• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

بزرگترین ریسکی ک کردی:|

Nzr.f

کاربر فعال
کنکوری ۱۴۰۰
ارسال‌ها
47
امتیاز
75
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
داراب
سال فارغ التحصیلی
1400
-با گوشی مامانم از چت با یه دوست ناباب اسکرین گرفتم و بلافاصله پاکش کردم اما نمیدونم چرا پاک نشده بود و مامانم تا مدت ها فکر میکرد اونی که از خراب بازی هاش میگفت من بودم (':
-بابام گفت رمز گوشیتو بزن، زدم، و گوشیمو برد (':
-زدن اجباری رمز گوشی برای مدیر و رفتن به گالری(': (هیچوقت فراموشش نمیکنم *******)
-دلسوزی بیجا و بلاک نکردن درجا /:
-گفتن دوستت دارم
-با دوستان ناباب به جاهای دور رفتن/:
-اعتماد، اعتماد، اعتماد!
***
از تغییر مسیر زندگی و ثبات و آرامش هم‌اکنون بسیار خرسندم ‌/ ('_') \
***
از نزدیکترین ریسک‌های درسی هم میتونم به امتحان شیمی یکشنبه اشاره کنم که نخونده دادم/:
***
وِی از شیمی متنفر است T-T
 
آخرین ویرایش:

Hodaw2002

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
142
امتیاز
2,188
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
خراسان رضوی
سال فارغ التحصیلی
1399
به خاطر یه موضوع خیلی پیچیده ۱۵سالگی فهمیدم از یه سرنگ الوده استفاده کردم
داغم دچار ترس و استرس بودم تا شهریور امسال که رفتم گفتم همه نوع ازمایشای خونی ایدز و هپاتیت و اینارو برام بنویسه
خداروشکر مشکلی نبود....
 

Gourmet

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
362
امتیاز
1,165
نام مرکز سمپاد
علامه حلى
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
برداشتن يه چيز از دفتر مدير!
حماقت هاى دوران نوجوانى!
 

zeynabgol

زینب سمپادی
ارسال‌ها
200
امتیاز
430
نام مرکز سمپاد
فرزانگان سه مشهد-شهید شکفته
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
بزرگرین ریسکی که کردم این بود که به دخترداییم گفتم چقد تو چاقی

در حالی که میدونستم عقوبت سخی در انتظارمه.
بهش گفتم:
وای وای عطی چقد چاقی!

عطی در نهایت عشق و محبت
و حسن نیت،

من از پله ها هل داد پایین

مچ پای چپم دوبار شکسته.
اولین بار اونجا شکست.
خیلی ناجور تا خورد و شکست.

عطیه انقد عذاب وجدان رفته بود که گریه کرد.

منم به هیچکی نگفتم اون منو انداخته
 
بالا