• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

تریبون آزادِ مطالعاتی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بگو اگه نزاريد ميرم كف خيابونا ميخونم..
اونوقت دو دستي تقديمت مي كنندش
اوه اوه اون که هیچی اصلا مامان بابام نمیدونن چه جوریه ولی خواهرم‌...
هیچی دیگه کلا من مخفیانه کتاب میخونم
............
آبنبات هل دار هم عالی بود .
مهرداد صادقی یک کتاب دیگه هم داره به اسم آخرین نشان مردی اون هم کتاب قشنگیه
 
کاملا سلیقه ایه
دقیقا
من این حرف رو قبول نداشتم اما بعد از خوندن چند صفحه از ملت عشق بهش ایمان آوردم(من خیلی تعریفشو شنیده بودم و خب برای مامانم خریدم اما یکمشو خوند بعد بیخیالش شد چون خوشش نیومد.و من سه چهار صفحه ازش خوندم و باید بگم خیلی بد بود با اینکه اینهمه تعریفشو میکنن)
 
بچه ها وسواسی افتاده به جونم که اجازه نمی ده کتاب ترجمه بخونم
چون زبون دیگه ایم بلد نیستم فقط کتاب ایرانی می خونم
الان ملت عشقو استارت زدین من چی کار کنم؟
بیا بخون :)) جدا شاید اروم اروم با ما بخونی خوب شه!
انگلیسی‌ت اگ خوبه خب انگلیسی بخون
حتا میتونی گوش بدی!
 
دوستان کسی اینجا "سایه باد" از"کارلوس روئيس سافون" رو خونده؟
اگه خوندید نظرتون چیه دربارش؟
 
راجب درمان شوپنهاور هم بگید اگه خوندید
من یه مدته دیگه حوصله کتاب خوندن ندارم امید است که با همیاری شما به این مهم دست یابم :|
و اینکه تسلی بخشی های فلسفه رو کسی خونده ؟
 
بیایید بگید بهترین ترجمه و البته کامل‌ترین ترجمه‌های رمان‌های کلاسیک مال کی و کجاست!
این کتابام اگه خوندید و ترجمه‌اش خوب بوده بگید مال کی و چه نشری بوده!:
صد سال تنهایی
عشق در سال‌های وبا
اِما
جین ایر

اِما و جین ایر رو نشر نی از ترجمه‌ی رضا رضایی داره. من دارم اِما رو از این نشر می‌خونم و راضی‌م.
 
چرا کتاب بخونیم؟

کتاب خوندن باعث می‌شه که جریان خون به مغز بیشتر بشه و ارتباط بین قسمت‌های مغز افزایش پیدا بکنه، به عبارتی؛ شما رو باهوش‌تر بکنه.
[هر چند باهوش برچسبی نیست که من استفاده بکنم ازش و واقعا مبهمه و چیزی خاصی رو نمی‌رسونه ولی خب. '-']
این خبر رو از سایت استنفورد بخونید تا ببینید خوندن یک فصل از رمان منسفیلد پارک جین آستن چه اثری رو مغر داره. ؛؛)
 
چرا کتاب بخوانیم؟ - بخش اول

d5c7f4d7ce931eed4614235a6965713d.png

این جعبه‌ی آبی یکی از محبوب‌ترین اشیاء برای من‌ه. تاردیس مخففTime And Relative Dimension In Spaceه و وسیله‌ای هست که Doctor Who باهاش در زمان و مکان سفر می‌کنه. داشتن‌ش جذاب‌ه به‌نظرم، در عین حال فکر نمی‌کنم تا چند سال آینده بتونیم چنین چیزی رو داشته باشیم.

7a35fd8108734eadc7043e1654c314f3.jpg

درست‌ه، هر کتاب می‌تونه به عنوان یه تاردیس عمل کنه. صداها، آدم‌ها و مکان‌هایی در گذشته وجود داشته که دیگه نیست. یا این‌که هست، اما به مرور زمان چنان دست‌خوشِ تغییر و تحوّل شده که شبیه به نسخه اصلی‌ش نیست. بذارین پا رو فراتر بذاریم. حتی بعضی از این مواردی که ذکر کردم در حال حاضر وجود دارن ولی در دسترس نیستن. پولِ سفر به اون مناطق رو نداریم، توانایی صحبت با اون‌یکی آدم رو نداریم، وقت‌ش رو نداریم توی اون مکان چند روز بمونیم.

می‌خواین هنوز هم فراتر بریم؟ باشه. حتی اگر پول و وقت‌ش هم بود، بعضی چیزها وجود خارجی ندارن. شما هیچ‌وقت نمی‌تونید به هاگوارتز سفر کنید، سرزمین میانه یا وستروس هیچ‌جای کره زمین نیستن که بشه به‌شون دسترسی داشت. این مکان‌ها تنها توی ذهن رولینگ و تالکین و مارتین ساخته‌شده‌ان.

خوش‌بختانه، بشر با نوشتن روی پوست و حکاکی روی سنگ و بعدتر با ساخت ماشین‌های چاپ به‌مون فرصت داده که با سرعت نور سفر کنیم و از تجربه‌کردن لذت ببریم. این بار موقع کتاب‌خوندن، اینترنت تلفن‌تون رو خاموش کنید و بذاریدش یه گوشه. توی کتاب غرق بشید، برای توصیفات‌ش فضاسازی کنید و صداها و صحنه‎‌ها رو توی ذهن‌تون مجسم کنید.
 
چریدن در علف‌زارِ قرن بیست‌و‌یک.

بخشی از تعریف لغت‌نامه دهخدا درباره معنای چریدن:
چریدن [چ َ دَ] (مص) گیاه خوردن و علف خوردن چارپا، در باغ و صحرا و مرغزار و چمن و جز آن در صورتیکه وی را رها کرده باشند. (ناظم الاطباء)

زیاد مشاهده کردیم که واژه‌ی «چشم‌چرانی» رو استفاده کنن، یا حتی شاید زیاد دیده باشیم که دیگران مشغول چشم‌چرانی هستن! غالب افرادی که دیدم، حتی افرادی که خودشون این کار رو کردن(می‌کنن)، معمولا به نادرستی این کار واقف‌ان. به نظر من، هرز و بی‌هوده استفاده‌کردن از هرچیزی نادرست‌ه، این می‌تونه شامل زبان، چشم، گوش، پول، احساس، وقت یا حتّی ذهن بشه. در این بین، به‌نظر من ذهن و مراقبت از اون مهم‌تر از بقیه‌اس، در حالی که کم‌تر از بقیه به‌ش اهمیت داده می‌شه.
توی این دوره‌ای که زندگی می‌کنیم، شاهد هستیم که انواع شبکه‌های اجتماعی و مجازی(از جمله توییتر، فیس‌بوک، اینستاگرام و ...)، کانال‌های مختلف(در یوتیوب، تلگرام و ...)، تلویزیون و ماه‌واره، کلیپ‌ها، فیلم‌ها، روزنامه‌ها، کتاب‌ها و بقیه مواردی که جا انداختم دارن رشد می‌کنن و گسترده‌تر می‌شن. مراقبت‌نکردن از محتوایی که داریم دنبال می‌کنیم بدون این‌که ازش آگاهی داشته باشیم، موجب می‌شه ذهن‌مون رو به چرا ببریم.
اگر کسی نخواد ذهن‌چرانی کنه، راه حل چی‌ه؟
هرکاری(از جمله کتاب‌خوانی) می‌تونه دچار آفت بشه. کتاب‌های زرد یا سمی که وقت‌تون رو تلف کنن و در عوض خزعبل ‌به‌تون تحویل بدن کم نیستن. "کتاب‌ها" رو پررنگ‌تر نوشتم، چون اخیرا زیاد می‌بینم که تب‌و‌تاب کتاب‌خوانی بالاتر رفته و هرکس یک کتاب دست‌ش می‌گیره و به خیال این‎‌که داره کار مفیدی انجام می‌ده بیش‌تر به خودش ضرر می‌زنه. به علاوه، در این مورد نمی‌شه دیدگاه صفروصدی داشت و تمام مواردی که بالاتر اشاره کردم هم سیاهِ مطلق نیستن. هدف این پست ستایش دیدگاه انتخابی‌ه، توصیه به تجزیه‌‍و‌تحلیل خود و نیازهامون و انتخاب محتوایی که دنبال می‌کنیم نه برحسب جریانی که در جامعه اطراف‌مون جاری‌ه، بلکه براساس چیزی که احتیاج داریم. وارد جریان رودخونه‌ای نشیم که مدام مجبور باشیم شنا کنیم و شنا کنیم و در انتها ندونیم به کجا رسیدیم و مسیر پشت‌سرمون چی بوده، شور نابه‌جا نزنیم.
 
آخرین ویرایش:
احساس می‌کنم قرار نیست توی چوب نروژی موراکامی به چیز عمیقی بر بخورم. احساس می‌کنم قرار نیست تاثیر عمیقی بر جای بذاره و با سلول هام ترکیب شه و چیز جدیدی توم بسازه.
شاید دارم پیش‌داوری می‌کنم.
 
رمان داستا یوسکی خیلی خوبه اما چون سمپادی هستیم دیگه وقتی به این کارا نیست.
 
Back
بالا