• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

- (با خوشحالی) چند روز دیگه دختر داییم به دنیا میاد!
- آخه! دختره یا پسر؟!

(یکی از دوستام در مورد زن داییش حرف می زد)
- ازدواج کردن؟ :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امتحان ترمه پارسال...
سر امتحان يه دفه اي گوشي مراقبمون زنگ خورد...
زنگ گوشيش ع ماله من بود....
من يه دفه رنگم پريد بعد كه جواب داد
بلند گفتم: اخيييييييييييييييش....فك كردم گوشي من بود! ;D
تهش خودم خودمو لو دادم!
البته چيزي نشد...معلمه پايه بود!
 
پاسخ : سوتی‌ها

قدیمی ه ! امروز یادی ازش شد گفتم بگم !
ما سوم راهنمایی که بودیم کلاس 6/3 بودیم , صبحا خارج از دید مدیر که بالا منبر بود با دومیا والیبال بازی میکردیم واسه همین صف 6/3 , خالی بود فقط 3 تا بچه + ا وامیسادن !
یه بار خون ناظم به جوش اومد که صف خالیه به سمت زمین والیبال داشت میومد همه متفرق شدن , اولین مکانی که میشد بش پناه اورد , گلاب کاشان به روتون , wc بود ! من و یه سری قبل از رسیدن ناظم در رفتیم از دستشویی ولی 3 تا بچه ها مونده بودن تو یکی از دستشویی ها ,زنگ اول هم دینی داشتیم ,یکی که خونده بوده داشته واسه بقیه سامری میداده اون تو,یادشون رفته بیان بیرن! ناظمم دم درش واساد, اینا میخواستن ادا در بیارن که یکی تو دستشویی ه هی آفتابه پر میکردن میریختن! بعد واسه اینکه طبیعی جلوه کنه , یکی شون سیفون رو میکشه , لوله ش ترک داشته , میپکه ! :)) میگفتن از تو بالا و پایین آب میپاشیده اینام جییییغ ! ناظم با پا میکوبه به در , کل دفتر جلو دستشویی واساده بودن, 3 تا موش آب wc کشیده اومدن بیرن ! ;D میخواسن اخراجشون کنن ...
=============================================================

یکی بچه ها داشت لوبیا میخورد , من اومدم یه چیز بگم یه لقمه شریک شم باش :
من : من کنسرت لوبیا خیلی دوست دارم ! ;D
لوبیا دار : منم کنسرت لوبیا و تن ماهی دوست دارم.
شخص سوم : کنسرو نیس اون ؟ ;D

==============================================================================

دبیر حسابان پا تخته بود , داشت سوال حل میکرد بعد گفت : " چون x میشه منفی این تیکه قبول نی " . یکی اومد تیریپ بیاد فهمیده خیلی متفکرانه گفت : " به قول خودتون چون x میشه منفی این تیکه قبول نی " :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من كه ديگه مدرسه نميرم ، اما كتابخونه ميرم ، ميشه يه خاطره بگم ؟ ;D
يه رفيق دوران دبيرستان داشتيم كه چند روز پيش ديدم اومده تو كتابخونه و ثبت نام كرده . . .
بعدش كه يكم درس خونديم ، گفت بريم بيرون يكم استراحت كنيم ، منم گفتم باشه
خلاصه يه گوشه در حال بگو بخند بوديم كه يهو متوجه شديم يه دختري ( قدش يكم كوتاه بود ) پشت به ما وايساده و دوستم گفت من ميخوام بش تيكه بندازم
منو سايرين هي سيريش شديم كه آقا زشته نكن اين كارو ، خلاصه ايشون تيكه رو انداخت
دختره كه برگشت همه رنگمون مثل ديوار سفيد شد
آخه دختر نبود ، خانوم .. . . ، رئيس كتاب خونه بود :-[ :-[ :)) :)) :))
البته شانس آورديم زياد گير نداد
بعدشم يكم خنديدم
البته چند دقيقه بعد اكيپ اصلي بچه ها رسيدن با شنيدن قضيه همشون منفجر شدن از خنده ;D :-[ :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی بود یکی نبود:
سر کلاس عربی نشسته بودیم دبیر داشت ترجمه رو می گفت ما بنویسیم اما کسی نمی نوشت!!!
بعد یهو اومد مارو نصیحت کنه گفت بچه شما الان باید تو نوشتن چست و چالک باشین ;D
دیگه بعدشو دریابید که چی شد!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

آخی سکرت.یادش بخیر... همین دو هفته پیش بود. ;D

همون دبیر عربی: دختره با ماژیک فسفری نارنجی دور سوال یه خط قرمز گنده کشیده...

زنگ زبان فارسی:

مدرسه شاهد ادبیات تا آخر کمال الملک رو خوندن. شما کجایین؟

-ما گاویم. ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

هفته ی پیش وقتی ناظممون داشت حرف میزد دندون من شکست! به ناظممون که گفتم میشه برم بیرون دندونم شکسته گفت ا خب با چسب بچسبون!( خیلی جدی گفتو اون موقع عصبانی بود و بچه ها هم نمی تونستن بهش بخندن!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار داشتم با يه ناظمي خوشش از ادامس نمياد ميحرفيدم وسط حرف ادامسم تف شد تو صورتش
اخه مگه ادامس چشه الن بوفمون ادامس ميفروشه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز معلم عربی داشت یه سری اسم منقوص مثال می زد ، یکی از مثال هاش این بود "کبری" ولی نقطه هاش رو یکم اشتباهی گذاشته بود ....من هم گفتم : اقا فکر کنم کبری رو اشتباه نوشتین ...!! (کلاس هم منفجار شد... )
بعد یارو (ملعم) سریع فهمید !! نقطه اش رو پاک کرد ، گفت که ذهنت خرابه !!! کلمه درست هست ... و یه مشت چیز دیگه که به خاطر خنده ی زیاد نشنیدم ... :-"

بعد یکی از بچه ها از معلم پرسید که امتحانتون رو چطوری می دین ، من هم بلند گفتم : کبریایی .... :-" :-" معلم هم به روی خودش نیورد ...

==================
این سوتی ها هم ماله پیارسال و پارسال هستن ...
یارو شلوارشو پشت و رو پوشیده بود !!(شلوار ورزشی نبوداااا !! ) و برای چند سال ما هنوز تو فکر این هستیم که چطوری دکمه هاش رو از پشت بسته بود ! :)) (البته بعدش فهمیدیم که شلوارش دکمه نداشت ... کشی بود ... :-" )
همون بالاییه ، اومد قرآن بخونه ، گفت : اعوزو بالله من الشيطان "الرحیم" ... :-" :-"

یه مشت سوتی ی دیگه هم داده یارو که من یادم نمی اد دیگه ... :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

مال امروز نیست الان یادم اومد !! :-" :دی

بعد امتحان یکی اعتراض کرد که خانم چرا سوالا رو تایپ نکردید ! خیلی بدخط بود !!

بعد یکی گفت اِ ! مگه تایپ نکرده بود ؟! :دی


بعد 60 دقیقه امتحان نفهمیده بود ! :دی
 
Back
بالا