- ارسالها
- 94
- امتیاز
- 429
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- یه جایی
- سال فارغ التحصیلی
- 1407
به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشایدهر شب تو را بی جست و جو می یافتم اما
نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب
ز تاب جغد مشکینش چه خون افتاد در دل ها
به بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشایدهر شب تو را بی جست و جو می یافتم اما
نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما رابه بوی نافه ای کآخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جغد مشکینش چه خون افتاد در دل ها
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارااگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارااگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم تمام روح و اجزارا
از پای فتادیم چو آمد غم هجراناگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سر و دست و پا را
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرااز پای فتادیم چو آمد غم هجران
از درد بمردیم چو از دست دوا رفت
هستی چه بود قصه پر رنج و ملالیتا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
یارت شوم یارت شوم هرچند آزارم کنیهستی چه بود قصه پر رنج و ملالی
کابوس پر از وحشتی آشفته خیالی

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصدیارت شوم یارت شوم هرچند آزارم کنی
نازت کشم نازت کشم گر در جهان خوارم کنی
داور داراشکوه ای آن که تاج آفتابیک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بودداور داراشکوه ای آن که تاج آفتاب
از سر تعظیم بر خاک جناب انداختی
