زمانی که اولین جلد تلماسه با ترجمهی مهیار فروتن فر منتشر شد، زبانم اصلا خوب نبود. چارهای جز فارسی خوندش نداشتم. بماند که دفعهٔ اول یک هفته کامل طول کشید، حینش غرم میزدم که این چه سبک نوشتاریه.چندبار بعدی خوندنش راحتتر و خیلی جالب تر شد.
قبل از تلماسه از ادبیات علمی تخیلی فقط با آیزاک آسیموف آشنا بودم و فکر میکردم علمی تخیلی همینه دیگه؛ راجع به پیشرفت بشریت، با تمرکز روی جنبهی تکنولوژی و علمیشه. به خاطر همین سبک هربرت برام خیلی عجیب بود. نمیشد راحت باهاش ارتباط گرفت.
چاپ سومش (پاییز ۹۸) رو گرفتم.
قبل از اون، با مقاله پوریا ناظمی که حسابی ترجمه رو نقد کرده بود و توصیهش هم نمیکرد باهاش آشنا شده بودم.
الان که دسترسی به سایتش نیست، ولی توی یه نقد داخل سایتش به اشکالات ترجمه ای مهمی اشاره کرده بود.
مهمترینش همین ترجمه اسپایس به ادویه
(که فکر کنم مهیار فروتن فر و حسین شهرابی سر همین تفاوت دیدگاهاشون، مسیحای تلماسه رو با هم ترجمه نکردن و شهرابی مسیحا رو با ترجیحات(؟) ترجمه ای خودش انجام داده) بود.
من درکل فکر میکنم جهان تلماسه اونقدری جالب هست که حتی اگر با ترجمهی مهیار فروتن فر هم شروعش کنین به اندازه کافی خوب هست. تا حالا کم پیش میاد که داستانی رو از زبان اسپویلر
(ویلن داستان) بخونی و حتی نفهمی و تحسینش کنی.
دیدگاه منجی گرایی و آسیب هاش... چیزی بود که قبل از اینها خیلی بهش فکر نکرده بودم.تل ماسه خیلی خوب به چالش میکشتش(
ارجاع به این ویدیو)
خلاصه کنم.
به نظر من تا وقتی که آدم با جهان فرانک هربرت آشنا نشده باشه؛ انگیزهی کافی برای زبان اصلی خوندنش (اون هم همچین نثر سنگینی!) حداقل برای اکثریت، وجود نداره.
در مورد فیلم ها، با این ارجاع به
این ویدیو (skit با کیفیت، شاید؟) من فکر میکنم انتخاب بازیگران، فیلم برداری، موسیقی متن و تقریباً همه چی خیلی خوبه.لیت کاینز خوب نبود، فنهارو عصبی کرد و مانور روی بنه جسریت کم بود ولی بازی شالامی اونقدری خوب بود که اینا رو جبران میکرد و تجربه فیلم رو برخلاف اکثر فیلم های اقتباسی خیلی خوب میکرد.
پ.ن: مرگ بر اتو کارکت، لیت کاینزه نه لیت کالینز.