• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

رمانی بوده که پاش گریه کنی؟

  • شروع کننده موضوع
  • #1

anaana251223

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
672
امتیاز
12,632
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
جایی همین حوالی
اگ رمانی هس ک باش گریه کردی اسمو اسم نویسندش و موضوعش با حست از خوندنش رو بگو
 

mastermind81

... loading
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
688
امتیاز
7,219
نام مرکز سمپاد
شهید رجایی
شهر
اسلامشهر
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
Allameh tabatai university
رشته دانشگاه
Eco-insurance management
حالا یادم نیست که گریه کرده باشم یا نه ولی بچه تر که بودم یه نفر کتاب زخم داوود رو به عنوان هدیه ی تولد بهم داد...
کتاب در مورد چند نسل متوالی از فلسطینیان تو همون دورانی که فلسطین اشغال شد...
و خوب یه جایی که زندگی کاملا دیگه داره اوکی میشه و این تو امریکاست یه دفعه ای همه به چخ میرن و یه جورایی سرنوشت مادرش برا خودش تکرار میشه و این هم تا مرز جنون پیش میره...
تنها کتابی بود که حجم دپرس بودنش باعث شد بین خوندنش یه وقفه ی طولانی بندازم...
پ.ن:من معمولا از اوناییم که یک نفس کتاب میخونن...
 

PashMack

به دنبال بستنی
ارسال‌ها
400
امتیاز
7,180
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
فک کنم سر جنگی که نجاتم داد گریه کردم
نویسنده شو نمیدونم، انتشاراتش پرتقاله
در مورد یه دختر معلول بود که تو جنگ مجبور میشد با داداشش بره و با یه خانمی زندگی کنه، یه همچین چیزی بود فک میکنم
 

negaar_mgd

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
344
امتیاز
3,200
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
1403
شب های روشن داستایوفسکی
روایت و توصیفش ورای زیباست، درباره یه رویا پرداز تنهاست که کسی رو پیدا می‌کنه که باهاش صحبت کنه و...

گریه که نه در حد تر شدن چشم و اینا :)) که البته بخاطر این بود که اسپویل شدم؛ اسپویل نکنید :-<
 

Antimony

51
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
1,097
امتیاز
9,588
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
ساوه
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
برق
رشته دانشگاه
امیرکبیر
به حال کنت الاف توی بچه های بدشانس (unfortunate events):)):|
 
  • شروع کننده موضوع
  • #6

anaana251223

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
672
امتیاز
12,632
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
جایی همین حوالی
  • شروع کننده موضوع
  • #8

anaana251223

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
672
امتیاز
12,632
نام مرکز سمپاد
فرزانگان امین
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
جایی همین حوالی
رمان پرستش و جایی نرو تنها رمانایی بودن ک من باهاشون گریه کردم:(:-s:-/:((:((:((:((:((:((:((
 

نسیـم

کاربر فوق‌حرفه‌ای
عضو کادر مدیریت
مدیر داخلی
ارسال‌ها
1,366
امتیاز
31,775
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرراز
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
کرمان
رشته دانشگاه
پزشکی

Pan

It's morbin time
ارسال‌ها
578
امتیاز
10,591
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
97
من زیاد نه کتاب میخونم نه گریه میکنم حافظه‌ی خوبی هم ندارم ولی چیزی که یادم میاد از بچگیم سر مرگ اون طرف تو کتابای دارن شان.:| (حالا البته نمیدونم اسپویل برای یه کتاب بیشتر از 15 ساله چی میگه:)))
 

Saghar1911

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
90
امتیاز
648
نام مرکز سمپاد
فرزانگان۴
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1401
من هم سر فیلم هم کتاب خطای ستارگان بخت ما گریه کردم و خب لذتم بردم:) دارن شانم بیشتر عصبانی بودم تا ناراحت‌. تا یه هفته به نویسنده و جد و آبادش فحش میدادم‌.
 

amir barat

کاربر جدید
ارسال‌ها
1
امتیاز
2
نام مرکز سمپاد
دکتر خرمی روز
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
1404

NEGAR^

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
333
امتیاز
2,897
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 1
شهر
زابل
سال فارغ التحصیلی
1401
من هیچوقت کتاب زندگی نامه نمیخریدم ، ولی ی بار یکی از دوستام زندگی نامه ی یکی از شهدا ( اسمشونو یادم نیس) داد بخونم ، اسم کتابش دیدم ک جانم میرود بود ، داستانش ی رفاقت خیلیییی عمیقو می‌گفت و لحظه ی شهداتش ک دوستش بالای سرش بود من یه لحظه خودمو تصور کردم و برای اولین بار در طول عمرم ، گریه ک نه زارررررر زدم باهاش :| :D ;;) :))
 

toofanh

کاربر فعال
ارسال‌ها
53
امتیاز
515
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 3
شهر
اهواز
سال فارغ التحصیلی
1396
یه رمان ایرانی بود
اسطوره
نویسندش هم فکر کنم پگاه بود
اونجا یادمه با مرگ یکی از کارکترا گریه کردم
 

sana.sa

Nobody
ارسال‌ها
285
امتیاز
8,069
نام مرکز سمپاد
فرزانگان یک
شهر
اردبیل
سال فارغ التحصیلی
1400
اره the fault of our starsو five feet apart اینا رمان هستن ولی من سر فیلمشون گریه کردم نخوندمشون
 

Sahaʀ

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
263
امتیاز
6,663
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
رفسنجان
سال فارغ التحصیلی
1399
رشته دانشگاه
روانشناسی
رمان "وقتی نیچه گریست" وقتی که بالاخره نیچه گریست منم گریستم:(
 
آخرین ویرایش:

rreezzaa1

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
119
امتیاز
167
نام مرکز سمپاد
علامه طباطبایی
شهر
بناب
سال فارغ التحصیلی
96
رشته دانشگاه
اقتصاد
تلگرام
زندگی نامه شهدا ،
کتاب سلام بر ابراهیم و خاک های نرم کوشک
 

HERGANTA

⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩
ارسال‌ها
29
امتیاز
182
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
1402
مدال المپیاد
Chemistry Olympiad
دانشگاه
انشالله در آینده College London❤️
رشته دانشگاه
Chemical engineering_sofware engineering
رکان من پیش از تو
من خیلی براش گریه کردم
یه وقتایی وقتی شخصیتاش درد و دل میکردن حرفاشون خیلی دردناک بود
البته با همین رمان خیلی هم خندیدم!
کلا که خیلی قشنگه و یکی ا بهترینایی که خوندم
 
بالا