ربع دایره [نظم‌واره های امین]

A M I N

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,118
امتیاز
18,864
نام مرکز سمپاد
BHT
شهر
LNG
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
SBU
رشته دانشگاه
ARC
للحق

هر از گاهی نظم‌واره‌هایی می نویسم که توی اینستاگرامم میذارم بعضا و بعضا منتشرشون نمی کنم. [نظم‌واره یه کلمه‌ی من‌درآوردیه به معنی چیزی شبیه نظم] اما این جا می تونم راحت‌تر و بیش‌تر منتشرشون کنم پس خشت اول را می نهیم^_^
پ.ن: چون بیش‌تر نظم‌واره‌هام رباعی هستن، اسم این دفترو گذاشتم ربع دایره؛ به جز این، ربع دایره به معنی بخش نه چندان زیادی از دایره ی حقیقت هم هست.
 

A M I N

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,118
امتیاز
18,864
نام مرکز سمپاد
BHT
شهر
LNG
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
SBU
رشته دانشگاه
ARC
شیدای روشنی،
در دیده وهم نور،
بیچاره می دوید
ترسان به سمت گور.
 

A M I N

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,118
امتیاز
18,864
نام مرکز سمپاد
BHT
شهر
LNG
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
SBU
رشته دانشگاه
ARC
گر دیده‌ی دل نظر نماید بر هیچ،
"امروز" چو ذره ای بیابد در هیچ
هم‌چون مگسی که پیش چشمش باشد
حالی همه است و لحظه‌ای دیگر هیچ
 

A M I N

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,118
امتیاز
18,864
نام مرکز سمپاد
BHT
شهر
LNG
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
SBU
رشته دانشگاه
ARC
هر دیده که بر روی زمین شد بیدار
از هر چه به غیر اوست گردد بیزار
کاول نظرش به او بیفتد ناگاه
او ماند و خواهشی و جانی بیمار

یاری که به خواهشی دل‌ش سنگین شد
گردونه ی عالم که به خون رنگین شد
مجهول بدند پیش از این بی اضداد
این خسرو ز آن و آن ز این شیرین شد

فرهاد بماند و حوض کوه‌ش، بی‌جان
افسوس بماند و تیشه‌ای، در پایان
آن دیگر زندگی کند با معشوق
عاشق صد کوه را به آهی ویران

این گردش بی ثبات مکار ببین
افسرده دلان درون بازار ببین
گفتند اگر: رها شوی، چشم ببند
دیروز رها، حال گرفتار ببین

از هر چه دوا هست، کمی ریخته ایم
در دل، با یکدگر درآمیخته ایم
باشد که به آنی برسد تا افلاک
روحی که طناب دارش آویخته ایم

اندازه بجو عدد بجو راه بجو
از قعر زمین تا کره ی ماه بجو
دریا نگر و غریق را چنگ بزن
در چاه، نجاتی از پر کاه بجو

افراشته قامتیم و مغرور به خویش
آینده‌ی نادیده مغاکی در پیش
اندوه گذشته پای‌بندی در پشت
ماییم چو "هل" (!) میان این ها، دل‌ریش

گویند که چشم دل گشا، او بینی
صد گنج زمین به خردی مو بینی
خود را بهل و درون خود را بنگر
خم کن قامت که قیمت "هو" بینی

بر هیچ نظر کرد و چنین افتادیم
چون سایه ی او روی زمین افتادیم
تا بار امانتش به دوش که نهد
ما بهتر از افلاک امین افتادیم

راستی! از @ابوالفضل و @ثنای عزیز تشکر می کنم که واسه ویرایش این نوشته راهنماییم کردن. امیدوارم از نتیجه راضی باشین^_^
 

A M I N

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,118
امتیاز
18,864
نام مرکز سمپاد
BHT
شهر
LNG
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
SBU
رشته دانشگاه
ARC
بزن تو ضربه ی آخر را
که روح کهنه من این بار
به فکر اول این راه است
هنوز خسته ی بی تابم
سوار بی دل راهی که
عنان رهانده و در چاه است
هزار تیغ فرود آمد
هزار شوق به یغما رفت
چه انتها که نه دلخواه است
جوان خسته ی پیری که
به کوی آینه منزل کرد،
صفیر غایت اکراه است
بر آر خسته ی تیغت را
طلوع کامل سیمینی
که قرن هاست که چون ماه است
نسیم می رود از ایوان
ز ناودان گذرد باران
و چشم بسته به درگاه است
گذار گله‌ی گرگان‌ش
حلال دیده ی چوپانی
که سر به آخور پر کاه است
 
بالا