• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

علـی[میم]

وضعیت
موضوع بسته شده است.

زﮩرا

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
695
امتیاز
7,441
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
کِرمان
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
کرمان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : استریت علـی[میم]

نه حالا دیگه داخلی هستی اسپم هم بدی من جرات ندارم پاک کنم جدا :)) البته فک کنم با حضور سبز علی میم در تیم مدیرای داخلی ؛ نصف فروم پاک بشه :)) همینجوری تو دلم مونده بود؛ باید میگفتم :-"

×کهکشان: الان داخلی بیاد بهت بگه مدیرانجمن چرا اسپم میدی؟ :-"

×زهرا : خب اقا چیزه میگم نه چیز ؛چیز که میدونین چیه؟؟ چیزه اقا غلط کردم داخلی عزیز :-" نشد یبار مثل آدم اسپم بدم در همان زمان مدیر داخلی سر نرسه؛ چه وعضشه اقا؟؟ نه جدا ؟؟؟

× علی : لایک منم به کهکشان بودا :D چیشش اسپم نده و اینا ، الکی مثنن خیلی جذبه دارم .

×زهرا : :-< .
 

Odette

کاربر فعال
ارسال‌ها
68
امتیاز
191
نام مرکز سمپاد
فرزانگان2
شهر
Teheran _Minsk
دانشگاه
Belarusian State Medical University
رشته دانشگاه
Med student
پاسخ : استریت علـی[میم]

عکس چهارم:
مضنون هنرمند هم هست این عروسکی که پشت تخت هست گویا سگ هم توسط مضنون باسازی شده :)) از هر انگشت ایشون هنر میباره :-"
شما که نمی دونین این عروسک سگم یکمم بزرگه البته :-" قسمت جلوییش رو شیکمش به طرز مشکوکی :-" رسما جر خورد کم کمش ۲۰ سانت من ته کدبانو گریمو نشون دادم با سوزن نخ دوختمش :-" بعدم گذاشتمش پشت تختم قشنگ جوری که دیده نشه مسلما من جنبه تعریفایی که با دیدن این صحنه ازم میشد رو نداشتم و پیش گیری کردم
این عروسکی هم که رو تختش هست خیلی بهش وابستس که آورده دوباره رو تختش گذاشته
به نقل از علــی[میم] :
8->

"عروسک نیازه که باشه ، تا فقط ، باشه"
"همه عروسکامونو دوس داریم ، تو یک برهه زمانی مکنه ب وابسته باشیم"
"یادته اولین عروسکت ، چه شکلی بود ؟ ، الان کجاست ؟"
و اینکه احتمالا ایشون همون شاهین هستن خیلی هم دوسش داره بردار دوقولوشه از چشماش معلومه پدرش رو در آورده تو عصبانیت ولی نمیدونم چرا این عروسک رو دختر میبینم :-"
به نقل از علــی[میم] :
خاک تو سرم شرمم باد :-[ :-[ ولی یه عروسکه هس مثه اینکه موقعی من به دنیا اومدم برام خریدن اسمشم شاهینه کلی دوسش دارم اصلا برام مثه برادر دوقولومه >:D< >:D<
عکس دوم :
طبق این پست صندلی داغشم مضنون تو زمینه موسیقی هم هنرمند هستن حرفه ای کار میکنن ولی سنتور رو فقط برای آرامش خودشون میزنن احتمالا بعد از عروسکش این سنتورش رو بسیار دوست داره

ویرایش میشه ;;)
 

زﮩرا

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
695
امتیاز
7,441
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
کِرمان
سال فارغ التحصیلی
95
دانشگاه
کرمان
رشته دانشگاه
پزشکی
پاسخ : استریت علـی[میم]

اسپم ها پاک سازی شد یه مقدار.

بعضی پست ها هم بس خوشگلن دلم نمیاد پاک کنم ولی پاک میکنم فردا.خلاصه رعایت کنید.

دوروز دیگه هم بیشتر فرصت باقی نیست.جمع و جور کنید بحث رو.

با تشکر ×
 
ارسال‌ها
1,086
امتیاز
6,230
نام مرکز سمپاد
علامه حلی 1
شهر
کرمان
سال فارغ التحصیلی
1393
دانشگاه
دانشگاه شیراز
رشته دانشگاه
سخت افزار
پاسخ : استریت علـی[میم]

به نقل از زﮩرا :
اول از همه خودم عرض کنم مضنون شیراز رفتنش روش اثر گذاشته کلهم 4 تا عکس به ما داده بر خلاف این مضنون .

حالا ادامه بدید.
من واسه هر پست یه پست جواب میدم بعد اگه قوانین این تاپیک همچین اجازه ای رو نمیدن ، زهرا به من پ خ بده ترکیبشون کنم یا خودت زحمتشو بکش و اینا

خب :-" اول اینکه این 4 تا عکسم نهایت خلاقیتم بود ، خیلی دنبال سوژه بودم چیزی نبود خو ، من تنبل نمیباشم :-< :-"

اه اه الان که دقت میکنم چقد لوسه واسه هر پست یه پست جوتب بدم ، نظرم عوض شد همه رو تو همین پست میگم !

به نقل از Am!nM . A :
موردِ یک.

مظنون داره سعی می‌کنه خودشو خیلی آدمِ پرمشغله‎ای نشون بده، همونطوری که تو عکسِ اوّل می‌بینید، یه میزِ خیلی شلوغ پلوغ و تپه‌ای از کیبورد و لپ‌تاپ رو رو هم سوار کرده که بگه مدیرِ گ.ش مثلِ چشمِ سایرون از تمامِ زوایا داره کاربرا و پستاشون رو می‌پاد و حرکتِ اضافی برابره با عملِ مدیریتی با 16 شیوه‌ی شائولینی و ماداگاسکاری :))
همین کارارو کرد که آخر بهش نشانِ مدیریتِ مطلوب دادن :)))

:-" این تمیز ترین و خلوت ترین حالت میز من بود چون که تازه از شیراز برگشته بودم اتاقمو تمیز و مرتب کرده بودمو اینا :-":-" شلوغیه واقعی الانه ، جای دیگم نداشتم اینا رو بزارم خو
:-" آره خیلی حواسم به گ ش هست ، مثه بچم دوسش دارم اصن :-"
مدیریت مطلوب به من گفتن واسه کامپیوتره نه گ ش :))


موردِ دو.

مظنون با دوستاش میره بیرون، وسطِ پارک، مث خرس غذا می‎خوره، سلفی می‌گیره می‌ذاره اینستا، بعد معده‌ش دچارِ مشکل میشه و شربتِ معده می‌خوره :))
گاهی هم از بس از دستِ کاربرانِ خطاکار حرص می‌خوره دچارِ مشکلِ گوارشی میشه و شربتِ معده جزء لاینفکِ میزِ کارش!! هست! :D :D :-"

:| من یه قطرم از این نخوردم تا حالا دکتر داده گفته اگر فولان بهمان بخور :-< اصن تو از کجا چجوری تشخیص دادی ؟ استریتت اینو یادم میمونه

موردِ سه.

مظنون تعصّبِ خاصّی نسبت به سمپاد داره، رو در و دیوارِ خونه‌ش آرمِ‌ش رو نقاشی کشیده و حتّی از دوسدخدرش[nb]خودش که انکار می‌کنه ولی ما که خانواده‌ی سمپادیا و خاندانِ «میم» رو کاملاً می‌شناسیم :>[/nb] هم شنیدیم رو کمرش هم آرمِ سمپاد رو خالکوبی کرده :))

کاربرای زیادی رو هم معرّفی کرده که سمپاد نبودن و به قولِ خودش تهِ هشدار رو دراورده :))

تعصب دارم ولی اینا یادگارین خو :D
بابا خدایی فک نکنم تا حالا کاربر غیر شمپادی معرفی کرده باشم ، اون قضیش یه چی دیگه بود ، محرمانه هم هستن اینا ، نباید بگی مدیر انجمن ، چیش

موردِ چهار.

مظنون نون‌به‌نرخ‌ِ‌روزخوره، تو بحث‌های ضدعقیدتی با مازیار همراهی می‌کنه عوضش تابلوی «الله» رو عوضِ «پاستا» چسبونده به دیوارِ اتاقش :))
همچنین تابلوهای زیادی رو که احتمالاً افرادِ شناخته‌شده‌ای هستن (من که نمی‌شناسم یا نتونستم تشخیص بدم :-""" ) به دیوارش چسبونده؛ و برا این که تابلو نشه، یه تابلوی «هخامنشیان‌طور!» هم گذشته اون وسط. در کل علی میم یک «معما» است.

من در بحث های ضدعقیدتی با مازیار همراهی نمیکنم ، ولی از اینکه هر کس اعتقادات خودش رو داره مثل مازیار ، دفاع میکنم + آی دو بلیو این الله + تابلو ها اساتید بزرگ حوزه شعر و موسیقی ما هستن + :-" معما نیستم :-"


موردِ پنج.

احتمالاً دورانی رو با قبایلِ سرخ‌پوست و باکومبا زندگی کرده.

:))

موردِ شش.

مظنون مدّعی‌ه در پسِ چهره‌ی هاپوطور ش ، قلبی آکنده از مهر و عطوفت نهفته و کودکِ درونش زنده‌س، با عروسک‌هاش بازی می‌کنه و حالا محضِ این که ریا نشه، چارتا ماشین و ربات هم گذاشته اون بالا که بگه نه حالا اونقدرام شورشو نیارین. :-" :D

من هیشوقت نرفتم جایی عروسک بخرم ، خو بهم دادن :( خیلیم دوسشون دارم ، جرم که نیست ، بعله با بضیاشون بازیم کردم :-"

موردِ هفت.

مظنون ادّعا می‌کنه خیلی به چشماش اهمّیت میده و تو روزِ برفی! با عینکِ آفتابی میره بیرون. ولی ما که می‌دونیم اینا محضِ خودشاخ‌نمایی‌ست. :-"

من کی تو روز برفی با عینک بیرون رفتم ؟ :او ولی خب چشمام مهمن برام :-"

ضمناً دوتا چوبِ سنتور (چیه اسمش؟ :)) همین دوتایی که باهاش سنتور می‌زنن :D :-" ) هم محضِ خفن‌بازی گذاشته رو تخت که بگه مثلاً سنتور بلدم :-"

:| مضراب :| خو زهرا گفتم چی عکس بگیرم ، گفت یه سری چیزا کنار هم ، هر چی که دوست داری

موردِ هشت. (موردِ بودار)


«آتش»[nb]همه احتمالاً در جریان هستید که آتش اسم مرده :-" :-" و این یعنی مظنون گِی تشریف داره! ولی خب از اونجا که شکوه اسم زنه نشون میده طرف دوجنسگراس مثن :))[/nb] و «شکوه»[nb]هرچند اون شِکوِه‌س ولی خب، ما که می‌دونیم شما هم می‌دونید علی‌میم یک معماست و رمزنگاری می‌کنه قضایاش رو :-"[/nb] چه کسانی هستند؟

وای ... وای وای ...

یا مثلاً به کتابی که در آخرین عکس روی تختش هست دقّت کنید. چقدر زیرکانه و مرموزانه :-?




تصویر کاملاً واضحه. داره فریاد می‌زنه!
کتاب مسلّماً یه کتابِ ساده که توش جملات فلسفی و مفهومی باشه نیست ....
حتّی من احساس می‌کنم این قیافه، قیافه‌ی علی شریعتی هم نباید باشه ...

:| نظری ندارم :-" ارجاع میدم به پست همید ارشده همین حوالی !!

موردِ نه. (در راستای پاورقیِ شماره‌ی 2 :-‌" )

مظنون به من هم حتّی نظر داره :-" ای بی‌چشم‌ورو :-"

وای وای وای ، تو مسلمون نیستی امین :)))

به نقل از ایلیا :
مورد اول:
مضنون زمستونا سرماییه، تابستونا گرمایی، ازونجایی که هم کنار رادیاته هم کنار پنجره.

تایید میشه کاملاً :-"

مورد دوم:
مضنون علاقه خاصی به بُرسش داره، همه جا هستش چون.

اینم به شدت تایید میشه

مورد سوم:
مضنون بسیار وسواسی و بهداشتیه، لیوانه شخصی داره، ما میدونیم که ژل الکلی هم داره، ولی توی عکس نذاشته که ریا نشه.

لیوانه یادگاریه :-" از اینام که گفتی ندارم

مورد چهارم:
مضنون گویا یبار نشسته روی لیوان مذکور، چون کج و کوله شده لیوانه.

یادم نیس

مورد پنجم:
مضنون علاقه منده برنامه ها و کاراشو روی وایتبرد بنویسه که یادش بمونه، ولی بدتر از من همیشه سفیده وایتبردش.

اینم به شدت تایید میشه >:D<
به نقل از نیلوفـر :


مظنون اصراری به مرتب بودن نداره. مینیمومی از دسته‌بندی رو در بعضی‌ جاها رعایت کرده. به نظر می‌رسه حوصله‌ی مرتب نگه داشتن کتاب‌ها و عروسک‌هاش رو نداره. به نظر من به حوصله نداشتن برمی‌گرده بیشتر از وقت نداشتن؛ اما مرتب بودن سر و وضع شخصیش براش مهمه. به نگه داشتن برخی یادگاری‌های (نوستالژیک؟) علاقه‌ داره[nb]اشاره به کارت‌های مربوط به مسابقات زیر وایت‌برد مظنون.[/nb]. مظنون به نگه داشتن چیزهایی که کودکیش و به‌ویژه بخش‌های بارزی از کودکیش رو به خاطرش میارن علاقه‌منده[nb]واضحه. عروسک‌ها...[/nb] در نتیجه احتمالاً از کودکیش راضیه. مظنون با توجه به نوع عروسک‌هایی که داشته و هنوز نگه داشته، آدم مهربون و احساساتی‌ایه و در مورد احساساتش رُکه. به وضوح تعصب سمپادی داره[nb]آرم‌های متعدد سمپاد در اتاق[/nb]. مظنون سنتور می‌زنه و علاقه‌ی زیادی به سازش داره. از تاریخ و ادبیات و هنر سنتی ایران خوشش میاد. دکوراسیون اتاقش مطابق علایقشه، اما اهمیت چندانی به هماهنگی کل اجزای اتاق با هم نداده [nb]تابلو‌های عکس روی دیوار آرایش مشخصی دارن، اما برای مثال روتختی و روبالشی و غیره نه با هم هماهنگن نه با نقش‌ و طرح‌های مشاهده شونده در بقیه اتاق[/nb]. مظنون چیزهایی که براش مهمن رو تمیز نگه می‌داره، اما وسواس نداره [nb]کیبرد و لپ‌تاپ‌ها تمیزی قابل‌قبولی دارن، اما قفسه‌ی کتاب/عروسک‌ها گرد و خاکیه[/nb]. مظنون از نور و روشن بودن محیط خوشش میاد، سرمائیه و توی خواب زیاد تکون نمی‌خوره :D[nb]ارجاع به عکس‌های ۴ و ۲[/nb]

× فقط از عکس‌ها استفاده کردم به علت ذیق وقت.

دمت گرم عالی بود ، خیلیم دقیق !!! امین یاد بگیر
به نقل از Farz :
۱.مضنون دقیقا بعد از تعطیلات عید عضو شده، میشه حدس زد تکالیف عید رو انجام نداده و ناچارا به یک سایت که پر از آدمای سمپادی بودن برخورده و فکر کرده میتونه مشکل‌هاش و مسائل حل‌نشده‌ی دوران عیدش رو براش حل کنن ( چ خیال خامی کرده بیچاره :-")

:| نه عید یه دوره اردوی علمی طوری داشتیم ما ، بعد یکی از دوستا با اکانت بنده به یکی از دوستان دخترشون ، پ خ دادن :| اما معرفی نکردن و منم نفهمیدم چی گفتن به هر حال ، اوشونم نشناختن گزارش دادن :| اکانتمو بن کردن ، منم اینو ساختم :-< خیلی رو دلم بود بگم یه بار اینو



۲. از موقعی که من تو سایت بودم و پست‌های ح.ب مضنون رو میخوندم میدونستم ایشون هی عاشق میشدن هی شکست عشقی میخوردن، حالا نمیدونم معشوقه‌ها داشته یا فقط ی دونه بوده :D (علی منو ببخش X_X)
اولین پست عاشقی ایشون مربوط میشه تابستون سالی که میرفتن سال سوم، میشه حدس زد معشوقه مورد نظر رو در کلاس‌های المپیاد مشاهده کردن :-"
البته حدس کلاس المپیاد ممکنه که درست نباشه چون چندی بعد از پست ح.ب که گذاشتم مضنون این پست رو گذاشته:
خب این نشون میده که معشوقه سمپادی نیست و البته نشون میده ایشون از همون اول پایبند و متعهد بوده و فقط ب ازدواج فکر میکرده. :)) :-"

:-" :-" نه نه :-" انکار :-"

۳.مضنون از همون اول عضویت ش روحیه‌ی جنگی و خشنی داشته و هم‌اکنون هم توی اعمال قوانین ح.ب دیده میشه :-"

عه خب عه :| خب :| عققق !!!

۴.
خب با تلاش های فراوان این پست رو یافتم، ولی متاسفانه نتونستم تشخیص بدم شاهین شون کدوم عروسکه تو عکس :)) :-<

×ایشالا پست‌های بعدی عکس‌هات رو بررسی میکنم ;;)

شاهینم همونی که تو عکس دست جمعی با وسایلم بود لم داده بود به بالشت و اینا :-"

×عاقا مضنون خیلی میشه راجبش حرف زد، وقت تنگه ولی، اعتراض دارم من :)) :-<

:-" خدا رو شکر وقت برا تو تنگ بود :-"
خدایی همش تو یه پست نمیشه ، بقیش تو پست بعدی :(
 
ارسال‌ها
1,086
امتیاز
6,230
نام مرکز سمپاد
علامه حلی 1
شهر
کرمان
سال فارغ التحصیلی
1393
دانشگاه
دانشگاه شیراز
رشته دانشگاه
سخت افزار
پاسخ : استریت علـی[میم]

به نقل از مازیمون :
مظنونمون خیلی مظنونه! ( در راستایه سخنان رهبر سابق انقلاب! )

و به نظر میاد تو مسابقات برنامه نویسی هم شرکت کرده. اونی که زیر وایتبردش هست رو با این مقایسه بفرمایید که من دارم :



با این تفاوت که ایشون خوش سلیقه تر هست و من از ۸ ماه قبل هنوز تو کیفم دارمش :-"

:-" نظری ندارم ولی منو این هیچ شباهتی به هم نداریم :))

داشتن یک لپتاپ با صفحه نمایش بزرگتر وکیبورد مجزا نشون میده ایشون خیلی بازی می کنند و نگرانند مبادا این بازی ها به صفحه کلید خود لپتاپ صدمه بزنه از این بابت یه صفحه کلید مجزا دارن :-"

( ولی خوب این صفحه کلید خیلی خرکی علی یه چی نازک تر و ناز تر بخر :D )

نه بازیا زیاد نمیکنم ، اینم داستان داره خریدنش به دلیل مسخره بودن داستانش نمیگم ولی انتخاب خودمم نیس ! انتخاب رفیق گیمرمه

مظنون دوست دخترش رو از کودکی میدوستیده :-" دوست دخترشم از این ها که سرش به زیره و خجالتیو اینا :-"



خواهر کوچیکی بنده هستن و بله خواهرمان را خیلی دوست میدارم .

از اینا که رو دیوارشون مینویسن می خوان چیکارا بکنن بعد اخره سال میبینن هیچ کدومش انجام نشده :-"

دقیقن

مظنون به نظر میاد هم به سه تار و هم سنتور علاقه دار و خوب نت هاش معلوم نیست کجاس :-" ول جاش اونجاست :D

اگه دقت کنید اون تابلو ای که روش الله داره. رنگش و ترکیب چیدنش با باقی تابلو ها هم خوانی نداره :-" و از اونجا که باقی تابلو ها و عکس ها شدیدن با دقت انتخاب شدن و مظنون به دیوارش اهمیت زیادی میده میشه حدس زد که اون تابلو از قبل روی دیوار بوده و پشتش کلی سوراخ سوراخه و اگه برش میداشته کلن نابود میشده دیواره :D

سعی نکن القا کنی که مجبور بودم بزارمش :-" نه خیرم حوصلم نذاشت بعد تغیر دکوراسیون جاشو عوض کنم :-"

مظنون به شکار حیوانات با فوت از راه دور علاقه داره :-" اسنایپر فوتی :-"



:))

مظنون اسباب بازی هاش نسبت به سنش بزرگترن :D احتمالن یک برادر بزرگتر داشته یا به جمع اوری اسباب بازی های قدیمی علاقه داشته :-"

:| مال خودمن :-" ندارم داداش بزرگترم

من بچه بودم دیگه دوران اخره این ماشین این مدلی ها بود و من سه چهار سریشو داشتم :D



نه این آخرین کادوی مامان بابامه :)) علاقه شدید بنده به ماشین کوچولو :))

و خوب کتاب CLRS رو تو کمدش داره :-" عزیزم به جا خریدن کتاب می گفتی من بهت PDF عش رو بدم :D



کتاب همیشه کتابه و هیچی جاشو نمیگیره به عقیده من .

به نظر میاد مظنون مثل من تو مسابقات قرایت قران شرکت کرده و سوم شده :-" بهش از اینا دادن :-"

یادش بخیر من اینو میذاشتم رو میزم که یه ذره شبیه به میز کار رضا شاه بشه :D




نه کادوی خالمه :)) و باز هم ما هیچ شباهتی نداریم

از این ادما که برنامه های تلوزیونی اینگلیسی رو نگاه می کنن :-"

Shuan the Sheep
:-"




:-"

در کمال تعجب اون پلیس موتور سوار پشتش به ماست :-" ( علی می خواستی به پلیسه خیانت کنی با امین بری خونه بخت ؟‌ :-" )

وای وای وای ، مازیار امین شما مسلمون نیستین :-"

و خوب معلومه دوست دختره سابق علی کادویه دوست پسره سابقش رو موقع ولنتاین به علی داده وگرنه کی به یه پسر همچین چیزی میده ؟ :))

( مظنون گرامی متاسفم دوست دختره شما یه ذره شیطون تشریف داشته :-" )



اینو من خریدم !!!!

تخت مظنون هر چند یه نفره به نظر میرسه ولی به قدره دو سه نفر جا داره :-" مظنون به طور عمودی هم انگار روش می خوابه :))

من نمیدونم مصرف این تخت چیا می تونه باشه :-"

:|:| :-" :-" امین !!
به نقل از ناهیـــــــد :
خب،پس از چندین روز بررسی عمیق(!) نتایج من به شرح ذیل است: :-"

1.مضمون،موهای پر پشتی داره و موهاش زود پت میشن اینو میشه از برس عکس شماره ی 1 و 4 فهمید و همچنین از عکس کله عکاس :د

اوهوم اوهوم :-"

2.مضمون آدم تنبلی می باشد؛با توجه به کتابایی که همه سیمی شده ان،و حوصله نداشته کتاباشو به دستش نگه داره.البته من حدس میزنم که این کتابا مال زمان کنکور بوده و این قضیه هیچ ربطی به شیراز رفتن ایشون نداره. :-" :))

نه مال دانشگامن اینا :-"






3.در رابطه با عروسک های رویت شده و با توجه به اینکه مضمون پسر میباشد سه تا فرضیه وجود داره:
-فرضیه شماره یک: مضمون از اون دسته از پسرایی ِ بوده که تو بچگی لاک میزنن و خاله بازی میکنن. :-"
-فرضیه شماره دو: مضمون خواهر بزرگ تر از خودش داشته و این عروسکا بهش به ارث رسیده. ;;)
-فرضیه شماره سه: عروسک هارو (قرمزه و گوسفنده) رو دوس دخدرش ولنتاین بهش داده شادش کنه ;))

نه !
نه !
خودم خریدم :-"


4.با توجه به کادوی باز نشده هم میتونیم اینطوری اظهار نظر کنیم: که اینو از دوس دخدرش گرفته؛بعد با هم دعواشون شده کات کردن طاقت دیدن کادوشو نداشته و از طرفی با توجه به اینکه اعتقاد خاصی به نگه داشتن خاطرات داره؛دلش نیومده بندازتش ^-^



نه اینم کادوی خواهر بزرگیمه و اینکه خب کتاب عست ! ترجیح دادم فلن به همین شکل زیبا نگه دارم !

5. مضمون به نگه داشتن خاطرات خیلی اعتقاد داره؛ولی به مرتب چیدنشون اصلا :))

دارم ، بابا اونم دارم به خدا تمام تلاشمو کردم .

6.اتاق مضمون در زمان اتاق تکونی به سر میبرده با توجه به چوب پرده ی بدون پرده :د

کو کجا ؟

7.مضمون به کرار میخاسته ثابت کنه که موسیقی کار میکنه؛اون از کیف سنتورش و اون از مضراب هاش(همون چوب سنتور خودمون :D ) که تو عکس 4 مشاهده شد. :-"



خب جاشون اونجاست :-" همیشه بوده :-"

8.مضمون آدم مجازیی میباشد با توجه به آلات عکس یک. :>

اوهوم اوهوم !!

پ.ن : همینا دیگه؛لذت ببرید. ;;)
به نقل از Farz :
سلام ;;)
در خدمت تون هستیم با سری کشفیات جدید همراه با عکس‌ها :D

مضنون خیلی خیلی سنتور دوست داره معلوم نیست چرا، شاید اولین بار معشوقه‌ش رو در کلاس سنتور دیده، شاید هم سنتور ساز مورد علاقه‌ی معشوقه باشه. :D :-??

:-" سنتور رو میپرستم ، فقط ! :-"

1.خب شروع میکنیم. اولین نقل قول مربوط به صندلی داغ ایشون هست که هم اشاره به زدن ساز سنتور کرده و هم اشاره به اسم معشوقه‌ش :-&quot;
برای اثبات اینکه معشوقه هم سنتور دوست داشته/داره میتونم به این عکس اشاره کنم. :D چ دلیلی داره که فرد مذکور دوتا سنتور داشته باشه :-&quot; مگه اینکه ب خونواده‌ش فشار آورده باشه که ی سنتور جدید براش بخرن و قدیمیه رو دزدکی بده به معشوقه :-&quot; ( ک ناکام بوده ظاهرا :-< )



:-" نه :-"

۲.
مضنون خیلی سست عنصره چراکه اشاره کرده که ساز دومی که شروع خواهد کرد نی و یا ویولن باشه درحالی که چیزی که در عکس دیده میشه قطعا نی نیست :D و دسته‌ش بلنده شبیه ویولن نیست اصلا!



ببنید اگر در عکس دقت کنید ، نی داخل کاورش به دیوار آویزونه ولی قابل تشخیص نیست :-":-" اما یادگیریش سخت بود :-" خیلی کسیم نبود یادم بده سه تار رو رفیقم داره یادم میده .


در رابطه با سست عنصری بودن و همچنین داشتن سندروم روانی چوب سنتور باید این عکس اشاره کنم :-&quot;
مضنون هربار که نت ها رو اشتباه میزنه فکر میکنه مشکل از چوبه، واسه همین اِن تا چوب داره و بعد هر تمرین از چوب جدید استفاده میکنه :D
البته این مورد هم هست که فرد بعد از عصبانیت و بلد نبودن نت چوب رو به طرف دیوار پرت میکنه و همه‌ی اون چوب ها شکسته‌ن و برای ب ظاهر شاخ بودن مضنون نگه‌داری میشن :-&quot;



:)) هر کسی به جمع آوری یه چیزی ممکنه علاقه داشته باشه خب :-" ولی من زیاد مضراب شکستم به هر حال

۳.مضنون همه‌ش سعی میکنه بگه شاخه :-&quot; همچنین هم شاخ و هم عاشق، همیشه همه‌جا اینو ب همه میخواد بگه :-&quot;

من گلت کردم :-"

موقعی که صندلی داغ علی بوده، نصف سوالات راجب یوزر نیم ایشون بوده :))

نقل قول از سوال کنندگان:
و اما جواب ایشون:
فعلا همینا، منتظرم باشین بازم میام. :D
خب دیگه خسته شدم بقیش باشه بعدن (:|
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا