• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

با دوستام رفته بودم مسافرت بعد خواهرم زنگ زد به گوشیم منم خیلی عجله داشتم میخواستم یه جوری دست به سرش کنم گفتم :ببین الان شارژم تموم میشه کاری نداری؟
خواهر:ابله من زنگ زدم :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز که میخواستیم بریم فرز1:
بابام:فرزانگان1 کجاست؟
من:فلسطین
داداشم:چی؟ :o فلسطین؟ :o
من:آره دیگه مگه چیه؟ (:|
داداشم:یعنی چی آخه سپید فلسطین که ایران نیست :-?
منم که فرصت را برای سرکار گذاشتن غنیمت شمردم B-): ا نمیدونستی تو ایران نیست :-" مام فردا داریم میریم خارج :-"
داداشم: X-( یعنی چی خوب؟ :o :o
دیگه دلم سوخت گفتم بش اسم یه خیابونه :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من:یگانه من خیلی زشتم 8-^
یگانه:نه توخیلی بانمکی
من:نه من میدونم خیلی زشتم
یگانه :نه توخیلی بانمکی ببین اصن من حاضربودم زشت باشم ولی یک این اتفاق برام نیافته
من: ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

عاقا ما بچه بودیم نفهم بودیم جاهل بودیم
شب چهارشنبه سوری بیرون داشتن منور میزدن منم دیده بودم اومده بودم خونه با گریه که عاقا آمریکا حمله کرده ...
 
پاسخ : سوتی‌ها

همین دو روز پیش با بروبچ رفته بودیم صمدی(اغذیه فروش معروف نزدیک مدرسه)
وقتی ساندویچ ها رو خوردیم سس هامون زیاد اومد یکی از بچه ها گوله شون کرده بود من انداختمشون زیر پام بچه هام جلوم
من هم پامو محکم زدم رو سس و در درجه اول زد فاتحه شلوار خودمونو خوند ولی از صورت تا شلوار بچه ها قرمز شده بود!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

آغا امروز ما معلم نداشتيم نصفمون تو حياط بودن ما ها ه تو راهرو به سمت حياط عازم بوديم ي بنده خدايي ترقه انداخت بعد چون فقط ما كلاس نداشتيم ناظممون اومد بالا ما رو تو راهرو ديد گفت سر كلاس ببينم
اومدسركلاس گفت :كاره كي بود خودتون بگيد ؟
ما: :-?
ناظم با حالت داد:كاره كي بود؟
من: خانون ما رو به زور كردين بعد تقصير ها رو مي ندازين گردن ما(. معني: ما رو به زور تو كلاس كردين بعد تقصير ها رو مي ندازين گردن ما؟)
بچه ها: :)) :))
من: ^#^
ناظم: X-( X-( ~X(
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز انقد تبریک تولد شنیدم ;;) آخر سر که داشتیم با بچه ها خداحافظی میکردیم به جای اینکه بگم عیدت مبارک گفتم تولدت مبارک :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها به معلم :
عاقا من سه تا سوال بیش تر شما ندارم!
1-روز و ماه و سال تولدتون رو بگید!
2-محل کار ،ادرس خونه،تلفن منزل و تلفن محل کار و شماره موبایل خودتون رو بگید!
3-(چیزی به ذهنش نرسید)بچه ها کمک کنین!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Elena.MR :
اول راهنمایی که بودم توی کتاب زبانمون یه شخصیت بود به اسم Mr Brown
که من آقای قهوه ای ترجمش کردم ... :-"
یادش بخیر یه Mr.Karami هم داشتیم 8-^
یکی از بچه های کلاس خوندش مستر کمری! :o
وای خدا مردیم از خنده :)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پیش زنگ ادبیات داشتم شعر "قصه ی تکرار آرش" رو از رو میخوندم: شهر،از آن سوی سنگر ها شیرِ مردان (shir-e-mardan) را صدا میزد! X_X :)) :-"
یعنی اصن کل کلاس ترکید یهو! =)) :))
 
Back
بالا