• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دوره آموزشی دفاعی _ میدان تیر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع eyekay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

اره میشه البته من بسیج فعالم ;D :))
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از رؤیا کریمی :
اره میشه البته من بسیج فعالم ;D :))

بدون بسیج فعال بودن نمیشه؟ ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از peg0a2h1 :
بدون بسیج فعال بودن نمیشه؟ ;D

چرا میشه چون خانومه کلی گفت درصورتیکه توی کلاس ما فقط من بسیج فعالم (اه حالم بهم خورد)
کارنمتو بردار با 2تا عکس ببر اگه نبردنت بعد بیا یقه ی منو بچسب:دی
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

ما رو هم امروز بردن !!
5 تا تیر در کردیم !!! ;D
خوش گذشت در کل !! خاطره ای شد دیگه !!! ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

اوه اوه ! پارسال رفتیم یادش به خیر ! چه حالی داد ! چقد بازی کردیم ! چقد خندیدم ! تازه تیمسار با ما رفیق 6 بود بچه های ما نزدیک 1 خشاب زدن ! هی می زدیم می گفتیم تیمسار یه دور دیگه ! جالبه هیچ کدوم به هدف نمیخورد ! البته هدفی هم نبود یه فضای باز بود که اونجا می زدیم ! ولی خدایی عجب صدایی داشت ! برا بار اول که رفتیم همه داشتن حرف می زدن برا اینکه ساکت شیم و حواسا جمع شه یه دونه هوایی زدن همه گرخیدن ! :)) خیلی بد صدا داشت از میدون که بر گشتیم قشنگ تا نیم ساعت کر بودیم ! تو اتوبوس داد می زدیم تا بفهمیم چی میگیم ! ;D خیلی حال داد ! کاش هر سال می بردن !
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

دهن ما رو توي ميدون تير سرويس كردن امسال
فرماندمون اول مي گفت بدوييد بعد با سوت من بخوابيد بعد سينه خيز بريد و بعد يه غلت به سمت راست بزنيد.
40 دقيقه اينطوري گفت بدوييد ديگه نا نداشتيم.
بعد از ظهر هم كه مي خواستيم برگرديم اومدن توي نماز خونه تير مشقي زدن گوشامونو كر كردن!!!
خدا لقتشون كنه!
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از حامد مهدوی :
دوره آموزش دفاعی رفتید شما؟
امروز ما رو بردن بدبختمون کردن
حدور 1.5 کیلو متر ما رو دووند بعد هی سوت میزد هر 3 4 متر میشستیم بعد پا می شدیم بعد یه دسته از بچه ها کنار ما(یه گروهان دیگه)
اونام یه فاصله شبیه همینو طی کردن با هر سوت باید میشستن بعد می خوابیدن بعد غلت می زدن رو خاک بعد دوباره سوت می زد پا می شدن
برخوردشونم خیلی محترمانه بود(جون عمشون)یه بنده خدا تیر بلند کرده بود کل پادگانو فکر کنم دوید
اگه خواستید تیر بلند کنید زوج تا تیر بلند کنید چون تو خشاب کلاشنیکف گلوله ها دوتایی کنار هم قرار می گیرن (بالا پایینه یه کم)
مثلا اگه زوج تا فشنگ تو خشاب باشه گلوله بالایی سمت چپه ولی اگه فرد باشه گلوله ی بالاس سمت راسته بنابراین یارو می فهمه یه فشنگ بلند کردین
ولی اون استتارت شاهکار بودا! رفته بود یه جا قایم شده بود هیشکی ندیدش! ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

قایم نشدم
لباس نظامی داشتم همرنگ محیط شدم
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

امروز زنگ آمادگی دفاعی من هر بار معلم بین حرفاش سکوت میکرد یه چیز میگفتم. من: " راستی خانوم، جدا چرا ما رو نمیبرن میدون تیر؟

معلم : "من نمیدونم و دست من نیست و ... " من دوباره : " خانوم، یعنی جدا راهی نداره که ما بریم میدون تیر؟! " دوباره اون : " نه، نمیشه"

2 دقیقه بعد من : " خانوم ، تو اون اردو عملی حتی اگه سیریش بشیم هم بمون تیر نمیدن؟؟! " معلم برای بار سوم " نخیر! تیر نمیدن شماها! "

نزدیک زنگ من : " خانوم شما که پارتی دارین نمیتونین چند تا دانش آموزا فعال رو ببرین میدون تیر؟؟! " ...

دیگه اعصابش داشت خورد میشد ;D

اردو های ما خیلی بی مزه اس اینطوری.... :-w (:|
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از peg0a2h1 :
امروز زنگ آمادگی دفاعی من هر بار معلم بین حرفاش سکوت میکرد یه چیز میگفتم. من: " راستی خانوم، جدا چرا ما رو نمیبرن میدون تیر؟

معلم : "من نمیدونم و دست من نیست و ... " من دوباره : " خانوم، یعنی جدا راهی نداره که ما بریم میدون تیر؟! " دوباره اون : " نه، نمیشه"

2 دقیقه بعد من : " خانوم ، تو اون اردو عملی حتی اگه سیریش بشیم هم بمون تیر نمیدن؟؟! " معلم برای بار سوم " نخیر! تیر نمیدن شماها! "

نزدیک زنگ من : " خانوم شما که پارتی دارین نمیتونین چند تا دانش آموزا فعال رو ببرین میدون تیر؟؟! " ...

دیگه اعصابش داشت خورد میشد ;D

اردو های ما خیلی بی مزه اس اینطوری.... :-w (:|


گفتی کلاس آمادگی دفاعی دیروز آمادگی دفاعی داشتیم ، معلممون گفت:نماینده کلاس بلند شو بیا
منم رفتتم پیشش گفت امروز قرار بوده ازتون امتحان بگیرم نه؟ منم از همه جا بی خبر گفتم نه گفت:تو چه نماینده کلاسی هستی؟

بگذریم بعد چونه زنی های من گفت خوب بشینید از صفحه 48 تا 65 تو یه ربع بخونین حالا من از این ور گفتم نمیشهتو 15 دقیقه بچه ها هم از یه طرف دیگه گفت همین که گفتم
ما هم لج بردیم نخوندیم اون وقت منم گفتم خانوم با بچه ها هماهنگ کردیم که به همه صفر بدین یعنی 3نفرو پرسیده بود داده بود: 0،6،3!!!!!!!! بعد اینجوری کردیم بیچاره بعدش رو مخش راه رفتیم صفرا رو لاک گرفت بسی اونروز من حال کردم.احساس نمایندگی شدیدی بهم دست داد:دی :دی
اینم خاطرموون
 
Back
بالا