عصبانیت گوشیمو نیگا کردم دیدم طبق معمول دکمه ی "call" و نزدم ... :)) هیچی دیگه اصن به این دقت نکرده بودم که چه قدر عجیب زنگ نمیخوره ... :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از فــاضــل :
یه دفعه رفتیم یه روستایی . با پسر خاله ها و دختر خاله ها یه جایی . یه جایی اون طرفا بود دوتا سگ بود پشت یه سری حصار ( فلزی ) . ما رفتیم جلو . این سگا خواب بودن یک داد زدم . سگا تا حدودی سکته کردند . بعد هم تا می تونستم اذیتشون کردم . ( خدا ببخشه ) نمی دونم چرا هی بقیه جلو نمی اومدند . بالاخره دیدم سگا خسته شدن دارن میرن اونور . من رفتم دنبالشون دیدم یک قسمت از حصار بازه . سگا هم می رفتند به سمت اونجا . ( دو سگ به قد 15 متر ) از قیافشون معلوم بود می خوان تیکه تیکه ام کنند . آقا در رفتم ها . همه با هم در رفتیم . مگه سگا ول می کردند . بالاخره رسیدیم به خونه با کفش پریدیم تو خونه .
من #-o ~X(
پسر خاله ها =)) =P~ \:D/
دختر خاله ها [-o< :-ss :-s
کلا سوتی بود؟؟؟
البته اینجارو میشه سوتی گرفت
( دو سگ به قد 15 متر )
 
پاسخ : سوتی‌ها

چن وخ پیش رفته بودم مشد
بعد پسر عمم اونجا پزشکِ و همه ی خاندان دکتر ندیده مون هر ویخ میبیننش همیشه این دفترچه های بیمه شونو میبرن ومفت مفت ویزیت میشن
ماهم ک سفر کردیم و ننه گرانقدرمون امر فرمود ک زیارت ک رفتیم سیاحتم ک تموم شد واستا تا پیش این ایرج(پسر عمم ) هم برم ی معاینه ای داشته باشم
مامان:ممد ی زنگ بزن ب ایرج ببین هس بیام؟
من: مطبشو ندارم ک ...
-مطبو میخای چیکا؟ب گوشیش بزنگ
-تلفونو ورداشتم 091... بوق بوق ...ی دفه صدای بوق قط شد و من فک کردم گوشی رو ورداشته و گفتم :الو سلام!
-مامان:ورداش گوشیشو؟بپرس بیام هستش؟
-نه نیس.
-کجاس؟
-رو مُنشیشه
-چیکا میکنه؟ :-?
-من چمدونم
-کی تموم میشه؟ :-/
-چی؟ :-/
-همین ک کارش با منشیش تموم شه؟
نه منظورم اینه ک گوشیش رو منشی تلفنیه! :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز رفته بودیم باغ.......اونجا هم پره سگ بود....منم خواستم بگم که آره دیگه از سگ نمیترسم و آشنایی دارم.....
هیچی رفتم نزدیک یکیشون که خیلی هیکلی بود بعدش خواستم دستمو بکشم به سرش که یهو جنی شد و افتاد دنباله سرم....شب ساعت ده......تو جاده لواسون من در میرفتم و اون پشت سرم......مردم و خونوادم هم فقط داشتن میخندیدن...آخرش خدا رو شکر با ماشین بعده یه ربع اومدن دنبالم...
فقط از ترس دیگه داشتم میمردم!!! ~X( X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز تو خیابون بودم . یه بچه دو سه ساله دیدم . بیچاره گم شده بود . حالا این بچه اولین آدمی که اون اطرافش بوده یه مانکن بود . بچه واستاده بود جلو مانکن . یک گریه ای می کرد آدم جیگرش کباب می شد . هی می گفت : آقا من گم شدم . آقا چکار کنم ... . ما هم رفتیم جلو ببینیم چکار کنیم که بعدش پدر مادر بچه هه از تو مغازه لباس فروشی اومدند بیرون . بچه کلی خوشحال بود . قکر کنم داشت از مانکنه تشکر می کرد .
 
پاسخ : سوتی‌ها

من دیشب عروسی بودم،بعد ساعت۲صبح خوابیدم،الان هم که ساعت۷:۳۰هست بیدار شدم چون کلاس دارم،عاقا ما گفتیم بیایم تو سایت ببینیم چه خبره دیدیم تو نخوانده ها مون یه تاپیک هست به نام"بیاییم عروس یاد بگیریم" :o :o :oتازه 'عروس'رو هم اشتباهی با 'ص' نوشته بود!!! :-\ :-\
من داشتم فکر میکردم کی دیگه اینقدر حالش بد بوده که همچین تاپیکی زده،بعد که یکم دقت کردم دیدم نوشته'بیاید عروض یاد بگیریم.' و من خونده بودم: 'بیاید عروص یاد بگیریم!!!!!!!!! ;D ;D :)) :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز خونه مامان بزرگم بودیم...
کل ایل و طایفه اونجا بود داشتن در مورد مستاجری بحث میکردند...
یهو ناغافل گفتم:من اینقد بدم میاد از مجردی!!!
همه اولش: :-\
بعدش: =))
من اولش: ;D
بعدش: X_X X_X X_X X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو هوش سياه،اون يارو ب كامران گف حبيب"قبرسه"كامران رفت تركيه=))
حالا چندتا سوال:-D
قبرس رفته تركيه؟يا تركيه رفته قبرس؟يا اسم قديم تركيه قبرس بوده؟كدوم؟:-o:-o
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب بابام داشت در مورده پزشکی و .... با خالم صحبت میکرد
بابام:پزشک ها از 50 درصد مردم که بالاتر نباشن از 70 دردهستن....
من: :o
خالم: :-?
منو خواهرام: =)) =))
بابام: سوتی دادم؟؟؟؟ خب از 40 درصد ک هستن.... :))
 
Back
بالا