• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

امروز روز سمپاده!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع اورانیا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
به مناسبت روز سمپاد مدیر اومد سر کلاس تبریک گفت.
خیلی تدارک دیده بود و خرج کرده بود قربونش برم

ولی پارسال رفتیم سالن آموزش پرورش و برامون جشن گرفتن و بهمون ماگ دادن. خوش گذشت و باحال بود.
 
به پدر مادرم میگم امروز روز سمپاد ، میگن خوب باشه ، سمپادی بودن مهم نیست
و هنوز چند دقیقه نگذشته به خواهرم گیر میدن که باید برای تیزهوشان بیشتر بخونی
 
آخرین ویرایش:
نمونه هم قبول شدم
یاد یه خاطره بامزه افتادم. منم هم سمپاد قبول شده بودم هم نمونه. همکلاسیم سمپاد قبول نشده بود نمونه هم ظرفیت مازاد قبول شده بود و انگار اگه یه نفر انصراف میداد از نمونه و میرفت سمپاد این میتونست قبول بشه. اینقدر با ذوق میومد به من میگفت آخ جون تو که میری سمپاد پس منم حتما نمونه قبول میشم.
منم یه حس غرور کاذب و خودبرتربینی‌ای گرفته بودتم که بله ما اینیم دیگه ملت ذوق میکنن حتی اولویت دوم من قبول بشن.
الان اون مهاجرت کرده آلمان و کلی پول و زندگی به هم زده منم اینجا با حقوق کارمندی معادل ۱۲۰ یورو در ماه دارم زندگی میکنم و دارم محاسبه میکنم پولم میرسه اطلس یا کوییک بخرم یا نه 😂😂😂
 
نفر ۲۹ کلاس ما تو کنکور الان استرالیاست :)
یاد یه خاطره بامزه افتادم. منم هم سمپاد قبول شده بودم هم نمونه. همکلاسیم سمپاد قبول نشده بود نمونه هم ظرفیت مازاد قبول شده بود و انگار اگه یه نفر انصراف میداد از نمونه و میرفت سمپاد این میتونست قبول بشه. اینقدر با ذوق میومد به من میگفت آخ جون تو که میری سمپاد پس منم حتما نمونه قبول میشم.
منم یه حس غرور کاذب و خودبرتربینی‌ای گرفته بودتم که بله ما اینیم دیگه ملت ذوق میکنن حتی اولویت دوم من قبول بشن.
الان اون مهاجرت کرده آلمان و کلی پول و زندگی به هم زده منم اینجا با حقوق کارمندی معادل ۱۲۰ یورو در ماه دارم زندگی میکنم و دارم محاسبه میکنم پولم میرسه اطلس یا کوییک بخرم یا نه 😂😂😂
 
دوساعت و نیم دارم دیر مینویسم ولی خب بهتره بجنبم تا دیرتر نشده:))
سمپاد برای من یک نقطه ی عطف بسیار بزرگ در زندگی بود. من هیچ جای دیگه ای نمیتونستم وسواس هوش رو انقدر دقیق مشاهده کنم، یاد بگیرم و تو زندگیم بیارم. سال ها زمان لازم بود که من بفهمم دوستیم با آدم هایی که بعدا مدال های رنگارنگ داخلی و جهانی آوردن، چه اضطرار مهمی در من ایجاد کرده بود‌. بدو پوریا. بدو باهوش باش. ببین بغل دستیت چقدر باهوشه. تو هم همونقدر باهوش باش.
تو خود دوران مدرسه اینجوری نبود. خیلی بم خوش گذشت. سال های اول دانشگاه همه ش دلتنگی میکردم برای روز به روز مدرسه. خوشحال بودم آدم های جالبی رو میبینم و باشون ارتباط میگیرم. مدرسه متنوعترین محیطی بود که من تو تمام زندگیم تجربه کردم. تاثیر مثبت خودش رو گذاشت این تنوع. من یاد گرفتم طرز فکر آدم هایی از دو سر طیف رو درک کنم. همچنین کمکم کرد بفهمم خودم کجای این طیف هام.
اما وقتی از مدرسه اومدیم بیرون مشکل تازه شروع شد. دیدم رول «نابغه» بازی کردن با من باقی مونده. برای هیچ چیزی چندان تلاش نمیکردم. چون خب مگه نابغه تلاش میکنه؟:)) این حباب خودشیفتگی در من روز به روز کلفت تر میشد و من از دنیای بیرون فاصله میگرفتم. رویاهام خیلی بزرگ بودن اما تلاش هام نزدیکشون هم نبودن.
شاید بگم دو یا سه شکست خیلی بزرگ+۵ ۶ سال گذر از فارغ التحصیلی از حلی لازم داشتم تا بفهمم چقدر در هوش و استعداد خودم مبالغه کرده بودم. این تلخترین پذیرش تمام زندگیم بود. اما خوشحالم بالاخره اتفاق افتاد. دیگه راحت دارم زندگیم رو میکنم. مثل سال های قبل هر لحظه چک نمیکنم ببینم دارم درستترین و مفیدترین کار رو برا خودم میکنم یا نه، زندگیم رو هدر میدم. نه. یک آدم عادی ام که حالا شاید یسری جاها باهوش باشم. اونم شاید. کی داده کی گرفته.
سمپاد برای من ترکیب هوش، تنوع، خلاقیت، شکوفایی و خودشیفتگیه. ترکیبی که در مجموع دوستش دارم و کمکم کرد. اما اگر زودتر میشناختمش احتمالا بهتر ازش استفاده میکردم.
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا