• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هیچ دانی میوه را تاثیر شیرینی ز چیست؟ بس که در زیر زمین شیرین لبان خوابیدند
خوش هوای سالمی دارد دیار نیستی ساکنانش جمله یکتا پیرهن خوابیده اند
# یاس_من
 
یادم آید، تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ ندانم!
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
 
پیکرتراش پیرم و با تیشه ی خیال،
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام



بر قامتت که وسوسه ی شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان نگاه را



تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام
از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام
از هر قدی کرشمه ی رقصی ربوده ام



اما تو چون بُتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت کنده ای






هشدار! زانکه در پس این پرده ی نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند
بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام!
 

چه می پرسی ز فریادی که پنهان در گلو دارم



که مهر خامشی بر لب ز بیم آبرو دارم



وفای اشک را نازم که در شبهای تنهایی



گشاید عقده هایی را که پنهان در گلو دارم



من آن پرورده دردم که در گهواره هستی



به خون خوردن ز پستان غم ایام، خو دارم



من آن داغ جوانی دیده ام دیگر چه می پرسی



ز شـیون ها که شـبها بر مزار آرزو دارم



میان خنده می گریم، میان گریه می خندم



خدا را با خیال خویش اینسان گفتگو دارم



چه آفت زد به بستان امیدم کز سر حسرت



به عمری آرزوی یک گل خوش رنگ و بو دارم



من آن مرغ پریشانم که در کنج قفس از دل



هزاران ناله شـبگیر، دور از های و هو دارم



گر از سنگ جفا بال و پرم بشکست غم نبود



که با بشـکسته بالی باز پای جست و جو دارم
 
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
 
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
 
تو را با غیر میبینم
صدایم در نمی‌آید
دلم میسوزد و کاری ز دستم بر نمی‌آید..
(مهدی اخوان ثالث)
 
کس را به خود از رُخِ گشاده
گستاخ مکن نیازموده
 
تواضع گرچه محبوب‌ست و فضل بیکران دارد
نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد...
 
جهان،
دیوونه ای بی دردسر میخواست،
من بودم،
ک اهل سوختن بودم،
کا اهل ساختن بودم
«با همون سوزی که اقا چاووشی میخونه : ))»
 
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
جانم بسوختی به دل دوست دارمت
 
Back
بالا