ممنون از تاپیک جالبت.
لطفا اگر این پست من در مکان نامناسب هست، پاکش کنید.
ممنون از تو. نمیدونم. بدم نمیاد اینجا نظرمو بگم در موردش. البته که من هم تجربهی آکادمیکم حداقلیه و تجربهی کاری هم نداشتم تا حالا. خیلی جوابهای طولانیای هم دادم الان عذاب وجدان دارم که این قدر حرف زدم به عنوان کسی که چیزی سرش نمیشه خیلی.
من خیلی به «طراحی محصول» علاقه دارم ولی متاسفانه در این زمینه یا «طراحی صنعتی» تحصیل نکردم.
چون گفتی "یا طراحی صنعتی" یعنی منظورت از طراحی محصول به شکل دیجیتالشه دیگه؟
همچنین مباحثی مثل صفحهآرایی و گرافیک.
به نظرت چطور میتونم وارد این مباحث بشم؟ خیلی گستردگی وجود داره، و همینطور خیلی آثار و منابع الهامبخش.
راستش خودم هم همیشه دارم گم میشم توی شلوغی امکانات. برای ورود فکر میکنم نباید غرق شد توی شاخههایی که هست. منظورم اینه که یه چیز مثل گرافیک خیلی تنوع گرایش توش هست و این که همون اول شروع کنم به خوندن یه کتاب که موضوع محدودی رو بسط میده زیاد جالب نیست.
یعنی اول یه ایدهای از بخشهای مختلف مثلا گرافیک داشته باشم و بعد تا یک سطح پایهای، سوادی که لازم دارن و تمرین برای جا افتادنشون رو انجام بدم. بعد از این میتونم مسیر مشخصتری داشته باشم. شروع میکنم به ترکیب کردن مهارتی که از مثلاً تایپوگرافی و ترکیب بندی دارم و مسئلههای مشخصتری برام پیش میاد و به مرور میتونم اون متخصص T-shaped که احاطه داره به مباحث کلی ولی توی یک موردی تخصص هم داره بشم.
چیزی که به ذهنم میرسه اینه که این تیپ کارها همزمان با این که نیاز به یه پیشزمینهی اطلاعاتی دارن، به استفاده از اون امکانات تئوری توی تمرین زیاد هم نیاز دارن و جدای از اون چون تهش من قراره توی "الان" فعالیت کنم و متنها و تصاویرشون خیلی جدید نیستن، این که خودم رو در معرض کارهای جدید قرار بدم خیلی کمک میکنه. یعنی مثلاً توی اینستاگرام و لینکدین و بیهنس و فضاهای این طوری دنبال آدمهایی باشم که کار خوبی ارائه میدن. شاید اصلاً باعث شدن با مورد جدیدی آشنا شدم یا سوال جدیدی برام پیش اومد. ذهن هم ناخودآگاه ایده میگیره ازشون و این طور خیلی از فضای بصری جدیدتر دور نمیمونم.
و به نظرم یه بخش زیادیش بر میگرده به فرآیند من برای اجرا. یعنی خب امکانات نرمافزاری هست؛ یه سری اصول برای اجراشون هم هست. تهش من باید یه پلن بریزم و از اینها استفاده کنم برای اجرای پلن خودم. این که پلنم چقدر غنی باشه باز بر میگرده به سواد بصریای که از دیدن کارهای جدیدتر یا نمونههای جاهای دیگه، به دست آوردم.
چطور میشه اصلا چیزی رو طراحی کرد وقتی فکر میکنی نیاز به کشف و الهامگیری از آثار دیگران داری و مطمئن نیستی در آینده نظرت نسبت بهش بد نشه؟
چون مهارتهای این طوری و استاندارداشون به ذات خودشون وجود ندارن و ایدهآلها با گذر زمان تغییر میکنه و من باید الان محصولی (حتی گرافیکی) ارائه بدم که نیازهای اون تسک مشخص توی اون زمان مشخص رو به بهترین نحو برآورده میکنه. بد شدن نظر نسبت به کارهای قبلی شاید حتی آیتم خوبی برای ارزیابی پیشرفت باشه؛ یعنی علاوه بر این که ایدهآلها تغییر میکنن، من هم تونستم فاصلهام رو با ایدهآلها کمتر کنم.
در مورد نیاز به الهام داشتن، چون خب خلق به اون صورت اصلاً معنی نداره. من اگه بخوام یه قدم از بقیه جلوتر باشم هم باید باهاشون اول همراه شده باشم و امکاناتی که وجود داره رو داشته باشم. قطعاً ذهنم سوگیری پیدا میکنه نسبت به مسائل مشخص ولی بدون سواد بصری اصلا جهتی برای حرکت به سمتش نمیتونم پیدا کنم.
همینطور دوست دارم نظرت رو درمورد نقش منفی احتمالی «هوش مصنوعی» در این موارد که باعث تولید آثار بیکیفیت ولی ارزان شده ولی هدف سازندگانش جایگزینی کامل هنرمندانه بدونم.
مشکل اینه هوش مصنوعی واقعاً داره خوب عمل میکنه و اگه شیب پیشرفتش توی همین چند سالی که مدلهای پابلیک اومدن رو نگاه کنیم، خیلی دور از ذهنه احتمالاً پیشرفتی که تا چند سال بعد قراره داشته باشه. حتی توی همین مدت که ما قطع بودیم میگن gpt مدل تصویرسازش رو به روز کرده و خیلی پیشرفت کرده نسبت به قبل (که باز هم خیلی پیشرفته بود).
من فکر میکنم نباید نسبت بهش مقاومت کرد. چون زحمت الکیه و نمیشه مقاومت کرد. شاید قوانینی تصویب بشه چون همین الان مثلا متا داره توی مقیاس بالایی، کارمندهاش رو با هوش مصنوعی جایگزین میکنه و آدمها قراره معترض باشن ولی وقتی به اینجاش رسیدیم، خیلی بعیده که جلوتر نریم.
و تا جایی که الان هست، در نهایت هوش مصنوعی نمیتونه به خودی خود یه کامیشن بگیره و نتیجه تحویل بده و کجسلیقگی کارفرما توی دادن کار ارزون به آدمهایی که نتیجهی خوبی تولید نمیکنن هم چیزی نیست که بشه کاریش کرد. اما منی که ذهن آمادهتری دارم، میتونم سعی کنم به نحو بهتری از این ابزارها استفاده کنم. شاید قبلتر میشد گفت که نتیجههاشون چیپه ولی الان حتی با یه پرامپتی که زبان محاورهای داره هم نتیجههای عجیبی تولید میکنن و وقتی که این ترکیب بشه با پرامپتهای هوشمندانهتر و جهت دادن به نحوی که من میخوام به نتیجه، واقعاً میتونه نتیجهی خوبی رو با صرفه جویی خیلی بالایی تولید کنه. منظورم اینه که میشه الان تمرکز کرد روی ماکسیمم بهرهای که میشه ازشون از لحاظ کیفی برد و از زمان صرفهجویی شده استفاده کرد یا حتی مسائل پیچیدهتری رو طرح کرد. مسائل پیچیدهتر طبیعتاً گرونتر هم در میان. نمیشه مقاومت کرد جلوی این که کارهای میدرنج رو شاید حتی خود کارفرما هم بتونه با Ai پیاده کنه.
تا جایی که بعداً قراره باشه، هیچ ایدهای ندارم. نمیدونم محدودیتی قراره از نظر سختافزاری باشه اصلاً یا همین طوری قراره پیشرفت ادامه کنه. اگه ادامه پیدا کنه اصلاً بعید نیست من به صرفهی Ai وجود داشته باشه که محدودیتهای الانش رو نداشته باشه. اون موقع چه اتفاقی میافته؟ نمیدونم. اصلاً نمیدونم. دوست دارم خودم رو براش آمادهتر کنم اما نمیدونم چطور. و بهش میخوره خیلی نزدیک باشه. خیلی خیلی نزدیک. هر چی هست فکر میکنم اصلاً نتونیم تصور کنیم اتفاقات اون موقع رو. شاید هم فقط خیلی جوگیرم.
- من برای تولید این نهایتا دو خط پرامپت نوشته باشم. نه اسکچی نه پرامپت عجیبی نه هیچی. تازه مدلش هم فلش بود و پرو نبود.