• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
روزگارم لحظه ای بی خنده های تو مباد
گرچه از گل خنده هایت عشوه می ریزد زیاد

بوسه هایت توت شیراز و لبت سوهان قم
شربت این عشق را باید چگونه شرح داد ؟

خنده هایت تک نوازی سه تار ذوالفنون
هرم چشمانت چو تصنیف بنان همواره شاد

نقش اندامت که نقاشی بهزاد از بهار
خط نستعلیق لبهایت که خط میر عماد

ناوک مژگان تو شور غزل های همه
ای تو مضمون تمام قصه های شهرزاد
 
آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
آیا چه خطا دید که اَز راهِ خطا رَفت؟

تا رَفت مَرا اَز نَظَر آن چَشمِ جَهان‌بین
کَس واقفِ ما نیست که اَز دیده چه‌ها رَفت

بَر شَمع نرفت اَز گُذرِ آتشِ دل، دوش
آن دود که اَز سوزِ جِگر بَر سَر ما رَفت

دور اَز رُخِ تو دَم به دَم از گوشهٔ چَشمَم
سیلابِ سِرشک آمَد و طوفانِ بَلا رَفت

از پای فُتادیم چو آمَد غَمِ هجران
دَر دَرد بِمُردیم
چو اَز دَست دَوا رَفت

دل گفت وِصالَش به دُعا باز تَوان یافت
عُمریست که عُمرَم همه دَر کارِ دُعا رَفت

اِحرام چه بَندیم؟ چو آن قبله نه این جاست
دَر سَعی چه کوشیم؟ چو از مَروه صَفا رَفت

دی گفت طبیب اَز سَرِ حَسرت چو مَرا دید
هِیهات که رَنجِ تو زِ قانونِ شَفا رَفت

ای دوست به پُرسیدنِ حافظ قَدَمی نِه
زان پیش که گویند که اَز دارِ فَنا رَفت
 
خدا خراب کند ،خدا خراب کند
خانهء کسی ،که مملکـَتی
برای مصلحت خویش ،خان یغما کرد
افسوس که از چاله به چاه افتادیم
از اُج سَحَر به شامـگاه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گـُم کرده جهت به کوره راه افتادیم
رفتیم به جستجوی راهی بهتر
گـُم کرده جهت به کوره راه افتادیم
این بود نـتیجهء ندانم کاری
بیچارگیو اَسیریو غمخواری

https://gisomusic.com/شاهرخ-چاله-به-چاه/
 
ما را ز منعِ عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایتِ ما هیچ‌کاره نیست
 
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
پرسشی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند؟
 
مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟
یا مثلا پارسال؟
عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه چیزی را بخوریم؟
ها ؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبوده ایم !

لویی فردینان سلین
 
هزار بار دلم سوخت در غمی مبهم
دلیلِ سوختنش هر هزار بار یکیست

- حامد عسکری
 
صد وعده‌ی امید به دل داده‌ام دروغ
چون من مباد هيچ كسی شرمسار خویش💔
 
Back
بالا