• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سفرنامه بوشهر؛خلیج فارس، کارخونه کشتی سازی، کشتی کروز - Sina

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sina
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

Sina

لنگر انداخته
عضو کادر مدیریت
مدیر داخلی
ارسال‌ها
4,209
امتیاز
45,698
نام مرکز سمپاد
علامه حلی ۱
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1403
دانشگاه
امیرکبیر
رشته دانشگاه
مهندسی دریا
خب خب سلام سلام

سفرنامه بوشهر خدمت شما

هم سعی میکنم توضیحات متنی بنویسم هم ویدیو ها رو درست اپلود کنم


تریلر که اینجا

این هم قسمت اول!


راستی ریپلای زدن به ویدیو مجاز هست اسپم حساب نمیشه!
 
بهبه استاد
سفرنامه اصفهان نمی‌سازی اگه اومدی؟
 
سفرنامه بوشهر

قسمت اول


سفر ما از ساعت ۴ عصر سه شنبه ۹ دی شروع شد

قرار بود اتوبوس بیاد دم زمین چمن، ولی خب به دلیل دیوار دفاعی ای که دوستان بسیج درست کرده بودن که معترضین دانشگاه از دانشگاه بیرون نرن ما با ساک و چمدون از وسطشون رد شدیم و رفتیم خیابان روبروی دانشگاه


ساعت ۴ راه افتادیم و طبق برنامه باید ساعت حدودا ۸ صبح بوشهر میبودیم، یعنی حدودا ۱۶ ساعت راه

ساعت ۱۰ شب اصفهان رسیدیم اما خب از کمربندی رد شدیم و نقش جهان و زاینده رود رو ندیدیم

ساعت ۶ صبح! شیراز

و در نهایت ۱۲ ظهر هم کارخونه کشتی سازی صدرا

کارخونه صدرا یکی از بزرگ ترین کارخونه های کشور هست

جایی که هم تولید و هم اورهال کشتی انجام میشه

از رستوران شهر غذا هم برامون جوجه خریدن

وسطش هم در مسجد رو باز کردن که یکم استراحت کنیم، آخه ۲۰ ساعت توی راه بودیم!

بعد از فاز دوم بازدید که روی کشتی لندینگ کرفت رفتیم و دست جمعی با سکو Q4 عکس گرفتیم، رفتیم نمایشگاهی مرتبط با صنایع دریا همون توی بوشهر و ۲ ساعت هم اونجا بودیم و کمی گشتیم و اخرش هم همزمان با غروب خورشید رفتیم سمت اقامتگاه....

اگر هم جعبه متن باز نمیشه براتون

لینک کمکی
 
من هر ۴ قسمت رو توی آپلودر ایرانی آپلود کردم ولی خب از اونجایی ۳۶ دقیقه رو کسی در جا نمیبینه


قسمت اول که منتشر شد

قسمت دوم که شب اول در بوشهر + کشتی کروز و ساحل خلیج فارس هست رو ساعت ۱۳ میذارم

قسمت سوم که از رستوران سنتی قوام شروع میشه تا انتهای موزه رو ساعت ۱۶ قرار میدم

و قسمت پایانی که تشکرم از مردم بوشهر و راز و نیاز هام با خدا توی هواپیما بود و البته مسیر هوایی بوشهر تا تهران هم قسمت پایانی که ۲۰ قرار میدم!
 
1000070676.jpg


خلاصه تصویری اپیزود اول :
 
سفرنامه بوشهر

قسمت دوم

از ساعت حدودا ۷ که رسیدیم اقامتگاه که از اتاق های ۲ نفر که توی هر اتاق یک تلویزیون، یک یخچال، یک حمام و دستشویی قرار داشت تشکیل شده تا ساعت ۹ شب بازی کردیم

منچ، مارپله البته!

بعدش هم برامون خوراک شنیسل سوخاری گرفتن که هم حجمش خیلی زیاد بود هم طعمش عالی

به همراه اون سمبوسه بوشهری هم دادن

از اونجایی که ما کلا ۳۶ ساعت برنامه ریزی کرده بودیم برای بوشهر، تصمیم بر این شد همون شب تا ۱۱ شب بوشهر گردی کنیم شخصا

ما هم به همراه علیرضا و حسین و علی رفتیم پارک تیوی

چون نزدیک بازار بود و خودشم که ساحل داشت داشت


حقیقتا جنس و فضای ساحل خلیج فارس با دریای خزر خیلی فرق داره، اصلا شبیه هم نیستن

دم ساحل کلی دیوونه بازی کردیم و بعدش هم رفتیم بازار که ۱۱ شب فقط جگرکی و قهوه خونه باز بود

و اسنپ گرفتیم برگشتیم

اینم بگم رفتار اسنپی های بوشهر و البته مشهد با مسافر ها خیلی خوبه، یعنی یجوری خون گرم بودن جفت شهرا که من اینطوریم اسنپی های تهران چرا اینطورین؟

روز دوم بوشهر ما با آش بوشهری اعاز شد

البته که استاد به گفته بود ۸ باید بیرون بریم از خوابگاه

ولی نگفته بود چند بیدار شید

من خودم بر طبق عادت ۶ بیدار شدم اما کسی بیدار نبود، همون رو خوابیدم تا زمانی که استادمون ساعت ۷ صبح اومدن دم در همه اتاق ها و همرو بیدار کردن

آب و هوای بوشهر شبیه مهر تهران بود

نه سرد و نه گرم، خنک

برنامه روز دوم دیدن فاز دوم کارخونه صدرا و بازدید از کارخونه کشتی سازی محلاتی بود

به نظر میومد روز کسل کننده ای باشه

ولی خب اینطور نبود!

روز دوم خود رییس کارخونه کشتی صدرا هم تو جمع بود

یکجایی هم صحبت شدیم قرار شد اگر جواب یکی از سوالاشون رو درست بدیم یه جایزه ای بهمون بدن

من بدون اینکه جواب سوال رو بدم گفتم میشه به من کلاه بدید؟

و گفتن به تعدادتون نیست برای عکس چند تا می بیارن

چند دقیقه بعد چند کلاه اوردن من زرد سر کردم

موقع پس دادن گفتن نیاز نیست پس بدم، برای خودم

و زرد کلاه رییس بود:)

بعد از اون رفتیم سمت محلاتی

محلاتی یکی از مراکز ساخت برای نیروی دریای سپاه بود

بعد از اونم که کشتی کروز!

فکر نمیکردم انقدر سریع سوارش شم!
 
سفرنامه بوشهر

قسمت دوم

از ساعت حدودا ۷ که رسیدیم اقامتگاه که از اتاق های ۲ نفر که توی هر اتاق یک تلویزیون، یک یخچال، یک حمام و دستشویی قرار داشت تشکیل شده تا ساعت ۹ شب بازی کردیم

منچ، مارپله البته!

بعدش هم برامون خوراک شنیسل سوخاری گرفتن که هم حجمش خیلی زیاد بود هم طعمش عالی

به همراه اون سمبوسه بوشهری هم دادن

از اونجایی که ما کلا ۳۶ ساعت برنامه ریزی کرده بودیم برای بوشهر، تصمیم بر این شد همون شب تا ۱۱ شب بوشهر گردی کنیم شخصا

ما هم به همراه علیرضا و حسین و علی رفتیم پارک تیوی

چون نزدیک بازار بود و خودشم که ساحل داشت داشت


حقیقتا جنس و فضای ساحل خلیج فارس با دریای خزر خیلی فرق داره، اصلا شبیه هم نیستن

دم ساحل کلی دیوونه بازی کردیم و بعدش هم رفتیم بازار که ۱۱ شب فقط جگرکی و قهوه خونه باز بود

و اسنپ گرفتیم برگشتیم

اینم بگم رفتار اسنپی های بوشهر و البته مشهد با مسافر ها خیلی خوبه، یعنی یجوری خون گرم بودن جفت شهرا که من اینطوریم اسنپی های تهران چرا اینطورین؟

روز دوم بوشهر ما با آش بوشهری اعاز شد

البته که استاد به گفته بود ۸ باید بیرون بریم از خوابگاه

ولی نگفته بود چند بیدار شید

من خودم بر طبق عادت ۶ بیدار شدم اما کسی بیدار نبود، همون رو خوابیدم تا زمانی که استادمون ساعت ۷ صبح اومدن دم در همه اتاق ها و همرو بیدار کردن

آب و هوای بوشهر شبیه مهر تهران بود

نه سرد و نه گرم، خنک

برنامه روز دوم دیدن فاز دوم کارخونه صدرا و بازدید از کارخونه کشتی سازی محلاتی بود

به نظر میومد روز کسل کننده ای باشه

ولی خب اینطور نبود!

روز دوم خود رییس کارخونه کشتی صدرا هم تو جمع بود

یکجایی هم صحبت شدیم قرار شد اگر جواب یکی از سوالاشون رو درست بدیم یه جایزه ای بهمون بدن

من بدون اینکه جواب سوال رو بدم گفتم میشه به من کلاه بدید؟

و گفتن به تعدادتون نیست برای عکس چند تا می بیارن

چند دقیقه بعد چند کلاه اوردن من زرد سر کردم

موقع پس دادن گفتن نیاز نیست پس بدم، برای خودم

و زرد کلاه رییس بود:)

بعد از اون رفتیم سمت محلاتی

محلاتی یکی از مراکز ساخت برای نیروی دریای سپاه بود

بعد از اونم که کشتی کروز!

فکر نمیکردم انقدر سریع سوارش شم!



قسمت دوم!


یعنی جدا هیچ کامنتی؛ سوالی چیزی نداشتید؟
 
لاس جان من اومدم جوابتو بدم پاک کردی

ولی خب سوال به جایی پرسیدی

ببینید دوستان اصولا حراست دانشگاه اجازه این رو نمیده زن و مرد داخل یک اتوبوس باشن؛ حالا میخوای سر کوچه بری یا بری بوشهر

برای همین برای سفر به بوشهر هم نیاز به ۲ دستگاه اتوبوس و دو اقامتگاه مختلف بود

موقعی که فرخوان ثبت نام زدن هم محدودیت جنسی نبود

حالا وقتی ثبت نام شد حدودا ۲۰ ۲۵ تا پسر بودیم(خیلی ها بخاطر راه گفتن نمیایم و چقدر فشار خوردن بعدا)

و دختر ها هم ۱۳ نفر بود(البته بعد ها من از ورودی ۴۰۴ شنیدم کل ورودی ۴۰۴ میخواستن بیان انقدر طول دادن فرایند ثبت نام رو که اینطوری کم به نظر میومدن)

هر اتوبوس وی آی پی ۲۴ نفری قرار بود باشه که نصفش رو دانشکده پولشو میداد

و انجمن علمی ما گفت ایشالله دانشکده موافقت میکنه که اتوبوس خواهران با نصف ظرفیت بیاد(باید پول کل اتوبوس رو میدادن)

اقامتگاه هم مقصد گفته بود اوکیه ما مشکلی با اختصاص دو لوکیشن نداریم!

که دانشکده گفت نه؛ پول نداریم!



این موضوع که به اطلاع ما رسید بعد ثبت نام ها شخصا میخواستم تحریم کنم سفر رو بخاطر این حرکت رو


که رییس انجمن علمی که از قضا خانم هم بود

فرمودن

" بشین سر جات قطاری اینطوری انصراف میدید"

خلاصه ما با کسب اجازه از دخترا رفتیم

و قرار شد برای جبران این قضیه داخل بهمن یک سفر فقط دخترونه ببرن بندر انزلی که ۱-۱ بشیم

که خب میدونید چی شد دیگه!
 
به‌به! چه بامزه که شهرم رو از دید یکی دیگه می‌بینم.
آقا سینا، امیدوارم یه بار دیگه توی هوای خوش و شور و زندگی عید بیاین و سایر جاذبه‌های محلی بوشهر رو هم ببینین. قدمتون رو چشم 🍀
موفق باشید~
 
1000070677.jpg

خلاصه تصویری اپیزود دوم
 
به‌به! چه بامزه که شهرم رو از دید یکی دیگه می‌بینم.
آقا سینا، امیدوارم یه بار دیگه توی هوای خوش و شور و زندگی عید بیاین و سایر جاذبه‌های محلی بوشهر رو هم ببینین. قدمتون رو چشم 🍀
موفق باشید~
مرسییی

حیف وقت کم بود بیشتر میموندیم خیلی خوش گذشت به ما

واقعا جنوبی ها خون گرم هستن!
 
غدا دریایی هم خوردین؟ اگر آره نظرت راجب غذا دریایی های جنوب چی بود؟:))
 
به‌به! چه بامزه که شهرم رو از دید یکی دیگه می‌بینم.
آقا سینا، امیدوارم یه بار دیگه توی هوای خوش و شور و زندگی عید بیاین و سایر جاذبه‌های محلی بوشهر رو هم ببینین. قدمتون رو چشم 🍀
موفق باشید~
البته اینم بگم تو پرانتز یسری از بچه ها شب اول رفتن خیام خوانی

ما رو نبردن گفتن سنتون به خیام خوندن نمیرسه



حالا ما که بخیل و شکاک نیستیم🙏
 
Back
بالا