• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

معلمی! سخت‌ یا آسون؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع پرنیان.ک
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
معلما مگه کارمند نیستن؟
 
راستش اونجوری که میگی نیست ولی هر دو از حقوق بگیر دولت هستند چون کارمند ها تقریبا هیچ اختیاری از خودشون ندارند کاری که بهشون دستور میدن رو انجام میدن ولی معلی تو فقط باید طبق برنامه کشوی که میاد شرکت کنی و ساعت مدرسه تموم شدی میری ولی کارمند باید به حرف رییسش گوش کنه
ولی معلمی احترام خییلی بیشتر هست
 
راستش من هرگز معلم نبودم و قطعا به طور دقیق از زیر و بم این شغل آگاه نیستم. ولی همین دیروز بود که در فاصله ای که داشتیم پله های مدرسه رو طی میکردیم تا به طبقه پایین بریم، دبیر شیمی بنده در حال صحبت درباره شغلش بود. یکسری مسائلی رو ذکر کرد که به نظر من حق داشت. درباره مسئله رتبه بندی صحبت کرد و گفت هنوز تعیین تکلیف نشدن. پنج ماهه از اداره حتی یک ریال هم نگرفتن و حتی در یکسری مدارس شرق استان، دبیرها توی دفتر نشستند و سر کلاس نرفتند و مدیر مدرسه مجبور شد بچه ها رو بفرسته خونه. گفتن برای ما مقدور نیست به فرض مثال بریم راننده آژانس بشیم؛ هر چند بعضی معلم ها مشاور املاک زدن ولی معتقد بود وجهه خوبی نداره (با احترام به همه مشاور املاکی ها) بعدشم گفتن که ما به عنوان دبیر فقط تدریس بلدیم در حالی که باید موقعیت به ما داده بشه تا بتونیم پژوهش کنیم و خودمون رو به روز کنیم و خیلی صحبت های دیگه.
من معتقدم حداقل در مملکت ما (نسبت به وضعیت معلمان در سایر کشورها آگاه نیستم) اونطور که باید و شاید به معلم ها بها داده نمیشه. چه از جانب دولت و وزارتخونه چه از جانب خود مردم. اولا اینکه هر انسانی فاقد هر گونه صلاحیت اخلاقی بیاد و معلم بشه قطعا نشانه ضعفه. چقدر زیاد بودن معلم هایی که دانش آموزان خودشون رو به خاک سیاه نشوندن و من احساس میکنم شاید اینجا جای مناسبی برای تشریح تجربه خودم در این زمینه نباشه. دوما واقعا به نظر من احترام به مقام و شخصیت معلم در سال های اخیر روند کاهشی داشته. این چیزیه که من خیلی شاهدش هستم و حس میکنم اونقدری که خودم برای این مسئله اهمیت قائل هستم، اطرافیانم نیستند. این رو مخصوصا در والدین دانش آموزان دبستانی متاسفانه به وفور میتونیم ببینیم و نمیدونم واقعا علت این مسئله چیه ولی مایه تاسفه. خانواده هایی که در خیال خودشون میخوان از دانش آموز در برابر ظلم دفاع و حفاظت کنن ولی در هشتاد درصد مواقع این خودشون هستند که با این کار به فرزند خودشون ظلم میکنن. با کوچکترین اتفاقی که در مدرسه بین دانش آموز و معلم رخ میده، با بدترین لحن ممکن با دبیر صحبت میکنن و واقعا هفت جد اون معلم بیچاره رو جلوی چشمش میارن. در حالی که اولا به اون شخص باید به عنوان کسی که داره خدمت ارائه میده و زحمت میکشه برای اون دانش آموز احترام گذاشت و نکته دوم این که باید اجازه بدیم تا حدی دانش آموز خودش مشکلاتی که براش به وجود میاد رو حل کنه. ما بی احترامی به معلم رو در بین دانش آموزان هم میتونیم شاهد باشیم.
من به عنوان شخصی که تجربه قریب به دو سال آموزش دیدن به صورت مجازی رو دارم بر این عقیده هستم که واقعا دبیرها در این مدت سختی کشیدن و بدون شک لایق احترام هستند و این ضعف در هر جایی که هست؛ در تربیت فرزند، در دولت، در مجلس، در وزارتخونه و یا هر جای دیگه ای، باید برطرف بشه تا یک معلم انگیزه کافی داشته باشه تا بتونه بره سر کلاس بشینه و به دانش آموز درس بده.

مسئله گزینش فرهنگیان هم که خب من راستش از طریقه و... اون آگاه نیستم منتها واقعا به نظرم اگر با دقت بیشتری و با تمرکز کمتر روی مسائل کم اهمیت تری مثل موارد عقیدتی-سیاسی (البته تا یک جایی) صورت بگیره قطعا موثرتر خواهد بود. معلمانی متاسفانه در مملکت ما هستند که با وجود تمام احترامی که برای قشر فرهنگی جامعه قائل هستم، ولی زمانی که از در وارد میشن نفرت نسبت به دانش آموز در تک تک گفته هاشون مشخصه و این مایه تاسفه.

در هر حال این ها مواردی بود که به ذهن من رسید و فکر کردم اینجا شاید جای مناسبی برای بیانشون باشه و در کل به نظر من تا جایی که ممکنه باید به معلم ها خصوصا در این شرایط فعلی احترام گذاشت و هواشون رو داشت و فکری برای وضعیت کنونی اون ها کرد چون بدون شک بخش مهمی از آینده مملکت به دست معلم هاست که رقم میخوره و من بدون شک تا پایان عمرم مدیون و ممنون بعضی از معلم های خودم هستم که واقعا دست بنده رو گرفتند و امیدوارم واقعا موقعیت مناسب برای معلمین بزرگوار فراهم بشه تا با آرامش بیشتر و کاهش دغدغه های فکری بتونن به شغلشون که بدون شک سختی های اون کم نیستن بپردازن.
 
ی جمله بود بچگی خونده بودم...
میگفت اشتباه دکتر میمیره میره زیر خاک...!
اشتباه یک مهندس خراب میشه ی چند نفر میمیرن و تمام..!
اما اشتباه یک معلم سال ها روی زمین راه میره و خرابی ب بار میاره...!
خیلی درسته ب نظرم....

حالا جدا از اینا... معلمی هم صبر و هم حوصله ی زیادی میخواد...
ب نظر من ک واقعا سخته
 
#طبق_معمول_موقت
حاضرم بمیرم ولی معلم نشم : ))))))
از بچگی آرزوم بود معلم شم و مطمئن بودم بهترین معلم میشم!
یک بار 4 سال پیش
فقط دو ماه
تجربه کردم تدریس رو
برای کلاس های میانگین 12 نفره
تدریس زبان سطح مقدماتی و سطح متوسط (حدودی میگم چون متفاوته اسم سطوح آموزشگاه با آموزشگاه)
1 کلاس سنین خردسال (دختر و پسر)، یک کلاس 8 تا 12 سال دختران و یک کلاس 8 تا 12 سال پسران
اگهههههه گفتین جلسه ای چند؟ : )))))
جلسه ای 3 هزارتومن (یه حساب کتاب جزئی، 3تا کلاس، هرکدوم هفته ای سه جلسه، و 4هفته در یک ماه، میشههههه 216 تومن)
پول متروم به زور دراومد : ))))))))
کم نذاشتم ها. بچه هام عاشقم بودن جوری که ماماناشون میپرسیدن ترم بعد کیا کلاس برمیدارم بچشونو بیارن تو کلاسم
یا مثلا بچه های تخص رو به زبان علاقه مند کردم که همکاران قدیمی پراشون ریخته بود
ولی مردم تو اون دو ماه
به طرز عجیبی سخته تدریس با حقوق واقعا پایین (راجع به باند و باند بازی کلاس خصوصی و کنکور حرفی ندارم)
کودکان عزیزی که از دست معلماتون ناراحتین چون میگن بالا چشتون ابروعه
یا مثلا بهتون مششششق میدن : ))
اون بندگان خدا پاره میشن تا با شما درست رفتار کنن :)
 
اگه نمیدونید بگم که خیلی ناراحت کنندست وقتی توی بحث جدی سن کمتر طرف مقابل رو میکشید وسط و سعی می‌کنید از این طریق برنده باشید!
قطعا هدف شما این نیست ولی خواه ناخواه این احساس بد رو به طرف مقابلتون منتقل می‌کنید.
بابا راست میگه خب
واقعا سن مهمه
و تجربه
و این یک حقیقته که کسی که سنش کمه قائدتا کمتر هم تجربه داره و حرفی که بزنه عموما برخاسته از تصورات یا نهایتا دیده هاشه
ولی
از طرفی به طرز دهشتناکی امیدوارم به آینده ای که بچه های دهه 80 و 90 قراره بسازن
جدی میگم
شماها زود قانع نمیشین، برای نظر خودتون و شخصیتتون احترام قائلین
و صد البته همین تدریس بهتون رو سخت تر میکنه : )))))) که چالش جذابیه برای کسی که معلمی رو دوست داشته باشه
ربطی نداشت ولی خواستم بدونی با سنین کم مشکلی ندارم بلکه شدیدا هم امیدوارم به تغییری که قراره نسل شما ایجاد کنه :)
صرفا حقیقت نهفته در حرف دوستمون رو خواستم واضح تر بگم
 
این تاپیکو دیدم؛ چقد عصبانی بودم اونموقع
البته سازنده‌ی تاپیک من نبودم، پست ح.ب منتقل شده اینجا
خلاصه هنوزم درک میکنم اون حجم خشمی که جامعه با حرفاش و رفتاراش بهم می‌داد اما دیگه مهم نیست، احتمالا عادت کردم، گوشم از این حرفا پر شده یا شاید حتی خودم هم یه سریاشو قبول کردم به مرور.
ینی شما الان بیای تو رومم به معلما فحش بدی خودم باهات همراهی میکنم :))
اما
دیروز داشتم کتاب نظریات یادگیری هرگنهان رو می‌خوندم (بارها خوندمش اما خب آدم فراموش میکنه)
یه جایی از فصل ۴ ام نوشته بود که آموزش مثل کشاورزی می‌مونه؛ همه‌ی آدما می‌تونن چیزی رو بکارن و به احتمال زیاد رشد هم می‌کنه و البته خیلی از کشاورزا از علم شیمی (موادی که پای گیاه میندازن) یا علم گیاه پزشکی (برای رفع مشکل گیاهانشون) اطلاعاتی ندارن. اما قطعا کشاورزانی که این اطلاعات رو داشته باشن در پرورش گیاهانشون خیلی موفق تر خواهند بود.
معلمی و آموزش هم همینطوره؛ اغلب مردم می‌تونن انجامش بدن، همونطوری که پدرها و مادرها و حتی خواهر و برادرهای بزرگتر در طول زندگیشون انجامش میدن اما چقدر موفقن؟ علوم روان‌شناسی، تربیت و حتی تا حدی جامعه شنا‌سی، برنامه‌ریزی درسی، مدیریت و... علاوه بر دانش کافی از مباحث علم مورد تدریس از علومیه که آموزگار و دبیر باید تا حد خوبی بهش مسلط بشه. که متأسفانه توی جامعه‌ی ما به جز کسایی که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های فرهنگیان بودن (اون هم کم و بیش) باقی معلم‌ها این مهارت‌ها رو کسب نمی‌کنن مگر بر حسب تجربه یا در مراحل بعدی تحصیلشون اگر پیگیر بشن!
می‌خوام اینو بگم که نقص در سیستم پذیرش معلم باعث شد جایگاه معلم در جامعه به شدت تضعیف بشه.
اگر مثل همه‌ی کشورهای درست و درمون معلم‌ها فقط از طریق همون دانشگاه خاص خودشون جذب می‌شدن، درآمد معلم بالا می‌رفت و مثل رشته‌های تاپ، پذیرش به عنوان دانشجومعلم کار سخت و رقابتی‌ای بود (داره میشه تا حدودی) الان هم اوضاع سیستم آموزشی اینقدر درب و داغون نبود، هم آدمای صالح‌تر و ماهرتری معلم بودن و هم جایگاه این شغل اینقدر تضعیف نشده بود.

+ هر چی از بدی معلما و اوضاع داغون آموزش بگید کاملا حق رو به شما می‌دم❤️
 
معلمی و آموزش هم همینطوره؛ اغلب مردم می‌تونن انجامش بدن، همونطوری که پدرها و مادرها و حتی خواهر و برادرهای بزرگتر در طول زندگیشون انجامش میدن اما چقدر موفقن؟ علوم روان‌شناسی، تربیت و حتی تا حدی جامعه شنا‌سی، برنامه‌ریزی درسی، مدیریت و... علاوه بر دانش کافی از مباحث علم مورد تدریس از علومیه که آموزگار و دبیر باید تا حد خوبی بهش مسلط بشه.

اینجا دوباره وارد همون بحث میشیم که اساساً پداگوژی علمه یا هنره یا یه چیز ذاتیه؟
به نظر شما آموزش دادن به بقیه خودش هم یه علم حساب میشه؟ مثلاً فرض کنید من توی دانشگاه شیمی خوندم. به نظرتون بعد فارغ التحصیلی میتونم برم یه مدرسه و به بچه‌ها شیمی درس بدم؟ اطلاعات و دانش علمی من کافیه یا این که باید علاوه بر اون در مورد آموزش دادن به بقیه هم یه سری اطلاعات داشته باشم؟ اینجا دوباره وارد فلسفه میشیم. خیلیا آموزش دادن رو یه علم جداگونه نمیدونن. میگن یه نفر ذاتاً معلمه و میتونه خوب به بقیه درس بده. یه عده اون رو یه علم میدونن که توی اون باید روش آموزش دادن یه مبحث هم آموزش داده بشه. خیلیا هم اون رو علم نمیدونن بلکه هنر میدونن. مثلاً بیان خوب یه معلم رو به فن بیان یه بازیگر تئاتر یا گوینده شبیه میدونن. شاید بشه گفت آموزش خوب ترکیبی از علم و هنره و ما به اون پداگوژی میگیم. فلسفه رشته‌هایی مثل آموزش زبان، آموزش ریاضی و بقیه رشته‌هایی که ما توی دانشگاه‌های تربیت معلم داریم همینه. شما اگه چارت درسی اونها رو نگاه کنین تعداد از درسها مربوط به علوم تخصصی خودشون و بقیه مربوط به علوم تربیتی هست. حتی میتونیم بگیم برای معلم شدن پداگوژی اهمیتش چند برابر بیشتر از سواد علمی معلم توی تخصص خودشه (به معلمهاییتون فکر کنین که واقعا باسواد بودن ولی افتضاح تدریس میکردن و امتحان میگرفتن).
 
حتی میتونیم بگیم برای معلم شدن پداگوژی اهمیتش چند برابر بیشتر از سواد علمی معلم توی تخصص خودشه
با این موضوع خیلی موافقم.
 
حقوقش کمه ولی ساعات ازاد تری داری اگه شاگرد خصوصی پیدا کنی باز بهتره ولی چونه زدن با کلی بچه خیلییییی سخته ولی خلاقیت و صبر رو زیاد میکنه و به نظرم چون در روز با کلی دانش اموز سروکار دارن به نظرم ادم های به روز تری هستن البته معلما دبستان برای مورد اخر منظورم نیست
 
به عنوان کسی که در خاندان معلم رشد یافته 😅 معلمی خیلی خیلی بستگی داره خودت چجوری تا کنی، یکی هست واسش مهم نیست دانش آموز یاد بگیره نگيره بفهمه یا نفهمه...
نمره رو میده میره (همه هم در نهایت دیپلمه رو خواهند گرفت) اما یکی نه تمام تلاشش رو میکنه خوب درس بده، یاد بگیره خودش در مرحله اول، کار کنه با بچه‌ها، رفع اشکال و ازین چیزا...به دومی قطعا سخت خواهد گذشت...اما اولی خیییییییلی راحت زندگی میکنه و دردسری هم نمی‌کشه. درآمد و حقوق مخصوصا برای پسر اصلا و ابدا کفاف نمیده و شغل دوم یا حتی سوم لازمه تو این اوضاع...
اما من وقتی خودمو با یک دانشجو معلم قیاس میکنم به مراتب آسون تر میگذره واسه اشون.
 
این ناراحتی‌ای که مردم از تابستون سر کار نرفتن معلما دارن منو یاد پسرایی میندازه که میخوان دختراهم برن سربازی:)) لایک همه باهم هستیم در این گهدونی. چتونه؟
حقوق و مزایا تاثیر مستقیم روی بازدهی داره. این حرفا که "معلمی عشقه و کسی به خاطر پولش نباید بیاد وگرنه نمیکشه" هم پاپیون زدن روی ریشه مشکله. به همه در زدنِ ملت واسه استخدام شدن از روی ناچاریه نه عشق. عشق یه مرحله بالاتر از بقاست. شما اگه شغلت دغدغه های مالی‌تو برطرف کرد، تازه فرصت میکنی فکر کنی "هوم حال میکنم با کارم." حالا نه تنها حقوق معلمی آلردی بخور نَمیره، از جیب خرج کردن معلم برای کارش کاملا نرمال و حتی یه‌جاهایی inevitable عه. کم نشنیدم از معلم هایی که پول میذارن از چیزایی مثل پروژکتور و پرینتر و قلم نوری و اسپیکر گرفته تا کاغذ و ماژیک و جایزه برای بچه‌ها و... میگیرن. جدا از لوازمی مثل وبکم و میکروفون و تخته برای تدریس آنلاین. یا هزینه هایی مثل هزینه رفت و آمد برای معلمایی که محل خدمتشون دور افتاده‌ست.
معلمی که این خرجارو میکنه داره از خودش میزنه. وظیفه‌ش نیست. "وجدان کاری" نیست و "فداکاری"ه. حالا طبیعیه که آدما معلم از خود گذشته رو با دید بهتری ببینن، بحث اینه که نمیشه به کسی خرده گرفت که چرا کاری که بابتش پول نمیگیری‌ رو انجام نمیدی؟ سیستمی که آموزش باکیفیت بخواد باید رفاه کارکنان رو تامین کنه. به همین سادگی. که الان دیگه فقط هم معلمی این مشکلو نداره و مثلا پزشکا هم میزنن این حرفو. از اون احترام و شأنی هم که روزی این حرفه‌ها داشتن فقط شَرمش مونده. معلمی دیگه برات احترام نمیاره ولی از اونور باید حواست به تک تک فعالیت های مجازی و واقعیت باشه چون معلمی.

همونطور که صفحه قبل گفتن، پاره وقت بودن این شغل توهمیه که کاملا پذیرفته شده. یعنی خود ماهایی که اقدام کردیم هم اینجوری بودیم که اینو دارم، در کنارش اگه کار دیگه ای هم خواستم میتونم انجام بدم:))
تدریس بسیار وقت‌گیر و demanding عه. یعنی اگه قرار بر درست انجام دادن کار باشه، همچین چیزی که معلم از مدرسه بیاد و تا فردا که برمیگرده بخوره و بخوابه ممکن نیست و زمان زیادی رو باید گذاشت برای آماده کردن و طراحی مطالب و طرح درس و خوندن و آپدیت موندن و... . از لحاظ روانی هم سر و کله زدن با اون همه دانش آموز و بعضا مشکلات خارج از مدرسه‌شون، لول متفاوتی از صبر و توانایی و هوش هیجانی میطلبه. و حتما بعدش به استراحت نیازه duh.
نمیدونم دلیل کوچک و پاره‌وقت انگاری تدریس بیشتر اقتصادیه یا فرهنگی. ولی باز همونطور که اشاره کردن، روی مردِ معلم فشار شغل دوم داشتن هست و از زنِ معلم هم لیست کامل خانه‌داری انتظار میره.

یک مساله دیگه ای که به نظر شخصی من حقوق تابستون رو کاملا حلال میکنه صرف تحمل کردنِ آموزش پرورشه:)) علوم انسانی که کاملا جوکه در ایران. ولی در آپ این در یک سطح دیگه ای حس میشه. کادر دانشگاه و اداره‌ای که معمولا در حد دانش‌آموز دبیرستانی هم احترامتو نگه نمیداره. حراست و گزینشی که خودشو صاحب اختیار تمام و کمالت میدونه. تقلیل ملاک و معیار جذب نیرو برای تربیت نسل های بعد به مسائل عقیدتی. (که تو همونم ریدن. در بهترین حالت بهترین بازیگرارو قبول کردن نه مومن ترینا:))) و خلاصه انواع ابیوزِ هرروزه و جواب پس دادن بابت احمقانه ترین مسائل (مثلا عکس پروفایل یا پنج دقیقه دیر رسیدن و پرده دور تخت در خوابگاه) به هر ننه قمری در دانشگاه، اداره و مدرسه. از مسئول آموزش و استاد و مدیر و معاون گرفته تا همکار و سرپرست خوابگاه و نگهبان دم در. و خفقان. ترسی انقدر ریشه‌ای که هر ثانیه باید حواست باشه چی میگی و استاد جلسه اول ترم یک میشینه میگه با همکاراتون صمیمی نشید.
+ واحدای تکراری بیخود. دوره‌های ضمن خدمت کاملا بی فایده و درکل ماشین معیوبی که زحمت کشیدن توش هیچ پاداش و ترقی‌ای برات نداره و نه آسایش و معیشت و سواد مربی براش اهمیتی داره نه مربا. فقط وجود داره.
یعنی روانی که تو این سه سال از من سابیده شده و زحمتی که بابت حفظ کردن iq پوینت هام و sanity‌م اصلا کشیدم غرامت میلیاردی داره. دیگه اون ۴۵ درصدِ پایه حقوق رو ببخشید به ما:))
 
زمان خوبی بود واسه بالا اومدن این تاپیک.
روز‌ معلمو به همه‌ی معلما و دانشجو معلمای سایت پیشاپیش تبریک میگم❤️
@زار @banaz @حُسام شمارو می‌شناسم فقط. اگه همکار می‌شناسید تگ کنید لطفا، آشنا بشیم باهاشون.
 
زمان خوبی بود واسه بالا اومدن این تاپیک.
روز‌ معلمو به همه‌ی معلما و دانشجو معلمای سایت پیشاپیش تبریک میگم❤️
@زار @banaz @حُسام شمارو می‌شناسم فقط. اگه همکار می‌شناسید تگ کنید لطفا، آشنا بشیم باهاشون.
سلام بر پرنیان عزیز.
ممنون!
منم تبریک میگم به همه‌ی دوستان معلم.
اون برف شادی‌ای که امسال مجازی شد از همینجا تقدیم به همه‌تون که باعث شادی دانش‌آموزهایید.
 
یه سوالی.
به عنوان تجربه شخصیم به عنوان دانش آموز
معلمایی که خود رشته رو در دانشگاه خوندن نسبت به معلمایی که رفتن فرهنگیان خیلی باسوادتر بودن.
اینو تایید یا رد می‌کنید؟
و خب متوجه مزایای احتمالی فرهنگیان هستم ولی داخل تاپیک دیدم که گفتید افرادی که فرهنگیان بودن سواد خود آموزش دادن رو بیشتر دارن یا یه چنین چیزی.
 
یه سوالی.
به عنوان تجربه شخصیم به عنوان دانش آموز
معلمایی که خود رشته رو در دانشگاه خوندن نسبت به معلمایی که رفتن فرهنگیان خیلی باسوادتر بودن.
اینو تایید یا رد می‌کنید؟
و خب متوجه مزایای احتمالی فرهنگیان هستم ولی داخل تاپیک دیدم که گفتید افرادی که فرهنگیان بودن سواد خود آموزش دادن رو بیشتر دارن یا یه چنین چیزی.
برای آموزش ابتدایی معلم های تحصیل کرده فرهنگیان هم از لحاظ شیوه آموزش و هم سواد بهترن ولی برای دبیری واقعا فرهنگیان حرفی برای گفتن نداره، حالا ممکن استثنا هم باشه مثلا دبیر خوبی که فارغ‌التحصیل فرهنگیان باشه و در حالت کلی همونطور هست که میگی
 
یه سوالی.
به عنوان تجربه شخصیم به عنوان دانش آموز
معلمایی که خود رشته رو در دانشگاه خوندن نسبت به معلمایی که رفتن فرهنگیان خیلی باسوادتر بودن.
اینو تایید یا رد می‌کنید؟
و خب متوجه مزایای احتمالی فرهنگیان هستم ولی داخل تاپیک دیدم که گفتید افرادی که فرهنگیان بودن سواد خود آموزش دادن رو بیشتر دارن یا یه چنین چیزی.
احتمالا منظورت دبیرهای دبیرستان باشه. خب ببین قطعا کسی که رشته‌ی تخصصیش بوده سواد خوبی داره، مخصوصا تا جایی که می‌دونم برای مدارس خاص هم معلم‌هایی رو می‌برن که تو دانشگاه‌های خاص درس خونده باشن. درنتیجه به عنوان مثال مقایسه‌ی دبیری که لیسانس یا ارشد زیست رو توی دانشگاه تهران گرفته با دبیری زیست فرهنگیان خب مشخصه که نتیجش همین نظر شما میشه.
اما به لحاظ تخصص در زمینه‌ی روش‌های تدریس، آموزش، یادگیری و انگیزش دانش‌آموز و حتی دانشی که درباره‌ی ویژگی‌های اون سن دارن قطعا معلمای فرهنگیان اطلاعات بیشتری دارن.
 
یه سوالی.
به عنوان تجربه شخصیم به عنوان دانش آموز
معلمایی که خود رشته رو در دانشگاه خوندن نسبت به معلمایی که رفتن فرهنگیان خیلی باسوادتر بودن.
اینو تایید یا رد می‌کنید؟
و خب متوجه مزایای احتمالی فرهنگیان هستم ولی داخل تاپیک دیدم که گفتید افرادی که فرهنگیان بودن سواد خود آموزش دادن رو بیشتر دارن یا یه چنین چیزی.
علوم پایه شاید شرایطشون متفاوت باشه من اطلاع ندارم. اما درمورد رشته خودم (آموزش زبان) تفاوت چندانی از نظر علمی که دانشگاه بخواد بهم منتقل کنه بین شیراز و فرهنگیان ندیدم. توی جفتشون استاد خوب و بد دیدم. چارت به جز دوبرابر بودن واحدای عمومی فرهنگیان و چندتا واحد محدود تخصصی، یکیه. و خب دانشگاه دولتی، دانشگاه تره:)) از این نظر که در مسیر آکادمیک آدمای بیشتری هستن که دستی بر آتش داشته باشن و بتونی باهاشون کانکت شی و کمک کنن. فرهنگیان مسلما همه‌چیز مدرسه محور تره و تقریبا همه کسایی که کلاس میگیرن معلم بودن یا هستن. همین موضوع محتوای کلاس‌ها رو هم باز مدرسه محور تر میکنه. چون درنهایت همه قطعا قراره مدرس بشن. ولی توی دانشگاه دولتی حتی اونی که داره آموزش میخونه هم لزوما قرار نیست تدریس کنه در آینده. چه برسه به اینکه ساختاری مثل‌ مدرسه و کتابای وزارتی و اینهارو برای بررسی کردن داشته باشه. و اینکه فرهنگیان ۴ ترم آخر کارورزی داره و دانشجوهارو میفرسته مدرسه، ولی دانشگاه دولتی عموما امکان برگزاری عملی این واحد هارو ندارن.
سواد چیزی رو داشتن هم لزوما به معنی توانا بودن در تدریسش نیست. وگرنه مگه دانش‌آموز تا آخر دبیرستان به چه میزان از سواد مثلا ریاضی نیاز داره؟ معلم خوب بودن یک مدلِ دیگه از سواد و تجربه رو میطلبه که هرجایی ممکنه پیدا بشه
 
زمان خوبی بود واسه بالا اومدن این تاپیک.
روز‌ معلمو به همه‌ی معلما و دانشجو معلمای سایت پیشاپیش تبریک میگم❤️
@زار @banaz @حُسام شمارو می‌شناسم فقط. اگه همکار می‌شناسید تگ کنید لطفا، آشنا بشیم باهاشون.
خیلی خیلی ممنون پرنیان خانوم روز شما هم مبارک باشه
@reyna- عزیز روز شماام مبارک باشه بانو
 
Back
بالا