• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شب‌نشینی امتحانات خرداد1401

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Becoming
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در حالت عادی منم باید میومدم می‌گفتم آزاد شدم خوشحالم ننه، ولی آلودگی هوا نذاشت.
 
هیچجورهه دوباره نمیتونم اون همه ریاضی را یاد بگیرم و هضم کنم
حتی فکر نکنم 15 هم بشم با این وضع
تازش هیچ علاقه ای ندارم ریاضی بخونم ترجیح بقیه چیزا را بخونم
آه از این زندگی
آآه
خیلی آه
 
یعنی حالا که کللللللل بچه های نهم از امتحانات خلاصی یافته اند و فقط دختران مشهدی ده روز دیگر باید با غول تعیین مرکز دست و پنجه نرم کنند، اینجانب دیگر حق غر زدن در این تاپیک را ندارم؟
 
0ff5d18b-d748-4f93-b972-d751c7dd97bb_v9xs.jpg


بالاخره داره تموم میشهههههههههههههه
منم عین تو دارم خط میزنمممممممممممممممممممممم😂
3d38e8d9-ca3e-40a6-b535-c1c486736268_49uz.jpeg

فکر می کردم فقط من با هیجان بعد هر امتحان خط میزنم :))
(امروز رو یادم رفته خط بزنم :)) )
 
قبول نیست به ما پی‌دی‌اف دادن و نمیشه با خودکار حمله کرد بهش.:<
 
بله آفرید ولی جوری نیافرید که بشه حرص امتحان رو باهاش تخلیه کرد. فقط خودکار:-<
علمیش اینه که میزان فشاری که میشه به موس وارد کرد بیشتر از کاغذ و خودکاره
 
بله آفرید ولی جوری نیافرید که بشه حرص امتحان رو باهاش تخلیه کرد. فقط خودکار:-<
من انقدر سر بعضی از امتحان ها که حرصم می گرفت، که کتابم(مثل مطالعات و پیام) رو که قبل از امتحان برده بودم بخونم، توی مدرسه گذاشتم بمونه و الان تو مدرسه هستند(و دقیقا نمیدونم کجا هستند) :))
 
حالا کی بریم کتابای جغرافیا استان شناسی دفاعی سوادرسانه هویت انسان محیط زیست مدیریت خانواده و سلامت رو آتیش بزنیم وسط حیاط مدرسه؟
من میفروشمشون
کیلویی چهار:))
 
راهنمایی که بودیم یه بار سال بالایی ها کتاب فرهنگ و هنر شونو پاره کردن و ریختن آشغالی، اونم نه کف حیاط، ناظم برد ازشون تعهد گرفت:‌(
البته من که خودم کتابمو هنوز دارم کلا از این کارا خوشم نمیاد
ولی تو فکرشم یه جوری سر به نیستش کنم
بچه ها فک کنم معاونو خریدن چون هیچی نگفت 😂
 
هعی. امتحان اجتماعی که داشتیم، من و نیکا و مهدیا باهم تموم کردیم و رفتیم تو چمن های جلوی مدرسه زیرانداز انداخیم و کتاب هامون رو ریختیم وسط که مهدیه هم بیاد و مراسم جر دادن رو شروع کنیم. نیم ساعت منتظر(بخوانید اسکل) موندیم و آخرم زنگ زدیم و فهمیدیم یه ربع بعد از ما تموم کرده و رفته. دیگه هم قسمت نشد. بازم هعی.
 
901a13d0-887c-4aae-a345-efbb22af54bc_qrnq.jpg

0127bdf8-f336-4fc6-8062-9b569aa06131_y7f2.jpg

4b33170d-9fca-4543-9970-f5b4a326e401_dkl.jpg

یکم دیر رسیدید 😂
ما خیلی وقته از شرشون راحت شدیم
کاش من معلم اینا بودم بعد از همون درسایی که کتاباشونو با این وضع کثیف وسط حیاط پاره کردن امتحان میگرفتم تا مجبور شن از رو پی‌دی‌اف بخونن و چشماشون اذیت شه که دیگه از این کارا نکنن ^__^
 
Back
بالا