مار، موفق نشدن توی آزمونی که پیش رومه، به یکی دانشگاهای خوبی که مدنظرمه نرسیدن، از دست دادن یکی از اعضای خانوادم خدایی نکرده، آسانسور، هر فضای بسته و کوچیکی، پشت کنکور موندن، از دست دادن آبروم، نابینا شدن، شکستن دندونام، به شغل مورد نظرم نرسیدن، نداشتن زندگی ایدهآل
خدانکنه، واای
از گذر زمان / ناشناخته بودن آینده به شدت میترسم
اصلا
وقتی به چرخیدن عقربه های ساعت نگاه میکنم یه جور ناجوری میشم
دلم میخواد بزنم خورد کنم ساعته رو
ولی خب بعدش از خونه بیرونم میکنن