• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ترس‌هامون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Admin2
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مار، موفق نشدن توی آزمونی که پیش رومه، به یکی دانشگاهای خوبی که مدنظرمه نرسیدن، از دست دادن یکی از اعضای خانوادم خدایی نکرده، آسانسور، هر فضای بسته و کوچیکی، پشت کنکور موندن، از دست دادن آبروم، نابینا شدن، شکستن دندونام، به شغل مورد نظرم نرسیدن، نداشتن زندگی ایده‌آل
خدانکنه، واای
 
اینکه ج.ا بمونه و نره:))
گشت کشت.. چیز ببخشید گشت ارشاد
من واقعا هنوزم بعضی شبا با گریه و کابوس از خواب میپرم
 
از گذر زمان / ناشناخته بودن آینده به شدت می‌ترسم
اصلا
وقتی به چرخیدن عقربه های ساعت نگاه می‌کنم یه جور ناجوری می‌شم
دلم میخواد بزنم خورد کنم ساعته رو
ولی خب بعدش از خونه بیرونم می‌کنن
 
ترس های من بیشتر حول حوش سلامتی و بیماری میچرخه :))

سنگ کلیه،سنگ صفرا کلا فوبیا هرنوع سنگی در هرجایی از بدن دارم.
ریختن یا شکستن دندون ها و کور شدن
 
یه جمله معروف هست که میگه از هر چی بترسی سرت میاد/من از ارامش خوشبختی پول،خیلی زیاد میترسم
 
اگه خدایی وجود نداشته باشه.
 
درواقع به ارتفاع فوبیا دارم از ترس گذشته دیگه=(
و خب از خوابیدن تو تاریکی مطلق می ترسم
 
ترس از دست دادن یا بیماری عزیزان فکر کنم بزرگترین ترسمه..💔
 
ترایپوفوبیا :((
تازگیا ساقه طلاییا روشون پره سوراخای سفیده
اصلااااااا واییییی😭😭😭

مگالوفوبیا :((
از بچگیییی
بچه بودم از گنبد یه مسجد اینجا میترسید
هنوزه که هنوزه نمیتونم سد نگاه کنم 😭
 
آخرین ویرایش:
گلوسوفوبیا ؟ انگار اسمشه

رفع اسپم : منم همچنین
نه اون یه چیزی تو مایه های ترس از سخنرانیه، مثلا مشابه اضطراب اجتماعی

اما ترسِ من اینه که درونم رو کنکاش کنم و بخوام به زبون بیارم که چه چیزی میتونه منو بترسونه یا زمینم بزنه.

با این اوصاف، مرسی از نام گذاریت♡
 
Back
بالا