سر كلاس فيزيك
من: خانم اين سواله رم خودتون حل ميكنيد يه به يه آدم ميگيد بياد حل كنه(منظورم اين بود كهبه يكي از بچه ها ميگين بياد بحله)
خانم:
من: ^-^ ^#^
بچه ها:
خانوم پس از بسي مكث:خوب بچه ها خوب گوش بدين كه فرشته ها دارن حل ميكنن
امروز مدرسمون گفت ورزش صبحگاهی بزاریم این معلم ورزش ما هم من و معرفی کرد !
خلاصه هیچی دیگه رفتیم بالای سکو داشتیم نرمش میدادیم که یهو دیدم کلِ جمعیت زدن زیر خنده
حالا نگو من کششی رفتم بلیزم رفته بالا بچه ها با شخصیت Calvin Klein آشنا شده بودن .
منم به روی خودم نیاوردم اصلا و ادامه دادم
تو حرکت سینه رسیدیم که یهو دیدم دستم خورد تو شیکم یکی از پشت
برگشتم دیدم حاج اقا بوده و بازم بچه ها تو حالت
سر کلاس به صورت ناگهانی:
اقای ق با خنده (دبیر هندسه): گاز نگیرش خانم !!!!!!!!!!!!!!!!
ما ها ها؟؟؟چیشد؟؟؟
یکی از بچه ها(~Dr.Shariati~ ) : نه دستشو گاز نگرفتم، نمادین بود ^#^
( طرف دستشو اساسی خط زده بود داشتن میجنگیدن کلا )
سرکلاس پرورشی واسه اینکه معلم جدیدرو سردرگم کنیم اسمامون و عوض کرده بودیم همو به اسم ِ همدیگه (چی شد ) صدا می زدیم ...
یه اسکولی رفته به معلم ِ میگه : خانوم چرا اسم ِ منو عوض نکردین ؟! :"
یکی از بچه ها داشت سر کلاس شیمی حرف میزد:
....
و چون در هوا، گاز های UV و IR وجود داره....
+
سر کلاس دینی:
معلم:
این آیه ".... و یحیی الارض بعد موتها"
نشان از کدام صفت ثبوتیست؟
من:
محیی
معلم به یکی دیگه:
این آیه"... و یخرج منها..."
نشان از کدام صفت ثبوتیست؟
اون یکی: مُخرِجی!
معلم:
چی چی؟
اون دانش آموز:
حی=> محیی پس خرج=>مخرجی..! B-)
حالا بقل دستیشم خودشو داره میکشه میگه رازق رازق رازق...
ما هم
hمروز امت فیزیک داشتیم
من مانتوی پارسالمو پوشیده بودم از اون دکمه ریلی هاس
بعد نمی دونم چیجوری شده بود 15-16 تاش باز بود
بعد رفتم از دبیرمون یه سوالی بپرسم ورقه تو دستم بود
رفتم جلو گفتم :
آقای فلانی من این قسمتو مشکل دارم
بعد گفت : دکمه ت بازه
من فک کردم داره میگه : سوال 2ت غلطه هیچ عکس العملی نشون ندادم
دوباره رفتم نشستم بعد دوستم هم جواب سوال 2 همون عدد 32 رو به دست آورده بود(جواب آخرا رو بهمون میگه) دوباره پاشدم رفتم پیشش
گفت : دکمه ت بازه
منم گفتم : بابا به خدا روژینم همینو به دست آورده
بعد گفت : بابا دکمه تو میگم
چند وقت پیش رئیس منطقه یا رئیس آموزش و پرورش (ما آخرشم نفهمیدیم چی کاره بود ) اومده بود مدرسمون بعد از کلی چرت و پرت گفتن واسه ما آخرش گفت : از دانش آموزان فرزانگان 7 تشکر میکنم..... حالا از اون طرف بهش گفتن اینجا فرزانگان چهاره .... دوباره گفت :عذر میخوام شما درست میگید یادم نبود فرزانگان 7 پسرونه است اینجا دخترونه است....!!!!!!!
{یعنی این آدم هنوز فرق حلی و فرزانگانو نمیدونه...؟؟؟؟!!!!}