امروز هیجده اردبیهشته ،بعد از چهار ماه فرو رفتن در فرط ناامیدی و خستگی توی این هفته احساس شوق به زندگی رو دوباره در خودم احساس می کنم ، اینکه دوباره یه نوجوون امیدوارم و کلی فرصت دارم هنوز ، نه کسی که توی نیمه شونزده سالگی احساس می کنه پیش از اینکه حتی به جوونی برسه زندگیش تباه شده و آینده ای تیره و تار در مقابلشه ...من هنوز نمی دونم مهاجرت کاریه که باید انجام بدم یا المپیاد یا کنکور ، هنوز پلن واحدی برای آینده توی سرم نیست و شاید این منطقی ترین کار توی کشوریه که هیچی توی اون ثبات نداره و شاید اشکالی نداره که من مسیرم رو برای خودم دقیق مشخص نکردم ... فعلن می خوام از این پتانسیل توی وجودم بهترین استفاده رو بکنم....
جسارتا می تونم بهتون پ.خ بدم اونجا مطرح کنم ؟

امتیازات: Homunculus