• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره ی شاعران

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع kahroba
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا در میان کاروان، آید مرا آن نیم جان
هر دم بگویم بی امان، اِنّی أنا لهفان یار
رام کنی یاغی‌گران را به دو دستان خود
خام کنی پخته از آن چشمک مستان خود
زنده کنی مرده و هشیار کنی خفته را
گر ثمری بخشی از آن باغ و گلستان خود
 
رام کنی یاغی‌گران را به دو دستان خود
خام کنی پخته از آن چشمک مستان خود
زنده کنی مرده و هشیار کنی خفته را
گر ثمری بخشی از آن باغ و گلستان خود
در همایون، اشارات تو انظار، پریشان می‌کرد
این کرامات تو آواز، به عشاقِ همایون می‌کرد
 
در همایون، اشارات تو انظار، پریشان می‌کرد
این کرامات تو آواز، به عشاقِ همایون می‌کرد
در سکوتی شاعرانه باز خلوت کرده ام
شعر اما بر نمی آید از این زندانِ مغز
 
در سکوتی شاعرانه باز خلوت کرده ام
شعر اما بر نمی آید از این زندانِ مغز
زنهار مرنجانی آن گوهر و مرجان را
کز رنجش آن گوهر رنج است دل و جان را
وز نغمه شادانش، آن حال خرامانش
شوری رسد آن کس را کز ذوق دهد جان را
 
زنهار مرنجانی آن گوهر و مرجان را
کز رنجش آن گوهر رنج است دل و جان را
وز نغمه شادانش، آن حال خرامانش
شوری رسد آن کس را کز ذوق دهد جان را
اگر روزی در آتش سوزد این عشق
پری گیرد، شود ققنوس این عشق
 
اگر روزی در آتش سوزد این عشق
پری گیرد، شود ققنوس این عشق
قبل‌تر ها بود ما را شور و شوق زندگی
قصه‌‌های عاشقی و دلبر و دلدادگی
صبر کردیم پیشه و در انتظار عشق ناب
عمر از ما روی‌گردان شد همی یک‌بارگی
 
Back
بالا