• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

امروز دینی و سوتی های دوباره:
ما،آموزش پروش پیشرفته دنیا (!)
خدا شاهده! شما ها که شاهد نیستین ;D
من با همه نوع دبیرستان کار کردم دبیرستان عادی دبیرستان غیر عادی (!)مثل اینجا :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم: فردا میام مدرستون دوست موستات به من نگن گوگولی و اینا من بزرگم بچه نیستم B-)
من:احتمالا همچین وضعیتی پیش بیاد :-"
داداشم:اگه گفتن منم بهشون میگم بابابزرگ :P
من:به نظر تو دختر بابابزرگ میشه؟ :))
داداشم:حالا همون مامانبزرگ شنونده باید عاقل باشه :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو سالن مدرسه برا خودم قدم می زدم و هنزفری هم تو گوشم بود و مثه ماست گوشی رو هم گرفته بودم تو دستم ، ناظم مدرسه منو از دور دیده ، می پرسه:
نمی دونی خانوم فلانی با کی کلاس دارن؟ :-/
من در حالی که همون جوری وایستادم : نه ;D
دوباره رفت یه دوری زد و برگشت، اومد روبه روم وایستاد ، یه چیزی گفت ، نشنیدم....
خیلی ضایع تر ، هنزفریو از گوشم دراوردم و گفتم : بله؟ :-/
ناظم : می گم به چیزی احتیاج نداری؟ ;D
من : نه ، خیلی ممنون ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز مثلا داشتیم تکواندو بازی میکردیم خودشم تو خیاط یه خدمتکار داریم اقا تومدرسمون پیره ها!!!بعد که منو دوستم داشتیم همدیگرو میزدیم حواسم نبود پام خورد به اون بدبخت کتفش بدجوری درد گرفت میگم تروخدا چیزیتون نشد واقعا شرمنده!!! X_X!!!!اونم میگه نه دخترم چیزی نشد شماها مواظب باشین چیزیتون نشه ایناهم دوستای.......مننا>>> =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))!!!!!!!واقعا که من اب شدم رفتم زمین اوناهم دارن قهقهه میزنن!!!! :(
 
پاسخ : سوتی‌ها

X_Xمادرمان باز از این غذاهای چیزی درس کرده بود :|
(اکنون سر صفره)
مامان خیلی خوشال غذاشو میاره سر صفره در این حالت : ;D
من و داداش و بابا :: :|
غذا رو جلومون گذاش
در اون سکوت #:-S
داداشم : مامان !! اینا شبیه فضا غذاییا نیس؟ :-\
مثــــــلن میخاس بگه غذا فضاییا(غذا فضاییا چیه باز :-/ )
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز یه برگه دستم بود ازاینه که باید از تو جدول یه کلمه درمیاوردی...بعد یکی از دوستان هم کنارم بود...میگم زود باش یه کلمه پیدا کن...میگه آهان بیا پیدا کردم:ST....گفتم:چی؟؟؟؟ یعنی چی؟ برگشت گفت: st دیگه...ای بابا... 206st....
بعد ما: =)) =)) =)) =)) =)) منظورتSD بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

دارم با دوستم میحرفم صداش قطع و وصل میشد...خواس بگه : صدا تو میاد صدای من میاد؟
برگشت گفت:مهدی صدا من میاد صدا تو میاد؟؟؟
من:چی؟؟؟ :)) :)) :)) :)) :)) =)) ;D :))

سر کلاس زبان:
بچه ها بجز فضاپیماو... با چی میشه رفت فضا؟؟؟
بچه ها: 8-| :-"
معلم:رویا!!!
من:ااااااا....خانم بیاید چشمامونو ببندیم باهم بریم فضا...کیفشم بیشتره!!!! :)) ;D
معلم: تو تو فضایی! چشماتو باذ کن بیا پایین!!!
بچه ها: =)) :)) =))
من: :| خانم چشمام که بازه!!!
معلم: همون!منظورم بستنش بود...
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز داشتیم از کلاس میرفتیم حیاط با دوستام. مستخدم مدرسه هم نگو داره پشتمون میاد.
دوستمم داشت با ما حرف می زد. کلا ما راه رفتنمونم مثل آدم نیست همیشه در حال کتک زدن همیم!!
حالا دوستم در همون حال که داشت حرف میزد پاشو میذاره رو دمپایی جناب آقای مستخدم و اونم دمپاییش در میاد از پاش :))
تا آخر اون روز خودشو از مستخدمه قایم می کرد بچه ;D
 
Back
بالا