من رو شاید نشه درست وگان حساب کرد. بیشتر سعی کردم مصرف گوشت پستانداران و پرنده هارو به شدت کاهش بدم اما متاسفانه هنوز برام سخته که لبنیات و غذاهای دریایی رو ترک کنم. اما اینکارم هیچ توجیه منطقی ای نداره و قابل دفاع نیست و باید درست بشه. البته از چرم و ابریشم هم استفاده نمیکنم. آرایشم که لازم نیس برا من!

ولی در کل از موضع نظری، وگانیسم رو خیلی موجه تر میدونم.
چنتا مسئله جالب تو این بحث هست:
1- انسان اشرف مخلوقات است و حق کامل برای هر گونه بهره برداری دلخواه از منابع را دارد، فارغ از آثار این کار بر دیگر موجودات
این حرف عریان ترین نوع گونه پرستیه که عمدتا توسط ادیان ابراهیمی تبلیغ شده. اینکه فقط انسان دارای شعور و اگاهی و احساس و...ست که توسط سازنده جهان، اشرف و سرپرست مخلوقات شده و بقیه گونه ها هم سیاه لشکرانی فاقد هر گونه احساس که در خدمت این نقش اصلی(انسان) هستن و برای اون خلق شدن.(البته همین حرف اگر هم درست باشه، کاملا از بی کفایتی خدا حکایت میکنه که نمیتونسته جهان رو بهتر بنا کنه بلکه نیازمند تبعیض و کشتار بوده!) البته افراد دیگه ای هم چنین عقایدی داشتن. مثلا دکارت چون هستی واقعی رو عقل و اگاهی میدونست(می اندیشم پس هستم) و در چندصد سال قبل زندگی میکرد که علم هنوز در جوانی خودش بود، فکر میکرد که حیوانات فاقد هرگونه اگاهین و اونهارو ماشین هایی متحرک میدونست که ازارشون هیچ عیبی نداشت. اخلاقیات گونه پرستانه در افراد زیاد دیگه ای هم وجود داشته مثل ارسطو، کانت و...
اما این توهمات با یک انقلاب علمی، نابود شدن: فرگشت! اینکه ما هم حیوانیم و با بقیه موجودات خویشانوندی داریم. نه اینکه موجوداتی کاملا مجزا باشیم که از بهشت هبوط شده باشن! در واقع نظریه فرگشت، از بهترین مثالهای تاثیر علم بر اخلاقه. چرا که نشون داد حیوانات دیگه هم، بسته به میزان فرگشت پیچیده ترشون، دارای آگاهی و حس رنج هستن و اگه به این دلیل، خودمون رو نسبت به انسانها دارای تکلیف اخلاقی میدونیم، هیچ دلیلی نداره که برای حیوانات هرچه نزدیک تر هم، اینطور نباشه. مخصوصا پستانداران و پرندگان.
بنابراین، نه ما و نه هیچ کس دیگه ای، اشرف و صاحب مخلوقات نیست. بقیه هم اگاهی و حس رنج و لذت دارن، و البته وجودشون هم کاملا مستقل از گونه متاخری مثل ماست. و البته خود این کلمه بهترین و اشرف هم کاملا نسبی و بی معنیه. اشرف در چی؟ سریعترین؟ بزرگترین؟ قوی ترین؟ کوچیک ترین؟ حتی اکه در آگاهی و احساس هم ما از بقیه جانداران پیچیده تر باشیم، این دلیل نمیشه که اوناهم یا ندارن یا خیلی توش ضعیفن. دیدن صحنه ذبح کافیه که بفهمیم اوناهم کاملا این رنج رو حس میکنن!
2- گیاهخواری مشکله
میدونیم که نابرده رنج،گنج میسر نمیشود. مخصوصا اخلاق خیلی وقتا شاید سخت و نیازمند از خودگذشتگی باشه.با توجه به تربیت اکثریت ما که با گوشت بزرگ شدیم، این حرف درسته. و البته حمایت از حیوانات دارای جنبه های مختلفیه که عمل به بعضیاشون شاید سخت و غیر ممکن باشه(مثل داروهای ازمایش شده روی حیوانات) من در این شرایط همه چیزو به افراد واگذار نمیکنم و موجه میدونم که برای برخی نیازهای ضروری مثل دارو، از داروهای ازمایش شده استفاده کنن چون شاید چاره دیگه ای نداشته باشن. در این مورد، در واقع مشکل اصلی در سیاست گذاری های کلی و بالادسته که یا مستقیما روی حیوانات ازمایش های بی رحمانه انجام مسدن یا اجازه به اینکار میدن. به همین دلیل مبارزه برای حقوق حیوانات، دارای جنبه های سیاسی و اجتماعی هم هست و فقط یک چیز فردی نیست. از جمله جنبه های دیگه اجتماعی-سیاسی این موضوع تصویب قوانین به نفع حقوق حیوانات، بهبود شرایط نگهداری، منع آزمایشات بی رحمانه و...ست.(البته در این باره هم احتمالا اقتصاددانان نئولیبرال های حامی رفه عر محدودیت برای بازار و سرمایه داری افسار گسیخته، سنگ اندازی خواهند کرد! توجه داشته باشید همه لیبرالها اینطور نیستن. مثل جرمی بنتام و جان استوارت میل که از حامیان معروف حقوق حیواناتن)
اما برخی از این نیازها و سختی ها، آشکارا غیر موجهن. مثل محصولات آرایشی و طعم گوشت. یک ذره فکر کردن رو این مسئله هم نشون میده که آزار، نگهداری در شرایط سخت و کشتن حیوانات برای چنین چیزهایی کاملا غیر منطقیه. اگه هنوز هم به این مورد اصرار داریم، بهتره دستکم خودمون رو انسان های غیر خودخواه و خوبی ندونیم چون عملمون دقیقا داره خلافشو نشون میده! ما در برابر همه جنبه های زندگیمون مسئولیت داریم. از جمله خوراکمون.
اما درباره مواد مغذی. ما امروزه میتونیم از مکمل ها استفاده کنیم و جایگزین های مخالف زیادی هست. از جمله همین B12. و البته حتی مقدار کمی لاغر شدن و کمبود بنظرم بی ارزش تر از ازار و کشتن کلی حیوانه. همین الانشم کسانی که گوشت میخورن، با کمبود های مختلفی مواجهن. چرا وگان ها استثنا باشن!
هم دانشمندان و هم ورزشکاران گیاهخوار زیادی داریم که گیاهخواری هیچ مشکلی در فعالیت فکری و بدنیشون ایجاد نکرده. با یک مثال مثل کسی که در اورست فوت شده نمیشه قضاوت کلی کرد. همونقدر که افراد همه چیز خوار زیادی هم داریم که به گرد پای اون دانشمندان و ورزشکاران نمیرسن و در ماجرای کوهنوردی هم به سرنوشت بدتری دچار خواهند شو و عزرائیل زودتر به سراغشون میاد! این موارد به فاکتورهای پیچیده و مختلفی بستگی دارن که هنوز هم ممکنه کامل شناخته شده نباشن.
3- گیاهان هم احساس درد و آکاهی دارن
باید بگم که این موضوع بین محققین مختلف، بسیار بحث برانگیز و سسته. خصوصا اینکه گیاهان سیستم عصبی ندارن، باعث شک زیادی میشه که آیا نتایج این آزمایش هارو واقعا باید چیزی معادل حس رنج دونست یا نه. ولی بر فرض حتی صحیح بودن اینها، باز هم قاعدتا به دلیل فرگشت ساده تر، چنین حسی نمیتونه دقیقا مثل انسان یا پستانداران باشه. پر واضحه که یک گاو، با توجه به واکنش های شدیدترش(توجه داشته یاشید حس درد مکانیزمیه برای بقا. پس اگه موجودی داشته باشش، حتما بروزش میده و واکنش نشون میده. چون درد از خظر حکایت میکنه و موجود هم باید از خظری که درد بهش اطلاع داده، فرار کنه) حس درد خیلی بیشتری تا یک گیاه داره.
اما بیاین یه فرض حتی عجیب تر هم کنیم! آزمایشات درباره حس گیاهان که سهله، بیاین حتی فرض کنیم گیاهان درست مثل انسان، یا حتی بیشتر، دارای آگاهی و حس درد هستن! در اینصورت، رفتار گیاهخواران، درست مثل قاتلان روانی سریالیه!
حتی با این فرض تخیلی و عجیب و رادیکال هم، باز گیاخواری موجه تره. چرا که در گوشتخواری، گیاهان بیشتری از بین میرن. چه بخاطر تغذیه دام هایی مثل گاو، که تو یکی از پست ها بهش اشاره شد، و هم بخاطر آثار زیست محیطی مخرب دامپروری. همچنین علاوه بر رنج گیاهان بیشتر، رنج حیوانات رو هم به عنوان حلقه میانی این زنجیره غذایی، اضافه کردیم.
4- گیاهخواران آزادن، ولی حق ندارن بقیه رو مجبور کنن. این یه امر شخصی و سلیقه ایه
ای کاش همینطور بود! ولی با توجه به دلایل، فکر میکنم جواب منفیه. رژیم غذایی کاملا هم یک چیز سخصی و سلیقه ای نیست. غذای ما هم تاثیرات محیط زیستی داره، و هم منبع تهیش مهمه. کسی که گوشت میخوره، فقط خودش وارد ماجرا نشده. بلکه کارش به کشتن حیوانات و تاثیرات مخرب محیط زیستی ربط داره. پس میبینیم نه فقط پای خود شخص، بلکه زندگی خیلی از موجودات زنده هم در میونه و به هیچ وجه شخصی نیست. همونطور که به واسطه پیشرفت علم، میشه از منابع سالم و تجدید پذیر استفاده کرد و باید روی کنار گذاشتن سوخت های فسیلی تمرکز کرد، یکی از سیاست ها برای مبارزه با گرمایش زمین، استفاده از منابع غذایی سالم تر مثل گیاهان و حشرات بجای گاو و گوسفنده. علاوه بر جنبه زیست محیطی، کشتن و شرایط سخت زندگی برای دام ها هم ناموجهه باید به فکر لغوش بود.
این بود دفاعیه من از گیاخواری