- ارسالها
- 2,567
- امتیاز
- 55,802
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- خرم آباد
- سال فارغ التحصیلی
- 94
ای دل غم این جهان فرسوده مخوراز دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآید
بیهوده نهای غمان بیهوده مخور
"خیام"
ای دل غم این جهان فرسوده مخوراز دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآید
ره مبند بلکه ره برم به شوقای دل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نهای غمان بیهوده مخور
"خیام"
وفا نکردی و کردم، جفا ندیدی و دیدمره مبند بلکه ره برم به شوق
در سراچه غم نهان تو
من مست می عشقم هشیار نخواهم شدوفا نکردی و کردم، جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بریدی و نبریدم
در دايره قسمت ما نقطهی تسليميممن مست می عشقم هشیار نخواهم شد
وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
یک داغ جگر سوز در این لاله سِتان نیستدر دايره قسمت ما نقطهی تسليميم
لطف آنچه تو انديشی، حكم آنچه تو فرمایی
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دستیک داغ جگر سوز در این لاله سِتان نیست
این میکده یک ساغر سرشار ندارد
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیستدامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهتدود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
تا فرشته ها مغرور نشوندتو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت
دل تو را دوست تر از جان داردتا فرشته ها مغرور نشوند
تو را تراشیدند
میروی اما خودت هم خوب میدانی عزیزدل تو را دوست تر از جان دارد
من از آن دوست ترت می دارم
هرچند داغم زین عزا، امّا رضا هستم رضامیروی اما خودت هم خوب میدانی عزیز
میکنی گاهی فراموشم ولی انکار نه
هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیبهرچند داغم زین عزا، امّا رضا هستم رضا
کز عالم ذر این بلا منظور و منظر آمده
ریشه ی نخل کهنسال از جوان افزون تر استهان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
آن همه شوکت و ناموس شهان آخر کارریشه ی نخل کهنسال از جوان افزون تر است
بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
در نومیدی بسی امید استآن همه شوکت و ناموس شهان آخر کار
چند سطریست که بر صفحهی دفتر گذرد
تنگ غروب و هول بیابان و راه دوردر نومیدی بسی امید است
پایان شب سیه سپید است
سیم دل مسکینم در خاک درت گم شدتنگ غروب و هول بیابان و راه دور
نه پرتو ستاره و نه ناله جرس
منی که لفظ شراب از کتاب میشستمسیم دل مسکینم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کویی بی فایده می بیزم
