• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

سعدی
 
جهان از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم?
که میگردم ولی زلف پریشانی نمیبینم
 
خلوت وصل تو جای دگرانست دریغ

کاش بودم من دلخسته به جای دگران...

/هلالی جغتایی/
 
گزیدم از میان مرگ ها
این گونه مردن را

تو را چون جان فشردن در بر
آن گه جان سپردن را

#حسین_منزوی
 
رفته بودم که بر او فاش کنم رازم را
ظاهر خشک نگاه غلط اندازم را ...

چشم او دیدم و ناگاه فراموشم شد
من تمام سخن قلب زبان بازم را ...

#عرفان_شریفی
 
گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم

عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن

مولانا
 
سرِ زیباییِ
چشمانِ تو
دعوا شده است !
بین ماه وُ
من وُ
یک عدِّه اساتیدِ هنر ...
#مسعود_محمد_پور

اين شعر نيس ولي؟
تباه منم كه تفاوت اين دو تا رو تو شعر نو تشخيص نميدم :|
 
آخرین ویرایش:
خنده های نَمَکینت الکی بر لب بود
گونه ی خیس غزلساز تو را میدیدم

#جسارتا بازم از خودمه!
+بعد اینکه کاملش کردم،همشو میذارم :)
 
آخرین ویرایش:
بی تو تقویم پر از جمعه ی بی حوصله هاست
و جهان مادر آبستن خط فاصله هاست

علیرضا آذر
 
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست!
 
بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
روا بود که چنین بی‌حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزايي هست

سعدی
 
آمدی با تاب گیسو
تا که بی تابم کنی
زلف را یکسو زدی
تا غرق مهتابم کنی
 
دلم هوای تو دارد ولی چگونه ببندم

هزار نامه به پای کبوتری که ندارم؟

سجاد رشیدی پور
 
در این پیرانه سر سجاده ای دارم که می ترسم
خدا با آن مرا از حلقه ی دوزخ بیاویزد
- فاضل نظری
***
سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم
- فاضل نظری
***
دیدار ما تصور یک بی نهایت است
با یک دگر دو آینه را رو به رو مکن!
- فاضل نظری
 
خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!
- فاضل نظری
***
از رستم پیروز همین بس که بپرسند،
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟
- فاضل نظری
***
این رود های مختصر خواهند خشکید
وقتی به دریایی شدن ایمان ندارند
- علیرضا آذر
 
صدای تو صدای باد و بیشه
صدای من صدای کوه و تيشه
نگاه تو دمیدن ستاره
نگاه من غروب روی شیشه
تو هدهد سلیمونی رو شونم
من واسه تو نامه ی بی نشونم
تو پا به راه چهلستون روزی
من اون شب سياه بی ستونم
 
ای بی تو حرام زندگانی ای جان
خود بی تو کدام زندگانی ای جان
سوگند خورم ک زندگانی بی تو
مرگست به نام زندگانی ای جان

مولانا
 
Back
بالا