Veteran
کاربر فوقفعال

- ارسالها
- 99
- امتیاز
- 772
- نام مرکز سمپاد
- شهید بهشتی
- شهر
- عروس زاگرس ؛ آلامتو
پاسخ : سوتیها
1-یکی از دوستان من حدود ده تا شماره مختلف داره که از همه هم استفاده میکنه . به غیر از دوتاش بقیه رو سیو نمیکردم .
2- پسر همسایه این دوست من ، امسال برای سومین بار پشت کنکور مونده و ما چون راهنمایی با ما بود دورا دور ایشون رو میشناختیم
3- از یک شماره ناشناس برای من یک پیام اومد : سلام رسول ، شماره آقای ایکس رو بده می خوام باهاش کلاس بگیرم
4-.شنیده بودم که اشکان(پسر همسایه دوستم) بازم پشت کنکور مونده به عشق پزشکی (سربازی معاف شد خر شانس)
5-چون فکر میکردم دوست خودمه بدون هیچ سوالی شماره رو بهش دادم ، و ازش پرسیدم راسته اون اشکان احمقِِ ابله بازم پشت کنکور مونده؟!
6- و شماره ناشناس همان اشکان قصه ی ما بود . . . .
و اینگونه شد که من تلاش میکردم که آب بشم و در عمق زمین محو . . . .
===================================
سال دوم بودیم . . .
معلم دین و زندگیمون هم استاد دانشگاه بود ،
داشت پای تخته درس میداد . . .
نوشت نفس عماره !
تقریبا دو ، سه دقیقه نوشته روی تخته رو با دقت زیر و رو کرد ، انگار یه جای کار می لنگید ولی متوجه نشد
اومد سر صندلیش نشست و کلاس منفجر شد . . .
================
1-یکی از دوستان من حدود ده تا شماره مختلف داره که از همه هم استفاده میکنه . به غیر از دوتاش بقیه رو سیو نمیکردم .
2- پسر همسایه این دوست من ، امسال برای سومین بار پشت کنکور مونده و ما چون راهنمایی با ما بود دورا دور ایشون رو میشناختیم
3- از یک شماره ناشناس برای من یک پیام اومد : سلام رسول ، شماره آقای ایکس رو بده می خوام باهاش کلاس بگیرم
4-.شنیده بودم که اشکان(پسر همسایه دوستم) بازم پشت کنکور مونده به عشق پزشکی (سربازی معاف شد خر شانس)
5-چون فکر میکردم دوست خودمه بدون هیچ سوالی شماره رو بهش دادم ، و ازش پرسیدم راسته اون اشکان احمقِِ ابله بازم پشت کنکور مونده؟!
6- و شماره ناشناس همان اشکان قصه ی ما بود . . . .
و اینگونه شد که من تلاش میکردم که آب بشم و در عمق زمین محو . . . .
===================================
سال دوم بودیم . . .
معلم دین و زندگیمون هم استاد دانشگاه بود ،
داشت پای تخته درس میداد . . .
نوشت نفس عماره !
تقریبا دو ، سه دقیقه نوشته روی تخته رو با دقت زیر و رو کرد ، انگار یه جای کار می لنگید ولی متوجه نشد
اومد سر صندلیش نشست و کلاس منفجر شد . . .
================








"





