• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جمله سازی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع miena.m
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در جنگ سرد، سربازان توانستند با باتری گوشی نوکیا کودتا کنند
ریچارد فاینمن، گرگعلی، ایرپاد
ریچارد فاینمن و گرگعلی دست در دست هم و ایرپاد به گوش، تتلو گوش می‌کردن و لذت می‌بردن
حسابان، گل گلی، روان نویس
 
ریچارد فاینمن و گرگعلی دست در دست هم و ایرپاد به گوش، تتلو گوش می‌کردن و لذت می‌بردن
حسابان، گل گلی، روان نویس
روی جلد جدیدِ گل‌گلیِ کتابِ حسابان، اسمم رو با روان‌نویس نوشتم.
Assassin's Creed، بهروز پیرپکاجکی، آبله میمون
 
اگر بهروز پیرپکاجکی میدانست Assassin's creed چیست ، قطعا آبله میمون نمیگرفت.
مقنعه ، ساعت دیواری ، موتورسیکلت
در حین نگاه کردن به ساعت دیواری ، تصمیم گرفتم با مقنعه به موتورسیکلت سواری بروم.
خرگوش ، دیوار ، میز
 
در حین نگاه کردن به ساعت دیواری ، تصمیم گرفتم با مقنعه به موتورسیکلت سواری بروم.
خرگوش ، دیوار ، میز
خرگوش پر تلاش، از بالای دیوار پرید روی میز
اسکیت، آسمون، آدامس
 
خرگوش پر تلاش، از بالای دیوار پرید روی میز
اسکیت، آسمون، آدامس
احتمال اینکه من با اسکیت به آمریکا بروم چیزی حدود احتمال باریدن آدامس از آسمان است.
خرچنگ ، تسمه ، کهن
 
  • لایک
امتیازات: Sety
سلام
این یک مسابقه است که من هر هفته سه تا کلمه می گم وشما باید جمله بسازید ودر آخر هر هفته جمله ای که بیش تر از همه لایک داره رو به عنوان برنده اعلام می کنیم.
قوانین:
لطفا جملات تکراری نباشه.
اینجا نباید دیس بدید.
هر کی حق یک بار جمله نوشتن دارد واگر قصد تغییر دارد باید جمله اش رو ویرایش کند.
جملات توهین آمیز حذف میشند.
به هر نفر فقط یک بار جایزه داده میشه.


سری اول کلمات:
مار مولک -کره زمین- ماست

مارمولگ های گره زمین مال ماست-
 
احتمال اینکه من با اسکیت به آمریکا بروم چیزی حدود احتمال باریدن آدامس از آسمان است.
خرچنگ ، تسمه ، کهن
در یکی از کتب نقاشی کهن، عکس خرچنگی تسمه به دست بود.
فیلترینگ، صندلی کامپیوتر، بارون
 
به یک دورانی رسیدیم که اگه پشت صندلی بشینی تو کامپیوتر سرچ کنی بارون بارون بارون نه هی
بابت اینکه اسم زن توش هست ، هر سایتی که این جمله توش باشه ، فیلترینگ اجازه ملاقات با این موسیقی محلی رو نمیده 😑😑😐
بز ، پیاز ، گردو
بز به خاطر فقرش ناچار بود آبگوشت با گردو و پیاز بخورد

لپ تاپ - گربه - تخته سیاه
 
بز به خاطر فقرش ناچار بود آبگوشت با گردو و پیاز بخورد

لپ تاپ - گربه - تخته سیاه
رو تخته سیاه نوشته بودم "عصر لپ‌تاپ و ببر تعمیر کن" که یادم نره. اما گربه‌م حواسم و پرت کرد و یادم رفت.
هودی، دمپایی، برف
 
رو تخته سیاه نوشته بودم "عصر لپ‌تاپ و ببر تعمیر کن" که یادم نره. اما گربه‌م حواسم و پرت کرد و یادم رفت.
هودی، دمپایی، برف
هیچ کس انقد گشاد نیس که با هودی و دمپایی خیس و بره تو برفا سر کوچخ ماست بخره .
من دو دقیقه بعد :

بریتنی اسپیرز - ممد بقال سر کوچه - ریحون
 
بریتنی اسپیرز رفت از ممد بقال سر کوچه دو کیلو ریحون بگیره
ممد بقال سر کوچه گفت ، شرمنده تموم کردیم ( خیلی وحشتناک تر از این میتونست تموم شه 💀☠ )
یو اس بی - هارد - میرزا کوچک خان جنگلی
یو اس بی و هارد و برداشتم رفتم سر مزار میرزا کوچک خان جنگلی
گیتار، سنتور، جیغ
 
یو اس بی و هارد و برداشتم رفتم سر مزار میرزا کوچک خان جنگلی
گیتار، سنتور، جیغ
داشتم ب شوهر خاله ام میفهموندم ک نمیتوان با گیتار سنتور زد ک کفری شدم ی جیغ زدم ول کردم رفتم..

دسشویی مرگ ابنبات
 
داشتم ب شوهر خاله ام میفهموندم ک نمیتوان با گیتار سنتور زد ک کفری شدم ی جیغ زدم ول کردم رفتم..

دسشویی مرگ ابنبات
حسن داشت تو دستشویی به مرگ فکر می‌کرد که چشمش به آب‌نبات توی جیبش خورد و به زندگی برگشت.
سریال، مامان، کشتار
 
حسن داشت تو دستشویی به مرگ فکر می‌کرد که چشمش به آب‌نبات توی جیبش خورد و به زندگی برگشت.
سریال، مامان، کشتار
وقتی ک مامان داره سریال مورد علاقه اشو میبینه سمت کنترل بری کشت و کشتار راه میافته

ی وجب النگو طلا.. جاری.. خواهر شوهر
 
وقتی ک مامان داره سریال مورد علاقه اشو میبینه سمت کنترل بری کشت و کشتار راه میافته

ی وجب النگو طلا.. جاری.. خواهر شوهر
جاری و خواهر شوهر دست در دست هم به خرید یه وجب النگوی طلا رفتن.
تایر ماشین، سیرک، روسیه
 
جاری و خواهر شوهر دست در دست هم به خرید یه وجب النگوی طلا رفتن.
تایر ماشین، سیرک، روسیه
تو سیرک روسیه خرس ب جای دامن تایر شلوار پاش کرده بود برای تبلیغ تایر😂(اقا خیلی از مغزم کار کشیدم. جدی نگیرین)

صورتی... سیبیل چخماغی(املاش درسته؟) .. گل رز
 
تو سیرک روسیه خرس ب جای دامن تایر شلوار پاش کرده بود برای تبلیغ تایر😂(اقا خیلی از مغزم کار کشیدم. جدی نگیرین)

صورتی... سیبیل چخماغی(املاش درسته؟) .. گل رز
رضا خان با اون سیبیل چخماقی و یه پیرهن صورتی، گل رز به دست دم در ایستاده بود.
باد، شن، شلوارک
 
رضا خان با اون سیبیل چخماقی و یه پیرهن صورتی، گل رز به دست دم در ایستاده بود.
باد، شن، شلوارک
باد زد شن رفت تو شلوارکم سنگین شد افتاد شرفم رفت

پای مرغ
دلار
برگه
 
باد زد شن رفت تو شلوارکم سنگین شد افتاد شرفم رفت

پای مرغ
دلار
برگه
یه برگه چسبیده بود به پای مرغ توی حیاط، برش داشتم دیدم یه پاکت پر از دلار عه

بانک مرکزی، روحانی، هفت‌تیر
 
یه برگه چسبیده بود به پای مرغ توی حیاط، برش داشتم دیدم یه پاکت پر از دلار عه

بانک مرکزی، روحانی، هفت‌تیر
یه روحانی برای اینکه خمس بده رفت بانک مرکزی اول هفت تیر و 50 میلیاردی پول نقد گرفت و داد به مرجع تقلید خودش که باباش بود که اون تقسیم کنه

ماست ملینا لوبیا
 
Back
بالا