• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دانشمندانی که دوستشان داریم

⭐️Setareh⭐️

Lucifer in Hell
ارسال‌ها
788
امتیاز
5,410
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۳
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
0000
خب سلام سلام!
این تاپیک رو زدم تا بیایم از دانشمندایی که دوسشون داریم بگیم. کلا از خاطراتمون از بچگی تا بزرگسالی در مورد اینکه چطوری باهاشون آشنا شدیم زندگی نامه هاشونو خوندیم چطوری اینسپایر شدیم هیجان زده شدیم ذوق کردیم و برای ما اونا غولهایی بودن که رو شونه هاشون ایستادیم تا بهتر و‌ بالاتر رو ببینیم نسبت به باقی آدمهای زمانمون.

زندگی نامه های کوتاه ازشون بذارید داستانهای عشقی(!!!!) شخصیتون رو تعریف کنید و بگید کی رو چرا چقدر دوست دارید :)

من همیشه ریاضیدانها رو جالب ترین آدمهای روی زمین میدونستم هنوزشم همینه بیخودی نیست که ریاضیات ملکه ی علوم است و نظریه ی اعداد ملکه ی ریاضیات :دی
 
تسلا جالب بود به نظرم

والا کتاب زندگی‌نامه تسلا رو چند سال پیش خوندم خیلی یادم نیست.:))
نبوغش تحت تأثیر منو گذاشت
مثلاً این که خیلی تجسم فضایی خوبی داشته و مسائل رو اینطوری حل می‌کرده یا کارای جالبی می‌کرده که آدم انگشت به دهن میمونده.
 
و البته دکتر حسابی
وقتی من کتاب زندگی‌نامه ایشونو خوندم بیشتر از استعدادش،تلاشش برام جالب بود
 
خودم با گادفری هرولد هاردی میخوام شروع کنم. یک ریاضیدان انگلیسیه که کاراش تو حوزه ی نظریه ی اعداد خیلی خفن بوده. هاردی رو سال اول دبیرستان باهاش اتفاقی آشنا شدم وقتی کتاب دفاعیه ی یک ریاضیدان رو خوندم. کتابی که فوق العاده دوستش داشتم و بشدت توصیه میکنم بخونید. اینجا از تکنیکال این آدمها نمیگم خیلی و بیشتر روی همون تاثیرات عاطفی و علمی و شخصیتی میخوام صحبت کنم. هاردی کسی بود که رامانوجان ریاضیدان اسطوره ای هندی رو کشف کرد به انگلیس اورد و با هم تا زمان مرگ رامانوجان در ۳۲ سالگی کار کردن. هاردی هیچوقت ازدواج نکرد و شاید بشه گفت بیشتر از هر چیزی شیفته ی ریاضیات بود!
خب وقتی کتاب دفاعیه ی یک ریاضیدان رو خوندم یادمه روی پله های مدرسه مون نشسته بودم و اون قسمتیش که در مورد اقدام به خودکشیش گفت که چون احساس میکرد دیگه نبوغ جوونی و قدرت ریاضی ورزی دوران اوجش رو نداره تصمیم گرفته به زندگیش پایان بده. یادمه وقتی اون قسمت رو خوندم بی اختیار گریه کردم. اونجا بود که فهمیدم این ادمها رو خیلی دوست دارم!!! هاردی اولین رابطه ی عاشقانه ی من با یک ریاضیدان بود! کسی که بهم نشون داد میشه چطور عاشقانه ریاضیات رو دوست داشت که بخاطر اینکه نمیتونی با قدرت قبلیت ادامه بدیش دچار افسردگی و تفکر خودکشی بشی!!
هاردی علاوه بر رامانوجان دوستی نزدیکی با لیتل وود و راسل داشت که خب راسل خودش یکی از مشهورترین ریاضیدان فلاسفه ی عصر خودش بود.
اون موقع از طریق همین هاردی بود که راسل رو شناختم و شروع کردم به خوندن کتاباش. یکی از بهترین کتابهای راسل the conquest of happiness هستش که خیلی پیشنهاد میکنم بخونید.
یادمه معلم دینیمون افتادم که وقتی بهش گفتم ادم نابغه ای مثه هاردی خداناباوره برگشت بهم گفت این اصن ادم نیست از نظر من، ا‌ونجا ی خنده ی از ته دلی کردم که هر وقت یادم میفته باز هم همونقدر میخندم به این ادم.
دیگه چی؟ فیلم the man who knew infinity هم که در مورد رامانوجانه توش دوستی و ارتباطش با هاردی رو هم به تصویر میکشه. و اتفاقا بازیگرش — رفتاری و… دقیقا شبیه همون تصوری که از هاردی داشتم تو ذهنم هستش. خیلی اینم توصیه میشه ببینید و لذت ببرید.

اینم جالبه بگم بهتون که تهیه کنندگان فیلم رامانوجان قراره یه فیلم از زندگی مریم به زودی بسازن و ی ریاضیدانی که همون سال با مریم جایزه ی فیلدز برد هم تو ساختش مشارکت داره میکنه :)
 
والا کتاب زندگی‌نامه تسلا رو چند سال پیش خوندم خیلی یادم نیست.:))
نبوغش تحت تأثیر منو گذاشت
مثلاً این که خیلی تجسم فضایی خوبی داشته و مسائل رو اینطوری حل می‌کرده یا کارای جالبی می‌کرده که آدم انگشت به دهن میمونده.
خب بذار من یکم بگم ازش.

تسلا بشدت آدم باهوشی بوده، یکی از بدشانسی هاش شاید هم دوره بودنش با ادیسونه. برقی که ما امروز ازش استفاده میکنیم در واقع اختراع تسلاست نه ادیسون ولی همه اسم ادیسون رو با مخترع برق میشناسن چون مارکتینگ خیلی قوی ایی داشته و خیلی ادم رقابت طلبی بوده و حتی اگه اشتباه نکنم با تسلا دادگاه هم میرن. دقیقترش اینه که تسلا جریان برق متناوب رو اختراع کرد و ادیسون جریان برق مستقیم.
دیگه چی؟ تسلا هم هیچوقت ازدواج نکرد و ی جمله ی مشهوری داره که خیلی دوسش دارم و اون اینه که ادم وقتی کار علمی میکنه اون لذتی که از اون کار میبره از هر عشق و علاقه و خوردن خوابیدنی بالاتره.
تسلا به مادیات اصلا علاقه نداشت برای حق اختراعهاش نمیجنگید و اواخر عمرش توی هتلای نیویورک زندگی میکرد و پولشو نمیداد و تا به یه جایی میرسید که شک میکردن و میخواستن یقه اشو بگیرن در میرفت ی هتل دیگه :))
اون اخر اخرام که عاشق یه کبوتر شد و گفت عشقی که به این کبوتر دارم مثه عشق یه مرد به یه زنه :دی
 
ببین دانشمند نیست ولی تلاش و علاقه دکتر بهاروند برام جالب بود...ماه رمضون سال ۱۴۰۳ که تلویزیون فیلم ذهن زیبا رو پخش می‌کرد باهاش آشنا شدم و کلا از کارش هم که اوردن علم سلول های بنیادی به ایران بود هم خوشم اومد(شاید چون خودم به سلول های بنیادی و زیست علاقه دارم) البته پروفسور خدادوست (اسمش مطمئن نیستم) هم برام جالبه و از اسم بیمارستان چشم شیراز باهاش آشنا شدم
 
والله به همه اعضای کنفرانس سولوی علاقه خاصی دارم 🫦🫦🫦

گنگ بودن از اون تصویر میباره

علاوه بر اون به نیوتون خیلی علاقه دارم . عملا تمام فیزیک کلاسیک رو این بشر با دست خالی مدلسازی کرده ، به همراه یک خروار ریاضیاتی که قبلا نبوده
و همه اینهارو تا قبل ۲۷ سالگی انجام داده 😁😁

به دیریکله هم خیلی ارادت دارم ، اصلاحاتی که روی ریاضیاتِ قوانین فیزیکی بقیه انجام داد علی الخصوص معادلات ماکسول خیلی مهم بودن

ولی خب همچنان کنفرانس سولوی و همه اعضاش 🫦🥰
 
فاینمن:"
علاوه بر کشفیاتی که داشت، چیزی که همیشه خیلی منو تحت تاثیر قرار می‌ده راجع به فاینمن قدرت انتقال عالیشه. اولین بار کتاب «Surely you're joking, MR. Feynman» رو راجع بهش خوندم که از خاطراتی نوشته شده که فاینمن در طول زندگیش تعریف کرده، از خاطرات بچگیش تا تحصیلش توی ام‌آی‌تی و پرینستون و بعد خاطرات تدریسش و همکاریش توی پروژه‌ی منهتن و... ؛ واقعا خیلی خیلی کتاب جالبیه و می‌شه با خوندنش زندگی و کنجکاوی‌های یه فرد خیلی باهوش رو لمس کرد و ازش ایده گرفت.
خیلی دوست داشتم که لکچرهاش رو همه ببینم و بخونم ولی تا الان وقت نشد(تنبلی کردم)، حتما در آینده که نت‌ها متصل بشه خواهم خوندشون؛ به جاش بعدش کتاب «Six easy pieces» رو خوندم که یه خلاصه‌ایه از لکچرهایی که در سال‌های تدریسش ازش‌ ثبت شده. روش تدریس فاینمن توضیح دادن موضوعات خیلی پیچیده به شکل خیلی ساده‌ست جوری که با این ساده‌سازی نکته‌های مهم جا نمونن و پیچیدگی موضوع به اون شکل کاسته نشه.
تو این کتاب فاینمن اومده موضوعات خیلی مهم فیزیک، شیمی و زیست رو به شکلی مفهومی و ساده توضیح داده که می‌تونه بهترین تجربه هر شخصی از مواجهه با علم باشه.
یکی از کوت‌های موردعلاقه‌م از فاینمن توی مصاحبه «Fun to imagine»ـه:

And there's something that struck me, it's very curious: I suspect that what goes on in every man's head might be very very different, the actual imagery or semi-imagery which comes and when we are talking to each other at these high and complicated levels and we think we are speaking very well, that we are communicating but what we are really doing is having a some kind of big translation scheme going on for translating what this fellow says into our images, which are very different.

راجع به اینه که چطور موضوعات مهم علمی حتی توی ذهن دانشمندان مطرح اون رشته هم یکسان نیست و اینکه چقدر تجربه ما از علوم تجربی، انسانی هستن و برخاسته از ذهن خودمون و بین همه یکسان نیست.
 
فاینمن:"
علاوه بر کشفیاتی که داشت، چیزی که همیشه خیلی منو تحت تاثیر قرار می‌ده راجع به فاینمن قدرت انتقال عالیشه. اولین بار کتاب «Surely you're joking, MR. Feynman» رو راجع بهش خوندم که از خاطراتی نوشته شده که فاینمن در طول زندگیش تعریف کرده، از خاطرات بچگیش تا تحصیلش توی ام‌آی‌تی و پرینستون و بعد خاطرات تدریسش و همکاریش توی پروژه‌ی منهتن و... ؛ واقعا خیلی خیلی کتاب جالبیه و می‌شه با خوندنش زندگی و کنجکاوی‌های یه فرد خیلی باهوش رو لمس کرد و ازش ایده گرفت.
خیلی دوست داشتم که لکچرهاش رو همه ببینم و بخونم ولی تا الان وقت نشد(تنبلی کردم)، حتما در آینده که نت‌ها متصل بشه خواهم خوندشون؛ به جاش بعدش کتاب «Six easy pieces» رو خوندم که یه خلاصه‌ایه از لکچرهایی که در سال‌های تدریسش ازش‌ ثبت شده. روش تدریس فاینمن توضیح دادن موضوعات خیلی پیچیده به شکل خیلی ساده‌ست جوری که با این ساده‌سازی نکته‌های مهم جا نمونن و پیچیدگی موضوع به اون شکل کاسته نشه.
تو این کتاب فاینمن اومده موضوعات خیلی مهم فیزیک، شیمی و زیست رو به شکلی مفهومی و ساده توضیح داده که می‌تونه بهترین تجربه هر شخصی از مواجهه با علم باشه. و یکی از کوت‌های موردعلاقه‌م از فاینمن توی مصاحبه «Fun to imagine»ـه:

And there's something that struck me, it's very curious: I suspect that what goes on in every man's head might be very very different, the actual imagery or semi-imagery which comes and when we are talking to each other at these high and complicated levels and we think we are speaking very well, that we are communicating but what we are really doing is having a some kind of big translation scheme going on for translating what this fellow says into our images, which are very different.

راجع به اینه که چطور موضوعات مهم علمی حتی توی ذهن دانشمندان مطرح اون رشته هم یکسان نیست و اینکه چقدر تجربه ما از علوم تجربی، انسانی و برخاسته از ذهن خودمونه و بین همه یکسان نیست.
The pleasure of finding things out رو خوندی؟
فاینمن یکی از کسایی بود که میخواستم بیام در موردش بگم بعدتر. خیلی ادم جالبیه :)
 
هرکی بیاد در مورد جان وون نیومن بگه ده تا جون به جونام اضافه کرده : )))))
 
ماری کوری
ماری توی لهستان بود و اون زمان لهستان تحت سلطه روسیه بود و به زن ها اجازه درس خوندن نمیداد ولی ماری توی یه دانشگاه زیرزمینی توی ورشو درس خوند و آخرش رفت پاریس...تلاش و پشتکار ماری توی شرایط سخت برام جالب بود"
 
ماری کوری
ماری توی لهستان بود و اون زمان لهستان تحت سلطه روسیه بود و به زن ها اجازه درس خوندن نمیداد ولی ماری توی یه دانشگاه زیرزمینی توی ورشو درس خوند و آخرش رفت پاریس...تلاش و پشتکار ماری توی شرایط سخت برام جالب بود"
جالبترش برای من این بود که ماری جزو معدود دانشمندایی هم بود که یه دانشمند عالی مثه خودش تربیت کرد. فکر کنم خیلی کمن دانشمندایی که هم خودشون هم بچه شون نوبل برده باشه :)
 
در مورد پرلمان یه پستی میذارم به زودی خودم
یا هرکی که دوست داشت خوند در موردش بیاد بگه
فعلا در همین حد بگم که تنها ریاضیدانی بوده که جایزه ی یک میلیون دلاری برده و ردش کرده جایزه ی فیلدز رو هم همینطور :)
 
در مورد پرلمان یه پستی میذارم به زودی خودم
یا هرکی که دوست داشت خوند در موردش بیاد بگه
فعلا در همین حد بگم که تنها ریاضیدانی بوده که جایزه ی یک میلیون دلاری برده و ردش کرده جایزه ی فیلدز رو هم همینطور :)
آخ اگه اون یک میلیون دلار رو بیت کوین خریده بود..
رفع اسپم: از دکتر هاوس هم خوشم میاد. یکم سختگیر بود ولی تشخیص هاش مرگ نداشت.
 
آخ اگه اون یک میلیون دلار رو بیت کوین خریده بود..
رفع اسپم: از دکتر هاوس هم خوشم میاد. یکم سختگیر بود ولی تشخیص هاش مرگ نداشت.
اون که فیکشناله😭
رفع اسپم: اگه اینجوریه می‌شه آسیموف رو دانشمند حساب کنیم من بگم آسیموف؟
 
این اقائه رو اگر میشناسید پ خ کنید و پانصد هزارتومن جایزه بگیرید
img_7015_jdrm.jpeg
 
در مورد پرلمان یه پستی میذارم به زودی خودم
یا هرکی که دوست داشت خوند در موردش بیاد بگه
فعلا در همین حد بگم که تنها ریاضیدانی بوده که جایزه ی یک میلیون دلاری برده و ردش کرده جایزه ی فیلدز رو هم همینطور :)
گریگوری پرلمان واقعا موجود جالبیه
بنظرم بحث کردن با همچین آدمایی خیلی باحال میتونه باشه...
 
Back
بالا