• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

توی امتحان قلمچی یه سوال بود که مفرد کلمه رو داده بود ما باید می دیدیم جمع مکسرش درسته یا نه؟ یه کلمه بود: سلسله:سلاسل
منم بر وزن فعل گفتم می شه فلفله که جمعش می شه فلافل ;D :-" تازه خودمم نفهمیدم چی شد ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

فامیل دور: در بستنی رو باید بست!
پسرعمه زا: در بستنی رو باید لیس زد! =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم به مامانم یه جمله انگیلیسیو میگفتم بنویسه بعد اصن حواسم سر جاش نبود
گفتم:She agrees that they should sleep online
میخواستم بگم sleep ontime
مامانم: :-w معلوم هس چی میگی؟
من: :-" :-" :-" ;D

اثرات ناشی از اینترنته دیگه :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم سر کلاس زبان :
ژئو فیزیک ینی فیزیک هسته ای دیگه ؟؟؟
:-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

دنبال یکی بی سوادتر از خودم میگشتم که پیدا شد ;Dمؤثرو نوشته بود معصر :)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از black spider :
دنبال یکی بی سوادتر از خودم میگشتم که پیدا شد ;Dمؤثرو نوشته بود معصر :)) =))
همانطور ك گفتيم بي سواد تر از آن ك شما ميگوييد كسيس ك وقت را بنويسد "وقط" =)) =)) تازه اعتراف هم بكند ك از اول دبستان همينجوري مينوشته! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

فیزیک می خواد عکس وعکس العمل رو توضیح بده می گه:
وقتی یه توپ رو می زنیم به دیوار...
یکی از بچه ها:هوامیره!

معلم فیزیک:معمولا برای مثال زدن برای مولد از...
یکی از بچه ها:لیمو ترش استفاده می کنن!

=)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز با دوستم رفته بودیم بیرون...کلی اصرار کردم تو رو خدا بذا من حساب کنم. ;Dسریع کارتم رو دادم فروشنده :)بعد فهمیدم کارت دانشجویی رو دادم بهش X_X :-[
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتم"
اونايي كه امسال 12:12:12 12:12 از دست دادن اصن ناراحت نباشن ، سال ديگه بهترش هست
تاريخ 11:12:13
ساعت 14:15:16 "
یکی جواب داده "13:13:13|13/13/13 هم هستش!!!!!!!!!!" =))
ويرايش
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابای یکی از معلمامون فوت کردن...
بعد امروز یه مراسم کوچیکی واسش گرفتن!
آخرش یکی از معاونامون گفت : ایشاا... خاکشون بقای عمـر تمام رفتگان شما عزیزان بشــه :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

گفتن فوت...
بابابزرگ یکی از بچه ها فوت کرده بود ناظممون رفته بود گل بگیره! جا گلایل(؟) رفته یه گلی گرفته بود... انگار رفتی خواستگاری!
رفتیم مسجد فقط تو دستمون بود وقتی رفتیم تو با هزار بدبختی ده دررو که این گلرو سر به نیستش کنیم!
---------------------------------------
سمت خدا بود داشتن برمیگشتن ماشینشون بنزین تموم کرده موندن تو خیابون!
 
Back
بالا