• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

در حال مطالعه

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در انتظار گودو
اولشم
یه حس سر درگمی دوست داشتنی
 
کتاب کبوترهای وحشی

اولاشم
 
کتاب هزارخورشید تابان رو دارم میخونم. اواخرشم تقریبا(بیشتر از سه چهارمش رو خوندم).
یکی از بچه ها میگفت کتاب غمگینه و کلی گریه کرده موقع خوندنش.
الان که دارم میخونم کتاب رو و دقت میکنم به خودم میبینم آدمی نیستم که با دیدن غم و رنج مردم گریم بگیره. خیلی گریه میکنم در طول سال. ولی برای اتفاقاتی مثل فوت یه نفر، خوشحالی زیاد، یا یه کتاب یا فیلم دراماتیک، یا این کلیپ هایی که مثلا توش یه اتفاقی میفته و یه آدم احساساتی میشه(مثلا یارو مشکل بینایی داشته و یهو میتونه ببینه، یا همچین چیزایی)
ولی اتفاقایی که مستقیم با بدبختی و رنج کشیدن هست رو نمیتونم براشون گریه کنم. ولی از درون داغونم میکنه. نه فقط این کتاب که روایت بدبختی های یه سری آدم افغانستانیه ( که واقعی هست و قابل درکه برای ما، هر چند شاید برای یه نفر تو بلژیک یا آمریکا خیلی ملموس نباشه اتفاقاتش) بلکه برای سایر اتفاقای روزمره، مثل گرون شدن دلار، پرپر شدن کلی از آرزوها، کمبود دارو، و و و خیلی مسائل دیگه، تنها واکنشم اینه که اعصابم خرد(داغون!) میشه و تا یه مدت هیچ جوره نمیتونم شاد باشم:(
 
من دارم حماسه حسینی از شهید مطهری رو میخونم.
کتابای غیر رمان نیاز به تامل دارن و نباید زود تمومشون کرد ولی از طرفی طول دادنشون باعث میشه تعداد کتابایی که میشه خوند کم بشه، از یه طرف دیگه اینقد جذابه که دلم میخواد ببینم بحث بعدیش چیه ولی از اینکه تموم بشه هم حیفم میاد. :-"
خلاصه به مشکل خوردم که زود تمومش کنم یا نه:D
 
کتاب بادبادک باز ... کتاب فوق العاده ای بود ب نظر من البته .. من مثل اونموقع هایی ک هری پاتر می خوندم نم تونستم ازش دل بکنم .. دو روزه تموم شد ...
نویسنده هم آقای خالد حسینی
کتاب درباره اتفاقاتی هست ک تو افغانستان بین سال های ۱۹۷۰ ب این ور افتاده و از زبان شخصیت اصلی داستان خاطره وار تعریف شده ...
من ب شخصه خیلی خوشم اومد
 
چقدر خوبه این تاپیک
من دوبار کتاب شما که غریبه نیستید از هوشنگ مرادی کرمانی رو خوندم
بنظرم خیلی خیلی جذاب وتاثیر گذاره
خواننده میتونه همه احساسات تلخ دوران کودکی مرادی کرمانی و اون شیرینی های کمرنگشو بچشه
بخش آخر کتاب که از موفقیت هاش و زندگی جدیدش حرف میزنه میتونین با همه وجودتون براش ذوق کنین
 
خب این تابستون خوب بود تونستم کلی کتاب بخونم یکی از بچه ها گفته بود که این رمان خوندن تاثیری داره یا نه و .. به نظرم اگه ذهنمون رو باز نگه داریم آره واقعا تاثیر داره
مثلا کتاب ملت عشق که واقعا قشنگ بود و شخصیت شمس خیلی جاها تاثیر مثبتی داشت واقعا
یا مثلا کتاب بادبادک باز خالد حسینی که واقعا عالی بود و نشون میداد که چقدر ظلم میشه در حق این مردم و صرفا سره تفاوت مذهب چه اتفاقاتی برای یه عده میفته خوده من نظرم نسبت به افغان ها تغییر کرد واقعا
کتاب یه شنبه ها با موری هم قشنگه واقعا میتونه خیلی آموزنده باشه
و کتاب مردی به نام اوه که خب شخصیت خاص و جالبی داره
 
وقتی نیچه گریست
فقط چون با ادبیات خیلی حال نمیکنم صفحه ۱۱امم -___-
البته اون ۱۱ صفحه رو دو سه باری خوندم تا بفهمم
من تازه تمومش کردم. بخون تا ته پشیمون نمیشی.
 
"کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم" از "اسلاونکا دراکولیچ"
۱۵۰ صفحه خوندم فعلا.
خیلی روون و خوب و با حالت تعریف زندگی شخصیش، اومده توضیح داده کشورای اروپای شرقی تو دوره‌ی کمونیسم چه جوری بودن و بعدش چه جوری شدن.
شباهت خیلی زیادی به وضعیت الان کشور خودمون داره. شیوع بیکاری رو بررسی کرده و کمبود لوازم اساسی زندگی و...
 
الان دارم
"بالاخره یه روز قشنگ حرف می زنم"
دیوید سداریس
رو می خونم
مترجم پیمان خاکسار
ناشر جهان نو

میام بهتون میگم چه جوریاس وقتی کامل خوندمش ...
پ.ن: نویسنده شدید روی کتاب هاتون اسم های خلاقانه و جالب بذارید مثل همین کتاب
 
دنیای سوفی
داستانش خیلی فضای آروم و گوگولی ای داره ^^
و قسمتای فلسفه ش ساده توضیح داده.
کلا مث طرح رو جلدش -که رنگی رنگیه- فضاش جذابه و دور از دغدغه های سطحیه.
 
کتاب های جهان در پوست گردو، طرح بزرگ و دریچه ای به سوی کیهان رو از استیون هاوکینگ بخونید خوبه.
 
الان من پروژه ی موازی رو شروع کردم ولی یه مقدار وحشیانه (چون موجود درس‌نخونی ام و چند تا کتاب با هم خوندن فاجعه س برام :-")
هم رمان نوجوان رویای بابک از سوزان فلچر و هم کتاب جامعه شناسی زنان که در واقع جامعه شناسی از دیدگاه فمنیسمه و هم یه سری صفحه ی کپی شده از کتاب جرم شناسی نظری رو دارم میخونم . از جزوه ی آسیب شناسی اجتماعی ترم پیشه البته که مباحثش خیلی جالب بود و دلم خواست دوباره بخونمش. جامعه شناسی گیدنزم گرفتم یه نگاه بندازم ولی آقا برگام پژمرده شده از همین اولین دور پروژه ی موازی علمی_داستانی :))
کنار این سه تا میخوام رمان کودک هم بخونم باز :D رولد دال اینا. از کتابخونه ی دانشکده گرفتم :-"
اصلا لازمه بگم که به هیچ کدوم نرسیدم ؟:))
قشنگ هیچ کدوم :))
 
به مناسبت اول مهر برا خودم کتاب ماتیلدا نوشته رولد دال رو خریدم :دی
ایشالله از فردا میخونمش
 
دارم داستان شهرِ وحشی رو مینویسم#-)
 
اصلا لازمه بگم که به هیچ کدوم نرسیدم ؟:))
قشنگ هیچ کدوم :))
خب کتاب رولد دال و رویای بابک تموم شدن . سه روز دیرتر تمومشون کردم و قرار بود تو روزهای آخر شهریور خونده شن .
به هر حال کتاب همچنان جامعه شناسی زنان در دست خوندنه و میخوام یه سری یادداشت برداری هم ازش انجام بدم . آیا می توانم تا آخر مهر تمومش کنم ؟
رمان بعدی سرگذشت ندیمه خواهد بود . هر چند که احساس خستگی میکنم و نمیدونم کی شوق شروع کردنش رو به دست میارم
 
سلاااام بچّه ها من اومدم با یه پست نسبتا طولانی در حال مطالعههه
خب.کتاب تولستوی و مبل بنفش رو دارم میخونم(۸صفه ازش مونده :-")
داستان راجب نینا سنکویچ‌ه که به دلایلی تصمیم میگیره "روزی" "یه دونه کتاب" بخونه.حاصل این ۳۶۵ روز دیوانگی(این مای آیدیا :-") آرامش فکری و رسیدن به نویسندگی کتابی به اسم
تولستوی و مبل بنفش‌‌ه
خب من واقعاً تا یه جاهایی به خانواده ای که نینا درش بزرگ شده غبطه میخوردم،به خاطر سلایق و علایق مشترکی که داشتن و بولد ترین‌شونم که کتاب خوندن بوده.(البته شرایط زندگی و جبر جغرافیایی هم خیلی مهمه.:-")
نویسنده تو کل کتاب یه تاکید خاصی روی خاطرات و تلاش برای زنده نگه داشتنشون داره.
حقیقتاً ذهن باز و روشنش قابل ستایشه.من،اگه یه ۳۶۵ روز به این شیوه خودمو تو کتابا خفه کنم نتیجه‌ش یه همچین کتاب الهام بخش و زیبا در همه ی جهات و از همه نظر نمیشه.البته اگه تا آخرش زنده بمونم :|
خب از نظریات گوهربارم (!!) که بگذریم میرسیم بهههه ترجمه.یه کوچولو یه ذرّه یه ذرّه اوایل کتاب لنگ میزد که ایشالا مشکل از مترجم نبوده و متن اصلی همینطوری بوده :-"^^
خیلی از صفه ها پانوشت داشت که برا من یکم رو اعصاب بود :| ولی خب آدم باید بدونه اون کس و اون چیزی که ازش داره صحبت میکنه اصن چی هس :| :-"
کتاب فراگیری تو گودریدز نبود.متاسفانه.ولی توجه نکنید شما.بخونید.حیفه این گوگولی تو چاپ سوم بمونه :-" (که نمیمونه.من یه چیزی گفتم :| :-")
در کل کتاب کولیه.از اثراتی که کتابا روی کوچکترین تا بزرگترین طرز تفکر نویسنده داشتن تا زندگی خود نویسنده و طرز تعریف کردن‌ش از کتابا و این صوبتا.



گرچه فک کنم نباید اینقد توضیح میدادم ولی خب این بود انشای من :-"
 
آخرین ویرایش:
سرگذشت ندیمه که ۱۲۵ صفحه ش رو خوندم یه کم چیزه ، با تعابیرش ارتباط نمیگیرم که ممکنه از ترجمه باشه ، نمیدونم راستش. نه تنها تعابیر ، بلکه ساختار جمله هاش هم برام راحت نیست . حس می‌کنم نیاز به ویراستاری داشته باشه
 
من دارم آنشرلی رو - برای بار چندم نمی دونم !!!! - دوباره می خونم. واقعا قشنگه پر از توصیف های قشنگ طبیعته و با اتفاق های با نمکی و مختلفی که می افته جدا خوندنش خالی از لطف نیست. عالیه این کتاب واقعا.
 
Back
بالا