• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گفت و گوی منظوم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع A M I N
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
درد سرد است بر سینه م
جام زجر است در سینه م
و حال خوش، دور زمانیست
بر بستر خواب افتاد ست
 
ز بیکاری نشستم از اول خواندم اینجا را
در لحظه خندیدم و گذشتم ز سخن شعرا
اما دوری زدم و تفکر کردم در معنی اشعار
آنجا فهمیدم عمق نظر شاعران معاصر را
 
اگر به چشم خریدار بنگری عن را
گران تر از زر و سیم و دلار می بینیش
و گر به دیده‌ی بی اعتنا به زر نگری
نمی دهی درمی بهر سود و شیرینیش((:
 
واین کنکور کس از گزندش در ایمن نبود بیایدنتیجش دیر بلکه زود
هدف بیشتر بالا آوری این تاپیک بود
 
بسی حق است تاپیکش
ولی ما دیییر دیدیمش
دم ان شاعره بس گرم
ک حق با او و ایینش "-:
و ان استارتر موضوع
با ان شعرای سنگینش :-"
 
چندیست که هر آن خوابم
اینگونه اگر بگذرد عمری خوابم
ای دوست کاری از من بر نمی آید
چه کنم که هر چه کنم آخرش خوابم
گفتمش بیکارم بی عارم همیشه خوابم
گفت رو؛ پستی در کانال بگذار و مشغول شو
اکنون به دنبال نوشته هایمم تا که نخوابم
 
بسی حق است تاپیکش
ولی ما دیییر دیدیمش
دم ان شاعره بس گرم
ک حق با او و ایینش "-:
و ان استارتر موضوع
با ان شعرای سنگینش :-"
هر کسی شعری می‌سراید
یکی مثل تو شِرّی می‌سراید
کلیشه‌ها را دوباره تکرار کنم؟
عِلْمَت به آن جمله را انکار کنم؟
این مالش نرم برای چه بود؟
آن مدح سخت برای که بود؟
نگذار کلیشه‌ها را دوباره تکرار کنم
آن جلمه معروف را در کار کنم
 
هر کسی شعری می‌سراید
یکی مثل تو شِرّی می‌سراید
کلیشه‌ها را دوباره تکرار کنم؟
عِلْمَت به آن جمله را انکار کنم؟
این مالش نرم برای چه بود؟
آن مدح سخت برای که بود؟
نگذار کلیشه‌ها را دوباره تکرار کنم
آن جلمه معروف را در کار کنم
ناگهان پرده برانداخته‌ای
حرکتی در سخن انداخته‌ای
ما از این مسئله خوشحال شدیم
لکن این چیست؟ خودت ساخته ای؟((:
#هجو_شوخی
 
ناگهان پرده برانداخته‌ای
حرکتی در سخن انداخته‌ای
ما از این مسئله خوشحال شدیم
لکن این چیست؟ خودت ساخته ای؟((:
#هجو_شوخی
ممد ما اگرچه بی ذوق است
خسته است اندکی و بی روح است
ادبش نیست لیک معرفت دارد
بیشعوریست ک بسیار درایت دارد
فهم او گرچه کمست لیک بسی پررو هست
ذهن او گرچه ک بیمار ولی خوش رو هست
اهل تعارف نبود(رو ب ضمه رو واو فتحه :-") لیک خجالت هم نیست
ادب و شعور و منطق همه یک ور هم نیست
درک او گرچه کم است لیک بسی پر عمق است
عمق ان تا ب کجا رفت بسی پس گنگ است
این همه حرف زدم تا تو بدانی ممد
گرچه شوخیست نبخشی ب درک ای ممد
تو خودت دانی و یارت و دل خسته ی خود
زندگی غیر خوشی و خنده ای بیش نبود
#_# :))
 
Back
بالا