• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
به تمول نرسد هرکه نشد اهل فساد
تا که دندان نخورد کرم، طلایی نشود
رانده شد عاشقی از خانه ی معشوق و گفت
ای خوش آن وصل که موجب جدایی نشود
 
سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم ترا
هرقدر افشرده ای دل را، بیافشارم ترا
صائب تبریزی



نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست
گوش کن، نبض دلم زمزمه اش با تو یکیست
مولانا
 
منم ، من ، سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم !

مهدی اخوان ثالث
 
چشم گریان تو نازم ،حال دیگرگون ببین
گریه ی لیلی کنار بستر مجنون ببین
بر نتابد این دل نازک غم هجران دوست
یارب این صبر کم و آن محنت افزون ببین
مانده ام با آب چشم و آتش دل،ساقیا
چاره ی کار مرا در آب آتشگون ببین
رشکت آمد ناز و نوش گل در آغوش بهار
ای گشوده دست یغمای خزان،اکنون ببین

سایه دیگر کار چشم و دل گذشت از اشک و آه
تیغ هجران است اینجا،موج موج خون ببین
 
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی..
تو بمان و دگران وای به حال دگران
 
شنیدم که قوی چو زیبا بمیرد،فریبنده زاد و فریبا بمیرد........شب مرگ تنها نشیند بر موجی،رود گوشه ای دور و تنها بمیرد...ادامه داره یادم نیس
 
زینهار از قرین بد زنهار
وَ قِنا رَبَنا عذابَ النّار
 
مرگ بی‌منت، گواراتر ز آب زندگی است
زینهار از آب حیوان عمر جاویدان مخواه
 
و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند...
 
رفیق اگر تو رسیدی سلام ما برسانی
که من به اهل وفا و مروتی ندیدم...
 
کجا هستی ،پریشانم
دنبال توست،قلب ویرانم
جز تو کس نداند،راه دلم را
درفراقت منتظر توست،دلم
 
  • لایک
امتیازات: y.f.k
وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید، باید، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچ کس نیست

فروغ فرخزاد
 
ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم شما
افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا
 
چه دانستم که این سودا مرا زین‌سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون
 
مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز
سخن با ماه می‌گویم پری در خواب می‌بینم
 
ریاست به دست کسانی خطاست، که از دستشان دست ها بر خداست
.
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی، تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
.
ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم، مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
.
بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران، کز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران
.
 
Back
بالا