• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

صدا مامانم از بیرون میاد، پای تلفنه بعد یه بچه هه برداشته
مامانم: سلام آقاپسر گل، اسمت چیه؟
آقا مونا؟
من (در درون): چی دقیقا؟؟ :-"
آقا مریم؟
آقا مارال؟ آها دختری پس :)
من: دقیقا چرا باید پسر میبود؟ :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

فامیل یکی از پسرای ما "قناعت" هست!

سر کلاس اخلاق بودیم و استاد داشت از قناعت و ساده زیستی حرف میزد!
استاد: حالا بچه ها من یه نصیحت به شما جوونا بکنم.
اینکه سعی کنید همه تون زندگی تون رو با "قناعت" آغاز کنید!!!

بچهه ها: =))
یکی از بچه یه چیز آروم گفت (ولی استاد شنید!): خب بابا همه که نمیشه با قناعت آغاز کنن!!!

استاد(از همه جا بی خبر!): چرا نشه؟! این بهونه ایه که جوونا میارن ودام شیطانه تا نذاره زوجین به هم برسن و خوشحال باشن! همه تون زندگی رو با قناعت شروع کنید من قول میدم مشکل بدی براتون پیش نیاد! همه اش شیرینه!!! :-[

بچه ها! :)) =))

استاد:امان از این جوونا! تا از ازدواج حرف میزنیم قند تو دلشون آب میشه!! ;D :-[

بچه ها تو دلشون : بابا به اون نمیخندیم که!!!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروزمن وچندتاازدوستام وایستاده بودیم خانم اومدهمینجورحرف زدبعدآخرش گفت حالاک اینجوریه من دوستون ندارم
میخواستم بگم ب درک
فهمیدنگام کرد
وسطش بودم گفتم ب ددددددددددددددد :-" :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

واسه امتحان فیزیک یه تعریفیو هر چی میخوندم یادم نمیموند،نوشتمش کف دستم ک مثلا هی تکرار کنم یادم بمونه(!)

هیچی دیگه امروز دستمو بردم بالا از مراقب سوال بپرسم دیدم اینجوری شد: :-? بعد اینجوری=> :-w [-(

من: :-/

فک کنم خواست ادای جوانمردارو در بیاره با این حالت رف=> :-"

عذاب وجدان!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم رفته بود شلوار لی بخره.
بعد یه شلوار دیده خوشش اومده.
دستشو کرده تو جیب عقبی شلواره ببینه جنسش چطوره!
بعد یوهو یارو برمیگرده.مانکن نبوده.آدم واقعی بوده!!! ;D
دوستم هم فوری فرار میکنه. :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

من مقنعمو سر كلاس برداشتم و درسمون هم در مورده حركاته گردنه...
دبير محترم زيست:خانوم شما كه لختي بيا جلو...! ;D
من: م م م...ن؟! :-L
 
پاسخ : سوتی‌ها

گزارشگر بازی پرسپولیس-صبا :
عجب توپ خراب کنایی هستن بازیکنای پرسپولیس!
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامان یکی از دوستام دبیر ادبیاته ، یه روز دوستم میگه داشتم برگه هارو تصحیح میکردم رسیدم به این سوال :

معنی بیت زیر را به فارسی روان بنویسید :

طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت به در آی تا ببینی طیران آدمیت​

یکی از دانش آموزا اینجوری معنی کرده بود :

ته ران مراغ را دیدی و شهوتی شدی ، اگر ته ران انسان را میدیدی چکار میکردی ؟؟ :| :| :|

آخه از کجاش در آورده این معنی رو ؟؟؟ =)) :-?? =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

مهمون اومده بود خونمون منم امتحان داشتم ، یه بچه شون ، دیوارو راست میرفت بالا ،یکی دیگه هم نسبتا آروم بود،

اونی ک آروم بودُ آوردم تو اتاقم گفتم " نگار خسته نیستی؟؟" گف:" خابم میاد.. (:|."

منم گفتم" خب برو ب مامانت بگو برین خونتون راحت بخابی..."

اینم رف ب مامانش گف،از تو پذیرایی همچنان ک داشت فرار میکرد بلند گف غزاله جون به مامانم گفتم!

من: :-[
نگار: ;;)
مامانش: :-w
 
Back
بالا