• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

امروز دوست داشتم چه کسی باشم؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع venusi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دوست دارم یه مدت جای یه کتابدار باشم. کتابخونه حس گرم و نرمی داره. همین‌که بین قفسه‌ها بچرخم و با کسایی که دو هفته یه‌بار کتاب می‌برن و میارن صحبت کنم و ازشون درباره‌ی کتابی که پس آوردن بپرسم، جالبه.
 
خودم باشم بعد از معلوم شدن تکلیفم به بهترین و زیباترین شکل ممکن:)
ینی اَی دلم میخواد یکیتون موقع گفتن این جمله میزد پس کله من...
برا که اسپم نباشه:
امروز دلم میخواد خودم باشم اونموقعی که بزرگترین دغدغم این بود که دوستم ازم ناراحته چون کراشش وسط بازی دست منو گرفته بود🤣(وی کودک کوچکی بیش نبود)
 
کسی که کنکورشو داده و رتبش میگه کامپ شریف و تهران قبول میشه و 1 ماه قراره استراحت مطلق کنه
 
امروز ترجیح میدادم یه برنامه نویس تو سال ۱۹۹۴ باشم که با اون C کوفتی که زیادم اون موقع بهتر نشده بود برنامه های تحت کرنل لینوکس مینوشت و با توروالدز مکاتبه داشت و به نوعی توی نوشتنش شریک بودم
اون سالا واقعا حس و حال کامپیوترا یه چیز دیگه بود
اون کرش کردنا اون برنامه های مزخرف ... کمودور های مدل VIC کامپیوترای سینکلر.برنامه نوشتن با اونا و ران کردنشون خیلی جالب بوده
فک کن کرنل خودتو بنویسی و ایمیجش کنی بعد با سیستم خودت بوتش کنی و باهاش هر کاری میخوای بکنی یا اصلا یه توزیع داشته باشی
 
جای کسی که فصل آخر ریاضی رو خوب بلده.یا بهتر،امتحان ریاضیشو داده و تموم شده رفته.
 
جای خودم تو ۲۴ خرداد وقتی که منتظرم ۶۰ درصد از زمان آزمون تفکر بگذره و بتونم برم بیرون
می‌تونم شرط ببندم دارم واسه معلم موردعلاقه ام دور صفحه نقاشی می‌کشم و به این فکر می‌کنم که وقتی رفتم تو حیاط چه شکلی به بهترین نحو ممکن از حنجره ام استفاده کنم و چه شکلی از آزادیم بهره ببرم. آره خلاصه.
 
Back
بالا