- ارسالها
- 134
- امتیاز
- 1,881
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 1403
اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویندمیان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میا برخیز
چون دغدغهی مردم این شهر حجاب است
اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویندمیان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میا برخیز
پس عشق به حرف آمد، ساعت دهنش را بستاینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند
چون دغدغهی مردم این شهر حجاب است
(حرف ) دل بسیار و عمرم مختصرپس عشق به حرف آمد، ساعت دهنش را بست
تقویم به دست خویش بند کفنش را بست
با من صنما دل یکدله کن(حرف ) دل بسیار و عمرم مختصر
شعر کوتاهم از این غمها خبر
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شومبا من صنما دل یکدله کن
گر سر ننهم وانگه گله کن
آهنگ به ( جان )من دلسوخته کردیباید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
از جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
یار بیگانه نوازم شرح عشق جان گدازمآهنگ به ( جان )من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزود برفتی؟
امشب مگر به وقت نمیخواند این خروسیار بیگانه نوازم شرح عشق جان گدازم
قصه ای از سوز و سازم با تو می گویم امشب
- بیژن ترقی
من نغمه نی بودم و چون مويه عشاقامشب مگر به وقت نمیخواند این خروس
عشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوس

جان عشاق سپند رخ خود میدانستمن نغمه نی بودم و چون مويه عشاق
با آه درآمیخته شد، بود و نبودم
آتشی در سینه دارم جاودانیجان عشاق سپند رخ خود میدانست
آتش چهره بدین کار برافروخته بود
ز مژگان دوصد سینه آماج داریآتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگیست نامش زندگانی
گوهر خود را مزن بر(سنگ) هر ناقابلیز مژگان دوصد سینه آماج داری
دل سنگ در سینۀ عاج داری
پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروختگوهر خود را مزن بر(سنگ) هر ناقابلی
صبرکن پیدا شود گوهر شناس قابلی
وه چه سیهچرده و شیرینلب استپدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود راوه چه سیهچرده و شیرینلب است
چون شکلات است پدرسوخته
یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از اوبیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
وه که چه شاد میشود از تلف وجود من
یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
یادش بخیر گرچه دلم نیست شاد از او
دلشاد باد آنکه دلم شاد از او نگشتمرا از (یاد) برد آخر ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد!
شاد زی با سیاهچشمان شاددلشاد باد آنکه دلم شاد از او نگشت
وان گل که یاد من نبود یاد باد از او
