امروز دوست داشتم خودم باشم اما پاییز پارسال.
اون دو روزی که رفتیم کافه چای؛ اون روز طولانی که رفتیم سیتیر و ساندویچیه و سر از هانا و کوچهٔ لولاگر درآوردیم؛ اون روزی که تولد داییام بود و کیک خریدیم و نونخامهای برای خودمون! اون روزی که شاملو خوندم براشون.