شعرای بچگیمون

prabd.chess

لنگر انداخته
ارسال‌ها
4,554
امتیاز
16,536
نام مرکز سمپاد
helli 1
شهر
طهرانو آره..
دانشگاه
زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون

نمیدونم اینو کجا شنیدم ولی از کودکیم اینو یادمه"آهای گل لاله بازم دوباره..."
بقیه اش هم یادم نیست :-"
 
  • لایک
امتیازات: scare

sh.n1996

شراره
ارسال‌ها
366
امتیاز
2,141
نام مرکز سمپاد
دبیرستـ۱ن‌ فرزانـگان‌ امین
شهر
اصفهـــان
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
دانشگاه تهران
رشته دانشگاه
مهندسی معماری
پاسخ : شعرای بچگیمون

گربه ی من ناز نازیه
همش به فکر بازیه
ساکت و آروم میشینه
فیلم های کارتون میبینه
:x
من نصف بیشتر عمرم رو صرف کارتون دیدن کردم :)
 

yesampadi

کاربر فعال
ارسال‌ها
67
امتیاز
394
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
مشهد
دانشگاه
سراسری یزد
رشته دانشگاه
برق..
پاسخ : شعرای بچگیمون

توپ سفیدم قشنگیو نازی/حالا من میخوام برم به بازی/باز چه خوبه با بچه های خوب /بازی میکنم با یه دونه توپ/چون پرت میکنم توپ سفیدم را/از جا میپره میره تو هوا/قل قل میخوره تو زمین ورزش 1و2و3و4و5و6/1و2و3و4و5و 6

در قندووون لب خندووون... :D
آخیی یادش به خیر واقعا
 

pucy cat

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
2,339
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان 4
شهر
تهــران
پاسخ : شعرای بچگیمون

پاييزوپاييزه/برگ درخت ميريزه/هواشده کمي سرد /روي زمين پرازبرگ/ابرسياه وسفيد بقيشو يادم نيست
ماگليم ماسنبليم مابچه هاي بلبليم اگر به ما اب ندهيم اينجوري ميشيم اونجوري ميشيم بازميشيم بسته ميشيم
يادش بخير دوران بيخيالي مثه علي بي غم بودم اون دوره
 

niloofar.l

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
170
امتیاز
1,311
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین1
شهر
اصفهان
پاسخ : شعرای بچگیمون

من اینو خیلی دوست داشتم:
کبوتر قشنگم
خوشگلو شوخ و شنگم
وقتی میشینه رو دوشم
نوک میزنه به گوشم
از دست من دون میخوره
دون فراوون میخوره
وقتی که سیر سیر شد
میگه مامان جون دیر شد!
میخام برم بازی کنم
توی هوا شادی کنم
با مرغکای قصه گو
بگم بق بق،بق بق،بقو
بگم بق بق،بق بق،بقو
بعد فرض کنید من به جای تمام این «ر» ها توی این شعر میگفتم «ل»! تموم شعر رو همزمان حالت پانتومیمش رو هم میرفتم
آخی! چقدر خوب بود! 8-> 8-> 8-> 8->
 

Bahar.no

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
513
امتیاز
1,496
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 4
شهر
طهران
پاسخ : شعرای بچگیمون

سلام سلام خاله بزغاله
عليك سلام خاله بزغاله
بچه ميخوايم خاله بزغاله
بچه نداريم خاله بزغاله
پس ايناچين خاله بزغاله
شور و شرف خاله بزغاله
يكيشو ميخوام خاله بزغاله
كدومو ميخواي خاله بزغاله؟
دخترشاه و ميخوايم، شمش طلارو ميخوايم
دخترشاه و نميديم ،شمش طلارو نميديم
اگه نميديد آ پيشته پيشته پيشته، دخترشاه چه زشته، پخخخ
 

zahra.s

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
208
امتیاز
1,509
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
کاشان
دانشگاه
صنعتی اصفهان
رشته دانشگاه
کامپیوتر-نرم افزار
پاسخ : شعرای بچگیمون

وای من عاشق شعر حسنی نگو بلا بگو ، تنبل تنبلا بگو ، موی بلند روی سیاه ، ناخن دراز ، واه واه واه..... :D 8->هستم
یادش به خیر همه شعرارو حفظ بودم حتی صدای ضبط شده مم که میخونم دارم خیلی نازه ;;) 8->
یا این شعره:حسنی بی دندون شده/زار و پریشون شده/بی احتیاطی کرده/حالا پشیمون شده/بادندوناش شکسته/بادوم سخت وپسته/
مک زده به آبنبات/هی جویده شکلات/قندونو خالی کرده/وای که چه کاری کرده/دونو به دونه دندوناش/خراب شدن یواش یواش/تا خونه ی همسایه ها/
میاد صدای گریه هاش :D :))
میبینید هنوز حفظم :-حافظه
ولی کلا به اسم حسنی علاقه داشتما... :D شایدم تو شعرای اون زمان قهرمان داستان همش حسنی بوده :D
 

pucy cat

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
2,339
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان 4
شهر
تهــران
پاسخ : شعرای بچگیمون

ما اومدیم جنگ جنگ جنگ
چرا اومدین جنگ جنگ جنگ
دختر شاهو میخوایم شمش طلارو میخوایم
.......
 

dokhtar-e-tanha

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
261
امتیاز
4,607
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
مشهد
پاسخ : شعرای بچگیمون

باز تلفن زنگ میزنه ...
تو گوشم آهنگ میزنه ...
من گوشی رو بر میدارم ...
میگم الو سلام دارم...
مامان جونم صداش میاد ...
صدای خنده هاش میاد ...
از پشت سیم بهم میگه ...
بزرگ شدی حالا دیگه ...
صد آفرین به دخترم ...
برات یه هدیه میخرم ...

× یادش بخیر دوران طفولیّت :-"
 

جوجه سمپادی

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
465
امتیاز
1,567
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اصفهان
دانشگاه
اصفهان
رشته دانشگاه
دندان پزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون

شعروزیادیادم نمیاداماهیچ وقت یادم نمیره،مامانم هرشب که می خواست برام قصه بگه اون داستان سه تابچه خوک بودن که برافرارازگرگه خونه می ساختنویه بارتغیرمیدادبه فیل یه باربه خرس یه باربه جوجه یه باربه... 8-}
البته بگم بعضی وقتاام که می خواست تنوع بده نخودی یابزبزک زنگوله پابرام میگفت
قربون مامان گل خودم برم :-*
 

prabd.chess

لنگر انداخته
ارسال‌ها
4,554
امتیاز
16,536
نام مرکز سمپاد
helli 1
شهر
طهرانو آره..
دانشگاه
زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون

ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته...
ها هو واویلا هو ها ها هو واویلا
امیدم گشته ناامید بعد از مرگ تو ...

از همون اول انقلابی بودیم ما دیگه :)) :-"
 

س__ارا

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
996
امتیاز
20,819
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سنندج
شهر
سنندج
سال فارغ التحصیلی
93
دانشگاه
همدان
رشته دانشگاه
دندانپزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون


...
شیر بخوریم سیر میشم
قوی و پر زور میشیم
کامل تر از این غذا
کس ندیده تا حالا
شیر تا بخوای مفیده
مانند برف سفیده
...
حالا ترتیب بیتاشو قشنگ یادم نی :-" :-" :-"

یه شـــِریـــَم بود اینطوری بود یه تیک ش من یادم نمونده کسی یادشه :
توی ده گل آباد ... #-o #-o #-o
 

prabd.chess

لنگر انداخته
ارسال‌ها
4,554
امتیاز
16,536
نام مرکز سمپاد
helli 1
شهر
طهرانو آره..
دانشگاه
زنجان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون

آهان گفتین شیر یاد ی دکلمه ی کوتاه :-" :))افتادم...
شیر بخوریم قوی شیم سوار مشتعلی شیم ;))
 

ali_de457

KilaaliK
ارسال‌ها
159
امتیاز
303
نام مرکز سمپاد
علامه حلی 1
شهر
تهران
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : شعرای بچگیمون

یه شعر بود الان یادم میوفته خندم میگیره :D

البته اینو فقط اولشو یادم بود تو گوگل پیدا کردم

چاقاله با یک عروسک/رفته به مهد کودک/خیلی اونو دوست داره/به اون می‏گه وروجک/هر روز به این عروسک/غذا می‏ده، آب می‏‏ده/قصّه براش می‏خونه/به چشم اون خواب می‏ده/از مهد کودک، اون‏ها/با هم می‏آن به خونه/دست همو می‏گیرن/چاقاله براش می‏خونه:/«وروجکم قشنگه/از همه کس بهتره/اما غذا نخورده/مثل مداد لاغره»/وروجک هم می‏خونه:/«چاقاله بادوم عزیزه/به زور توی دهانم/آب و غذا می‏ریزه/آخه عروسکا که/از این چیزا نمی‏خوان/نه چاق می‏شن نه لاغر/آب و غذا نمی‏خوان

چاقاله روی لباسش/ عکس دو تا مرغابی است‌ مرغابیش تو آبند/ چون که لباسش آبی است
 

smart girl

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
838
امتیاز
2,019
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسفراین
دانشگاه
تهران
رشته دانشگاه
داروسازی
پاسخ : شعرای بچگیمون

اینُ کی یادش میاد؟
تو حوض ِ خونه ی ِ ما، ماهیای ِ رنگارنگ
پایینُ بالا میرن، با پولکای ِ قشنگ
کلاغه تا میبینه، میاد لب ِ حوض میشینه
میخواد ماهی بگیره، هــــــی، میخواد ماهی بگیره!
ماهیا قایِم میشن، به زیر ِ آبها میرن
کلـاغ ِ شیطون، میشه پورُ پشیمون!
 

شقایق س.

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,111
امتیاز
5,915
نام مرکز سمپاد
فرزانگان - فرزانگان ناحیه یک
شهر
زابل - کرمان
سال فارغ التحصیلی
96
دانشگاه
فردوسي مشهد
رشته دانشگاه
مترجمي زبان فرانسه
پاسخ : شعرای بچگیمون

به نقل از مزاحم تلفنی :
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته...
ها هو واویلا هو ها ها هو واویلا
امیدم گشته ناامید بعد از مرگ تو ...

از همون اول انقلابی بودیم ما دیگه :)) :-"
فک کنم این بدبخ میگف آه و واویلا...اینطور نیس؟! :D
:))
 

javanshah

کاربر فعال
ارسال‌ها
68
امتیاز
151
نام مرکز سمپاد
دبیرستان علامه حلی
شهر
رفسنجان
پاسخ : شعرای بچگیمون

ما دوتا دختر خاله
می رویم خونه ی خالی :D :))
 

mishu

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
269
امتیاز
1,065
نام مرکز سمپاد
دبیرستان فرزانگان 1
شهر
مشهد
پاسخ : شعرای بچگیمون

یکی از دوستام تو مهد کودک ایتو ب من یاد داد همش همینو می خوندیم...

حسن و حسین رو کشتن..........رو خاکشون نوشتن.......الله اکبر...خمینی رهبر =))
 

Z76.dentist

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
116
امتیاز
372
نام مرکز سمپاد
فرزانگان چهاردانگه
شهر
تهران
پاسخ : شعرای بچگیمون

اول من آب بودم بودم میان ابرا \:D/ \:D/ بعدا بخار گشتم رفتم به آسمان ها
در اسمان ابی یک تکه ابر دیدم \:D/ \:D/ با شور و شوق بسیار رفتم به ان رسیدم
باران شدم چکیدم در قطره قطره خاک \:D/ \:D/ بارانمو بارانم بارانمو بارانم
فک کنم یه هف هش خط جا انداختم ولی باور کنید خیلی به خودم فشار آوردم همین قدشم نوشتم =P~ =P~ =P~
 
بالا