[/nb]
ببین مثلا یه موردی بود تو شهر ما، دو سال پیش. یه دختر بچهی ۹ ساله رو گروگان گرفته بودن و پول میخواستن از باباش. آخر سر هم تجاوز و قتل بچه. فضای خیلی خیلی وحشتناکی بود تو شهر. من خودم واقعا میترسیدم تو خیابون راه برم حتما. چون همش حس میکردم الان یکی میاد یه بچه رو میدزده باز و این جریانا. ولی تهش که قاتلا اعدام شدن، مردم خیلی راحت شد فکرشون. اصلا انگار آرامش دوباره برگشت به خونهها. خود این کار بد نیست، اینکه اعدام کنی و مردم ببینن و درس عبرت شه براشون، ولی یه بچهی ۹ ، ۱۰ ساله واقعا درک کاملی از این وقایع نداره. هرچقدر هم بهش بگی اون کار بدی کرده که دارن اعدامش میکنن، بازم نمیفهمه. یه جورایی فکر میکنه اگه من هر کار بدی بکنم آخرش اعدامه!! این ترس براش خوب نیست. با روش منطقی توضیح دادن ِ بد بودن یه کار خیلی عاقلانهاس تا بیایی جلو چشمش آدم بکشی!به نقل از ♥hastikhanoom♥ :یعنی واقعا خود این صحنه آرامش مردم رو بهم نمی زنه؟

نگاه کن اونا تجاوز کردن و در نهایت بچه رو کشتن . درست؟؟؟ به نظرت اگه بیایم اون اشخاص رو اعدام کنیم چه فرقی با اونا داریم در ضمن ما بجای اینکه صورت مسئله رو پاک کنیم و اونا رو اعدام کنیم باید ببینیم اون ها چرا این کار را کردند ودنبال راهکار بگردیم که دیگه در آینده این اتفاق نیفته و به نظر من زنده بودن حق تمامی انسان هاست و فرد خطا کار باید راهنمایی شه تا بتواند مانند بقیه افراد جامع زندگی کند نه اینکه فرد خطا کار به طور کلی حذف شودپاسخ : عکاسی کودک از اعدام کرج
ببین مثلا یه موردی بود تو شهر ما، دو سال پیش. یه دختر بچهی ۹ ساله رو گروگان گرفته بودن و پول میخواستن از باباش. آخر سر هم تجاوز و قتل بچه. فضای خیلی خیلی وحشتناکی بود تو شهر. من خودم واقعا میترسیدم تو خیابون راه برم حتما. چون همش حس میکردم الان یکی میاد یه بچه رو میدزده باز و این جریانا. ولی تهش که قاتلا اعدام شدن، مردم خیلی راحت شد فکرشون. اصلا انگار آرامش دوباره برگشت به خونهها. خود این کار بد نیست، اینکه اعدام کنی و مردم ببینن و درس عبرت شه براشون، ولی یه بچهی ۹ ، ۱۰ ساله واقعا درک کاملی از این وقایع نداره. هرچقدر هم بهش بگی اون کار بدی کرده که دارن اعدامش میکنن، بازم نمیفهمه. یه جورایی فکر میکنه اگه من هر کار بدی بکنم آخرش اعدامه!! این ترس براش خوب نیست. با روش منطقی توضیح دادن ِ بد بودن یه کار خیلی عاقلانهاس تا بیایی جلو چشمش آدم بکشی!
جامعه ای که تماشای اعدام تفریحش هست آرامشی برای به هم زدن نداردپاسخ : عکاسی کودک از اعدام کرج
یعنی واقعا خود این صحنه آرامش مردم رو بهم نمی زنه؟
باز هم میگم ما چرا عادت داریم صورت مسئله رو پاک کنیم اون متجاوز زور گیر چرا اینکارو کرده؟؟؟؟؟؟پاسخ : عکاسی کودک از اعدام کرج
اعدام های عمومی معمولا واسه افرادیه که یک جمع کثیری رو به وحشت انداختند و آسایش رو از اون ها گرفتند که اصطلاحا محارب بهشون گفته میشه. این افراد رو قمه کش و زورگیر های درشت تشکیل میدن. یه موردش توی شهر ما کسی بود که در قالب های مختلف به خانوم ها تجاوز میکرد و بعد اونها رو میکشت و در بیرون شهر رها میکرد
در کل به نظر من صحنه گویای شادی و رضایت مردم هست که یک جانی داره از زندگیشون حذف میشه و میتونند مثل بقیه انسان ها در امنیت زندگی کنند.از جمله اون پسر بچه...
این ها رو در همون محل ها اعدام میکنن که جرائم بیشتری رو اونجا انجام دادند لذا این مردم زخم خورده این جانی ها هستند...
باز هم میگم ما چرا عادت داریم صورت مسئله رو پاک کنیم اون متجاوز زور گیر چرا اینکارو کرده؟؟؟؟؟؟
در ضمن برای زندانیان سیاسی که اعدام میشوند چه برای گفتن داری آن ها فقط عقیده خود را بیان کرده بودند مگر تجاوز کرده بودند که اعدام شدند و میشوند
خب این حرفت الان زیاد جالب نیست! مثل اینه که بگی چون من نمی تونم یکی رو تو یه سلول زندانی کنم حکومت هم نمی تونه.تو کشور یه سری قواعد "باید" وجود داشته باشه.الان من خودم به شخصه اگه به خاطر ترس از مجازات نبود شاید خیلی کارا می کردم.حکومت حق داره بر حسب قانون افراد رو مجازات کنه.وگرنه اغتشاش به وجود میاد.شما ارازل و اوباش رو یه مشت فیلسوف منطقی تصور می کنیدمجازات قتل عمد اعدامه ( حالا موارد دیگه هم اعدام میکنن ولی عمده مجازات ها به خاطر قتل نفسه ). ما داریم میگیم ادم کشتن اینقد بده ک نمیشه گذاشت مجرم زنده بمونه. برای کم کردن قتل در جامعه داریم مرتکب قتل میشیم. این احمقانه است. اگر قتل بده برای همه بده. نه این که حکومت هر کیو خاست بکشه ولی بقیه این حقو نداشته باشن
برای اوباش مرگ بدتر از زندانه.الان تو اروپا اعدام وجود نداره.چون تو اروپا مردم در رفاه کافی هستن و نیازی به ارتکاب جرم ندارن عمدتا!ولی الان تو ایران اینجوری نیست.به نظر من حداقل در "این زمان" اعدام نیازه!حق حیات متفاوته با آزادی مدنی. شما با زندانی کردن یک نفر حقوق شهروندی رو ازش سلب میکنی چون اون داشته حقوق بقیه رو پایمال میکرده ولی حق حیات چیزی نیست که من و شما دربارش تصمیم بگیریم. حتا اگر یک نفر بی گناه تو این سی و اندی سال اعدام شده باشه دلیل کافیه ک ما به خودمون اجازه ندیم حق حیات رو از بقبه بگیریمخب این حرفت الان زیاد جالب نیست! مثل اینه که بگی چون من نمی تونم یکی رو تو یه سلول زندانی کنم حکومت هم نمی تونه.تو کشور یه سری قواعد "باید" وجود داشته باشه.الان من خودم به شخصه اگه به خاطر ترس از مجازات نبود شاید خیلی کارا می کردم.حکومت حق داره بر حسب قانون افراد رو مجازات کنه.وگرنه اغتشاش به وجود میاد.شما ارازل و اوباش رو یه مشت فیلسوف منطقی تصور می کنیدبرای اوباش مرگ بدتر از زندانه.الان تو اروپا اعدام وجود نداره.چون تو اروپا مردم در رفاه کافی هستن و نیازی به ارتکاب جرم ندارن عمدتا!ولی الان تو ایران اینجوری نیست.به نظر من حداقل در "این زمان" اعدام نیازه!
اعدام عمومی هم باید با یه شرایطی باشه.مثلا افراد زیر 18 سال اجازه تماشا ندارن !
1-قانون یه "کس" نیست(درست بخونید لطفاحق حیات متفاوته با آزادی مدنی. شما با زندانی کردن یک نفر حقوق شهروندی رو ازش سلب میکنی چون اون داشته حقوق بقیه رو پایمال میکرده ولی حق حیات چیزی نیست که من و شما دربارش تصمیم بگیریم. حتا اگر یک نفر بی گناه تو این سی و اندی سال اعدام شده باشه دلیل کافیه ک ما به خودمون اجازه ندیم حق حیات رو از بقبه بگیریم
قانون و مجازات لازمه ولی اعدام چیزی فراتر از مجازاته ، عملا وجود یک نفر رو به پایان میرسونیم. هدف قوانین نباید انتقام گرفتن از مجرم باشه، باید کاهش جرم باشه. این حرفی که شما میزنی که مرگ بدتر از زندانه برای اوباش این معنی رو میده که ما میخایم از اون افراد انتقام بگیریم.
ما موقعی که یک بچه بین اعتیاد و بی خانمانی و قتل و جنایت بزرگ میشه رو نمیبینیم و این آدم رو با کسی که با شرایط متعادل بزرگ شده مقایسه میکنیم
ما کسی رو که مشکل روانی داشته باشه اعدام نمیکنیم چون میگیم متوجه عملش نمیشده و صرفا اونو تحت مراقبت بالینی میگیریم ولی به زمینه های روانی و شخصیتی دیگه توجهی نداریم .
حق حیات تنها چیزیه که همه ادما به صورت یکسان ازش برخوردارن و من این حق رو به هیچ کس نمیتونم بدم که درباره حق حیات بقیه تصمیم بگیره
منحرفم خودتونید) یه سری قواعد و اصوله.اعدام رو به عنوان يه گزينه ي كمكي به مجرمي كه حبس طولاني داره در نظر مي گيري (در واقع مردن براش بهتر از زندگي كردنه)ولي دوست داري كسايي كه جرم هاي كثيف داشتن تو شرايط سخت زنداني بشن و خوب طبيعتا اونا به اين نتيجه مي رسن كه مردن بهتر از زندگي كردن،در واقع به جاي اينكه يه نفرو بكشيم كاري بكنيم كه مردن براش از زندگي بهتر باشه اينطوري به جاي اينكه مستقيما ما قاتل باشيم صرفا شرايط مردن رو فراهم مي كنيم براش تا خودش ترجيح بده بميره ؟به نظر من إعدام تحت هيچ شرايطي لازم نيست چه برسه به اينكه به صورت عمومي انجام بشه.
شايد احمقانه به نظر برسه ولي به نظرم اعدام بايد يه گزينه اضافه براي جرم هايي باشه كه حبس طولاني مدت دارند ولي عملي خشونت أميز نبوده !!!(مثلا تصادف يك نفر بدون گواهينامه) كه اون طرف بتون خودشو از چندين سال حبس نجات بده و بگيره راحت شه به انتخاب خودش
و برعكس بايد كسايي كه جرم هاي بسيار كثيف و غيراخلاقي داشتند حبس كرد در شرايط بسيار بد تا تاوان عملشون رو بدن
واقعا إعدام ممكنه اسمش ترسناك باشه ولي عملا اون مجرم رو راحت ميكنه....
تماشاي إعدام هم كه ديگه اصلا كلا احمقانه است. تنها فايده اي كه داره مشاهده بالاترين حد خشونته (كه خيلي بافيلم فرق داره) و نتيجش عادي سازي خشونت و سنگدليه وگرنه بعيد ميدونم إعدام در ملا عام باعث زجر بيشتر مجرم بشه!
تمام چيزي كه براي دفاع از حق حيات گفتين براي دفاع از كساييه كه حق حيات رو از ديگران سلب كردن ، خوب پيشنهادتون چيه براي مجازات كسايي كه اين بزرگ ترين حق هر انسان رو سلب كردن؟؟من نه مخالف ريشه يابيم نه مخالف حل صورت مسئله ولي يك نفر كه از كشتن ديگران لذت مي بره و يا اين كار براش عاديه و به قول خودمون مثل آب خوردن آدم مي كشه چرا بايد زنده باشه؟چه مجازاتي مي تونه گرفتن اين بزرگ ترين حق رو جبران كنه؟؟؟حق حیات متفاوته با آزادی مدنی. شما با زندانی کردن یک نفر حقوق شهروندی رو ازش سلب میکنی چون اون داشته حقوق بقیه رو پایمال میکرده ولی حق حیات چیزی نیست که من و شما دربارش تصمیم بگیریم. حتا اگر یک نفر بی گناه تو این سی و اندی سال اعدام شده باشه دلیل کافیه ک ما به خودمون اجازه ندیم حق حیات رو از بقبه بگیریم
قانون و مجازات لازمه ولی اعدام چیزی فراتر از مجازاته ، عملا وجود یک نفر رو به پایان میرسونیم. هدف قوانین نباید انتقام گرفتن از مجرم باشه، باید کاهش جرم باشه. این حرفی که شما میزنی که مرگ بدتر از زندانه برای اوباش این معنی رو میده که ما میخایم از اون افراد انتقام بگیریم.
ما موقعی که یک بچه بین اعتیاد و بی خانمانی و قتل و جنایت بزرگ میشه رو نمیبینیم و این آدم رو با کسی که با شرایط متعادل بزرگ شده مقایسه میکنیم
ما کسی رو که مشکل روانی داشته باشه اعدام نمیکنیم چون میگیم متوجه عملش نمیشده و صرفا اونو تحت مراقبت بالینی میگیریم ولی به زمینه های روانی و شخصیتی دیگه توجهی نداریم .
حق حیات تنها چیزیه که همه ادما به صورت یکسان ازش برخوردارن و من این حق رو به هیچ کس نمیتونم بدم که درباره حق حیات بقیه تصمیم بگیره
قضیه همینه، ما نمیتونیم چیزی رو جبران کنیم. مجازات هم نباید برای جبران باشهاعدام رو به عنوان يه گزينه ي كمكي به مجرمي كه حبس طولاني داره در نظر مي گيري (در واقع مردن براش بهتر از زندگي كردنه)ولي دوست داري كسايي كه جرم هاي كثيف داشتن تو شرايط سخت زنداني بشن و خوب طبيعتا اونا به اين نتيجه مي رسن كه مردن بهتر از زندگي كردن،در واقع به جاي اينكه يه نفرو بكشيم كاري بكنيم كه مردن براش از زندگي بهتر باشه اينطوري به جاي اينكه مستقيما ما قاتل باشيم صرفا شرايط مردن رو فراهم مي كنيم براش تا خودش ترجيح بده بميره ؟
تمام چيزي كه براي دفاع از حق حيات گفتين براي دفاع از كساييه كه حق حيات رو از ديگران سلب كردن ، خوب پيشنهادتون چيه براي مجازات كسايي كه اين بزرگ ترين حق هر انسان رو سلب كردن؟؟من نه مخالف ريشه يابيم نه مخالف حل صورت مسئله ولي يك نفر كه از كشتن ديگران لذت مي بره و يا اين كار براش عاديه و به قول خودمون مثل آب خوردن آدم مي كشه چرا بايد زنده باشه؟چه مجازاتي مي تونه گرفتن اين بزرگ ترين حق رو جبران كنه؟؟؟
