- ارسالها
- 238
- امتیاز
- 1,714
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- یه جایی
- سال فارغ التحصیلی
- 1407
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموشدل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردت که راز پنهان خواهد شد آشکارا
این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموشدل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردت که راز پنهان خواهد شد آشکارا
دانی که چرا دار مکافات شدیم؟آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغی است کزین خانه به آن خانه برند
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رودمی نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
روی رنگین را بهرکس می نماید همچو گلترسم که روز حشر عنان بر عنان رود
تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
نباشد عیب پرسید تو را خانه کجا باشدروی رنگین را بهرکس می نماید همچو گل
ور بگویم باز پوشان باز پوشاند ز من!
دریغ مدت عمرم که بر امید وصالنباشد عیب پرسید تو را خانه کجا باشد
نشانی ده اگر یابیم و آن اقبال ما باشد
قراری بسته ام با می فروشاندریغ مدت عمرم که بر امید وصال
بسر رسید و نیامد بسر زمان فراق
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوستقراری بسته ام با می فروشان
که روز غم به جز ساغر نگیرم
با آنکه دلم از غم هجرت خون استمرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
تار و پودم بگسست و ز منت یاد نرفتبا آنکه دلم از غم هجرت خون است
شادی به غم توام ز غم افزون است
دلبر صنمی شیرین،شیرین صنمی دلبرتار و پودم بگسست و ز منت یاد نرفت
جز فراق مه تو، از چه فغانم باشد؟
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهاردلبر صنمی شیرین،شیرین صنمی دلبر
آذر به دلم برزد،برزد به دلم آذر
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانمرسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار
گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخوردوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی؟
رود ها از خود نه طغیان میکنندیوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
دامنت کوتاه اگر آمد پشیمانی چرارود ها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوییم ما آن میکنند
ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدامنت کوتاه اگر آمد پشیمانی چرا
خنده از روی تظاهر اخم پنهانی چرا
یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست؟ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان امد وقت است که باز آیی
تو نمیدانستی اصلا شهرزاد قصه ها چیستیا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست؟
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است
