جمله سازی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع miena.m
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
یه روحانی برای اینکه خمس بده رفت بانک مرکزی اول هفت تیر و 50 میلیاردی پول نقد گرفت و داد به مرجع تقلید خودش که باباش بود که اون تقسیم کنه

ماست ملینا لوبیا
ملینا با اش لوبیا ماست میخوره

سیاه سفید... زندگی... تخم شتر مرغ
 
ملینا با اش لوبیا ماست میخوره

سیاه سفید... زندگی... تخم شتر مرغ
یه تی‌شرت راه راه سیاه سفید پوشیدم و واسه‌ی ادامه زندگی تخم شتر مرغ سرخ کردم‌.
چرم، حلقه، ولنتاین
 
یه تی‌شرت راه راه سیاه سفید پوشیدم و واسه‌ی ادامه زندگی تخم شتر مرغ سرخ کردم‌.
چرم، حلقه، ولنتاین
ولنتاین ی کت چرم و حلقه براش گرفتم...

پاک کن... موکت.. شیر
 
شیری که رو موکت ریخته بود و با پاک‌کن پاک کردم.
لباس، کاغذ، ساندویچ
صبح به جای کاغذ دور ساندویچم لباس کشیدم..

عکاسی.. اورانگوتان... خپل

پ.ن. ی ذره نمک داستانو زیاد کنین😂
 
صبح به جای کاغذ دور ساندویچم لباس کشیدم..

عکاسی.. اورانگوتان... خپل

پ.ن. ی ذره نمک داستانو زیاد کنین😂
همینطوری که داشتم عکاسی می‌کردم یه اورانگوتان خپل خودشو انداخت روم و مردم.
بالش، پلنگ، تیر
 
همینطوری که داشتم عکاسی می‌کردم یه اورانگوتان خپل خودشو انداخت روم و مردم.
بالش، پلنگ، تیر
روی بالشتم با پتو پلنگیم خابیده بودم ک صدای تیر اومد و پتوم سوارخ شد
موی لخت... برنامه هفتگی... عباس
 
روی بالشتم با پتو پلنگیم خابیده بودم ک صدای تیر اومد و پتوم سوارخ شد
موی لخت... برنامه هفتگی... عباس
عباس همونطور که موهای لخت شو دور انگشتش میپیچوند برنامه هفتگی کلاس اول رو به تخته ی بالای میزش چسبوند
مامور آب، شتر ، گورخر
 
عباس همونطور که موهای لخت شو دور انگشتش میپیچوند برنامه هفتگی کلاس اول رو به تخته ی بالای میزش چسبوند
مامور آب، شتر ، گورخر
مامور آب که وارد حیاط خانه شد، دو شتر و گورخر به سمتش هجوم بردند.
دستگیر، نون، آسفالت
 
مامور آب که وارد حیاط خانه شد، دو شتر و گورخر به سمتش هجوم بردند.
دستگیر، نون، آسفالت
وقتی از نداری روی اسفالت نون میپختن مامور اومد دستگیرشون کرد...

کله.. ماه.. شکست
 
وقتی از نداری روی اسفالت نون میپختن مامور اومد دستگیرشون کرد...

کله.. ماه.. شکست
قلی انقد پرید بالا تا دستش برسه به ماه که کله‌ش شکست.
باشگاه، کتاب، آدامس
 
قلی انقد پرید بالا تا دستش برسه به ماه که کله‌ش شکست.
باشگاه، کتاب، آدامس
رفتم باشگاه پام چسبید ب ادامس افتادم زمین چای استاد ریخت رو کتاب بدبخت شدم

جعبه... خر... کاموا
 
رفتم باشگاه پام چسبید ب ادامس افتادم زمین چای استاد ریخت رو کتاب بدبخت شدم

جعبه... خر... کاموا
خر مش قربون گوله کاموا رو از تو جعبه دراورد.
بن لادن،‌کاغذ دیواری،‌ معما
 
خر مش قربون گوله کاموا رو از تو جعبه دراورد.
بن لادن،‌کاغذ دیواری،‌ معما
داشتم کاغذ دیواری رو روی دیوار میچسبوندم که یهو دیدم عکس بن لادن روی کاغذ دیواری چاپ شده و یه ابر هم از دهنش در اومده که نوشته شده:«بودن یا نبودن، معما این است»

چسب زخم، پرینتر، زنجبیل
 
داشتم کاغذ دیواری رو روی دیوار میچسبوندم که یهو دیدم عکس بن لادن روی کاغذ دیواری چاپ شده و یه ابر هم از دهنش در اومده که نوشته شده:«بودن یا نبودن، معما این است»

چسب زخم، پرینتر، زنجبیل
فایل چسب زخم رو به صورت pdf سیو کردم دادم پرینتر چاپ کنه، به جاش زنبیل تحویلم داد!
سعدی، امینم، گیم نت
 
سعدی با امینم به گیم نت رفت :
امینم گفت سعدیا ! گیم نکو نام ، نبازیم هرگز
سعدی گفت : ای امین ، تا توانی xp ای به دست آور ، پز بدادن هنر نمیباشد
جفر ، دلستر ، پاورپوینت
جفر حین درست کردن پاورپوینت دلستر می‌نوشید.
سگ، قیچی، کیبورد
 
جفر حین درست کردن پاورپوینت دلستر می‌نوشید.
سگ، قیچی، کیبورد
با کیبورد جدیدی که خریده بودم داشتم انشا سگی که با قیچی برجی را نصف کرد را کامل میکردم
گودزیلا - خواهر - ریحانه
 
با کیبورد جدیدی که خریده بودم داشتم انشا سگی که با قیچی برجی را نصف کرد را کامل میکردم
گودزیلا - خواهر - ریحانه
خواهر ریحانه یک گودزیلا است‌.
مهران، تراپی، کافه
 
Back
بالا