این ناراحتیای که مردم از تابستون سر کار نرفتن معلما دارن منو یاد پسرایی میندازه که میخوان دختراهم برن سربازی

لایک همه باهم هستیم در این گهدونی. چتونه؟
حقوق و مزایا تاثیر مستقیم روی بازدهی داره. این حرفا که "معلمی عشقه و کسی به خاطر پولش نباید بیاد وگرنه نمیکشه" هم پاپیون زدن روی ریشه مشکله. به همه در زدنِ ملت واسه استخدام شدن از روی ناچاریه نه عشق. عشق یه مرحله بالاتر از بقاست. شما اگه شغلت دغدغه های مالیتو برطرف کرد، تازه فرصت میکنی فکر کنی "هوم حال میکنم با کارم." حالا نه تنها حقوق معلمی آلردی بخور نَمیره، از جیب خرج کردن معلم برای کارش کاملا نرمال و حتی یهجاهایی inevitable عه. کم نشنیدم از معلم هایی که پول میذارن از چیزایی مثل پروژکتور و پرینتر و قلم نوری و اسپیکر گرفته تا کاغذ و ماژیک و جایزه برای بچهها و... میگیرن. جدا از لوازمی مثل وبکم و میکروفون و تخته برای تدریس آنلاین. یا هزینه هایی مثل هزینه رفت و آمد برای معلمایی که محل خدمتشون دور افتادهست.
معلمی که این خرجارو میکنه داره از خودش میزنه. وظیفهش نیست. "وجدان کاری" نیست و "فداکاری"ه. حالا طبیعیه که آدما معلم از خود گذشته رو با دید بهتری ببینن، بحث اینه که نمیشه به کسی خرده گرفت که چرا کاری که بابتش پول نمیگیری رو انجام نمیدی؟ سیستمی که آموزش باکیفیت بخواد باید رفاه کارکنان رو تامین کنه. به همین سادگی. که الان دیگه فقط هم معلمی این مشکلو نداره و مثلا پزشکا هم میزنن این حرفو. از اون احترام و شأنی هم که روزی این حرفهها داشتن فقط شَرمش مونده. معلمی دیگه برات احترام نمیاره ولی از اونور باید حواست به تک تک فعالیت های مجازی و واقعیت باشه چون معلمی.
همونطور که صفحه قبل گفتن، پاره وقت بودن این شغل توهمیه که کاملا پذیرفته شده. یعنی خود ماهایی که اقدام کردیم هم اینجوری بودیم که اینو دارم، در کنارش اگه کار دیگه ای هم خواستم میتونم انجام بدم

تدریس بسیار وقتگیر و demanding عه. یعنی اگه قرار بر درست انجام دادن کار باشه، همچین چیزی که معلم از مدرسه بیاد و تا فردا که برمیگرده بخوره و بخوابه ممکن نیست و زمان زیادی رو باید گذاشت برای آماده کردن و طراحی مطالب و طرح درس و خوندن و آپدیت موندن و... . از لحاظ روانی هم سر و کله زدن با اون همه دانش آموز و بعضا مشکلات خارج از مدرسهشون، لول متفاوتی از صبر و توانایی و هوش هیجانی میطلبه. و حتما بعدش به استراحت نیازه duh.
نمیدونم دلیل کوچک و پارهوقت انگاری تدریس بیشتر اقتصادیه یا فرهنگی. ولی باز همونطور که اشاره کردن، روی مردِ معلم فشار شغل دوم داشتن هست و از زنِ معلم هم لیست کامل خانهداری انتظار میره.
یک مساله دیگه ای که به نظر شخصی من حقوق تابستون رو کاملا حلال میکنه صرف تحمل کردنِ آموزش پرورشه

علوم انسانی که کاملا جوکه در ایران. ولی در آپ این در یک سطح دیگه ای حس میشه. کادر دانشگاه و ادارهای که معمولا در حد دانشآموز دبیرستانی هم احترامتو نگه نمیداره. حراست و گزینشی که خودشو صاحب اختیار تمام و کمالت میدونه. تقلیل ملاک و معیار جذب نیرو برای تربیت نسل های بعد به مسائل عقیدتی. (که تو همونم ریدن. در بهترین حالت بهترین بازیگرارو قبول کردن نه مومن ترینا

) و خلاصه انواع ابیوزِ هرروزه و جواب پس دادن بابت احمقانه ترین مسائل (مثلا عکس پروفایل یا پنج دقیقه دیر رسیدن و پرده دور تخت در خوابگاه) به هر ننه قمری در دانشگاه، اداره و مدرسه. از مسئول آموزش و استاد و مدیر و معاون گرفته تا همکار و سرپرست خوابگاه و نگهبان دم در. و خفقان. ترسی انقدر ریشهای که هر ثانیه باید حواست باشه چی میگی و استاد جلسه اول ترم یک میشینه میگه با همکاراتون صمیمی نشید.
+ واحدای تکراری بیخود. دورههای ضمن خدمت کاملا بی فایده و درکل ماشین معیوبی که زحمت کشیدن توش هیچ پاداش و ترقیای برات نداره و نه آسایش و معیشت و سواد مربی براش اهمیتی داره نه مربا. فقط وجود داره.
یعنی روانی که تو این سه سال از من سابیده شده و زحمتی که بابت حفظ کردن iq پوینت هام و sanityم اصلا کشیدم غرامت میلیاردی داره. دیگه اون ۴۵ درصدِ پایه حقوق رو ببخشید به ما
