• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم داره با عمه م حرف میزنه: ما که دیشب مزاحمِ شما شدیم، شما کِی مزاحمِ ما میشید؟ ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

بیمارستان بودیم
دکتری که ازش حرف خواهیم زد فامیلمونه معاونت چی چیه!(نمیخوام پز بدما!)
بعد گفت این زنه، شوهرشو کتک زده
بعد حال خودش خراب شده
مرده دستش شکسته
زنش شوک شده!!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سال دوم راهنمایی که بودیم یه معلم فیزیک داشتیم که هنوز نمی دونس خسوف وکسوف یعنی چی؟!! :))

امسال هم معلم فیزیک مون اومد بگه:که امپر سنج گفت کامپرسنج ما هم هنگ کرده بودیم که حالا کامپر سنج چیه؟! :))

راهنمایی یه نام داشتیم(خ.ملازم!تمام فرزانگانی های1شیراز می شناسنش و حتما یه سوتی جلوش دادن!)هر وقت اسمش رو میاوردی مثل جن جلوت ظاهر می شد ;Dمن یه بار گفتم ملازم بی شعور به خاطر یه چیز الکی نمره انظباط بهم نداده!همون موقع جلوم ظاهر شد و گفت سلام نگار خانم :))قیافه من: X_X :-ss :o

من وقتی دنیا اومدم به طور جالب انگیزی با یه دختر دیگه جامون عوض میشه!(چه جوریش خیلی طولانی حوصلم نمیشه بنویسم!)بعد از1ماه اون یکی دختره یه اتفاقی براش میفته که باید بهش خون میزدن!وقتی از مامان و بابای من خون می گیرن میفهمن که اصلا این دختره مال خودشون نیست!بعد با هزار مکافات بدبختی اون خانواده رو پیدا می کنن ما2تا هم بر می گردیم پیش خانواده هامون! :))

یه بار سر کااس نشسته بودیم معلممون گوشیش زنگ خورد!بعد معلممون به طرف گفت شیری یا اهو؟!من و2تا بغل دستیم گفتیم خر چشه؟! ما: :)) معلم: X-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

توی گل یا پوچ دیدین دست ها رو مشت میکنن و میذارن روی هم و بعد با باز کردن یا نکردن بالایی تغییر میدن جای گل رو؟...
من همیشه توی این مشکل دارم :))
هی سوتی میدم یا جقت مشت هامو باز میکنم در نتیجه می افته یا اینک میخوام برم تو پایینی ولی جقت مشت هام رو میبندم نیفته ی وقت :)) :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

نمی دونم این سوتیه یا نه
شبکه ی سه اومده یک فیلم به نام نغمه ی نوروز درست کرده که از انیمیشن ها (روز کریسمس) خارجی کپی کرده
خیلی جالبه
الان داره پخش می شه ساعت 8 و نیم است
موضوع پیدا نمی شه اینکار را می کنند
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو ح.ب میخواستم بنویسم به به اومدیم دوباره نوشته بودم بع بع اومدیم دوباره!!!!!! :-[!! ;D!! =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آبجیم دیشب یهو شروع کرد خاطره تعریف کردن ...

میگه :

آره یادته اون شب با شهرزاد رفتیم شهربازی استخر توپ؟ بعد با خاله بزغاله هم رفتیم ماشین بازی؟

ما: =)) =)) =)) =))

آبجیم : :) ^-^ 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

با مدرسه كه رفته بوديم مشهد عصر بحث بود بين بچه ها كه صبح كي بريم حرم...
نفر اول- ميگم تاحالا تا طلوع افتاب نمونديم حرم...امشب 3 بريم تا طلوع...
نفر دوم(به صورت كاملا جدي)- اصلا ساعت دو ميريم كه طلوع رو هم ببينيم!!!
ما- :o :)) :)) =))
تازه جالب اينجاست نفهميد چي گفته!!خب دوست عزيز حالا مشهد طلوع و غروب و اذوناش نيم ساعت سه ربع زودتر اصفهان هس،
اما خداييش ديگه دو بعد نصفه شب خورشيد طلوع نميكنه! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

نشستیم کلاس فیزیک معلم انتگرال نوشته ماهم بچه دومی چه بدونیم این چیه معلمو مسخره میکنیم که اهه طرف داره کلاس میذاره ببین s رو چه جور مینویسه
یکی از بچه ها اغا ماهم بیایم یه s بنویسیم معلم : :o بچه چهربطی به بحث داره دوستم : اغا خودت داری تمرین s میکنی دیگه. معلم: :-w
کسایی که میدونستن: :)) =)) کسایی که نمیدونستن (یکیش خودم): :-?
دیگه اوضاعی شد کلاس بیچاره از جلسه بعد کلاس نیومد.
:)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اونروز دخترخالم شیرینیشو فوت کرد لیوان چاییشو گاز گرف :))
 
Back
بالا